هوش مصنوعی:
متن روایتگر داستان فردی است که در اوج خوشبختی و عیش، ناگهان بخت برگشته و دشمنانش از او خبردار میشوند. آنها توطئهای میچینند تا او را از سرزمین خود دور کنند. هنگامی که شخصیت اصلی از این تصمیم آگاه میشود، دچار اندوه و ناله میشود و تلاش میکند تا مانع این اتفاق شود، اما تلاشهایش بیفایده است و در نهایت مجبور به ترک دیار خود میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی مانند غم، اندوه و توطئه است که درک آنها برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای نوجوانان جوان چالشبرانگیز باشد.
بخش ۲۶ - در زوال وصال و شب فراق
من اندر عیش و بختم در کمین بود
چه شاید کرد چون طالع چنین بود ۱
زناگه بخت وارون بر سرم تاخت
از آن خوش زندگانی دورم انداخت ۲
ز هر سو دشمنانم را خبر شد
حدیث ما به هر جائی سمر شد ۳
جهانی را از آن آگاه کردند
ز وصلش دست ما کوتاه کردند ۴
چو خصمان را از این معنی خبر شد
حکایت بعد از این نوع دگر شد ۵
در این معنی بسی تقریر کردند
به آخر دست این تدبیر کردند ۶
که اینجا بودنش کاری است دشوار
بباید رفتنش زین ملک ناچار ۷
بر این اندیشه یکسر دل نهادند
بر او زین قصه رمزی برگشادند ۸
چو بشنید این سخن خورشید خوبان
ز رفتن شد تنش چون بید لرزان ۹
گل اندامم درون پردهٔ راز
چو غنچه تنگ خوئی کرده آغاز ۱۰
نفیر و ناله و شیون برآورد
خروش از جان مرد و زن برآورد ۱۱
فغان بر گنبد گردان رسانید
صدای ناله بر کیوان رسانید ۱۲
ز هر نوعی بسی در رفع کوشید
غریمش هر سخن کو گفت نشنید ۱۳
کز اینجا طاقت دوری ندارم
چنین از عقل دستوری ندارم ۱۴
به پشت بادپائی بر نشاندش
ز آب دیده در آذر نشاندش ۱۵
براهش با پری همداستان کرد
پریوارش ز چشم من نهان کرد ۱۶
چه شاید کرد چون طالع چنین بود ۱
زناگه بخت وارون بر سرم تاخت
از آن خوش زندگانی دورم انداخت ۲
ز هر سو دشمنانم را خبر شد
حدیث ما به هر جائی سمر شد ۳
جهانی را از آن آگاه کردند
ز وصلش دست ما کوتاه کردند ۴
چو خصمان را از این معنی خبر شد
حکایت بعد از این نوع دگر شد ۵
در این معنی بسی تقریر کردند
به آخر دست این تدبیر کردند ۶
که اینجا بودنش کاری است دشوار
بباید رفتنش زین ملک ناچار ۷
بر این اندیشه یکسر دل نهادند
بر او زین قصه رمزی برگشادند ۸
چو بشنید این سخن خورشید خوبان
ز رفتن شد تنش چون بید لرزان ۹
گل اندامم درون پردهٔ راز
چو غنچه تنگ خوئی کرده آغاز ۱۰
نفیر و ناله و شیون برآورد
خروش از جان مرد و زن برآورد ۱۱
فغان بر گنبد گردان رسانید
صدای ناله بر کیوان رسانید ۱۲
ز هر نوعی بسی در رفع کوشید
غریمش هر سخن کو گفت نشنید ۱۳
کز اینجا طاقت دوری ندارم
چنین از عقل دستوری ندارم ۱۴
به پشت بادپائی بر نشاندش
ز آب دیده در آذر نشاندش ۱۵
براهش با پری همداستان کرد
پریوارش ز چشم من نهان کرد ۱۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۶
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۵ - در صفت حال
گوهر بعدی:بخش ۲۷ - آگاه شدن عاشق از حال معشوق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.