خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر حافظ بیانگر گذر سریع عمر و اهمیت استفاده از فرصتهای زندگی است. شاعر از زیباییهای گذرا و ناپایداری روزگار سخن میگوید و تأکید میکند که باید از لحظات دیدار و عشق بهره برد، زیرا زمان به سرعت میگذرد و فرصتها از دست میروند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، مانند گذر زمان و ناپایداری عمر، برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارند. این موضوعات برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۲۵۳ - ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
ای خُرَّم از فروغِ رُخَت لاله زارِ عمر
بازآ که ریخت بی گُلِ رویت بهارِ عمر ۱
از دیده گر سرشک چو باران چِکَد رواست
کاندر غمت چو برق بِشُد روزگارِ عمر ۲
این یک دو دَم که مهلتِ دیدار ممکن است
دریاب کارِ ما که نه پیداست کارِ عمر ۳
تا کی مِی صَبوح و شِکرخوابِ بامداد
هشیار گَرد، هان که گذشت اختیارِ عمر ۴
دی در گذار بود و نظر سویِ ما نکرد
بیچاره دل که هیچ ندید از گذارِ عمر ۵
اندیشه از محیطِ فنا نیست هر که را
بر نقطهٔ دهانِ تو باشد مدارِ عمر ۶
در هر طرف ز خیلِ حوادث کمینگهیست
زان رو عِنانگسسته دَوانَد سوارِ عمر ۷
بی عمر زندهام من و این بس عجب مدار
روز فِراق را که نَهَد در شمارِ عمر ۸
حافظ سخن بگوی که بر صفحهٔ جهان
این نقش مانَد از قَلَمَت یادگارِ عمر ۹
بازآ که ریخت بی گُلِ رویت بهارِ عمر ۱
از دیده گر سرشک چو باران چِکَد رواست
کاندر غمت چو برق بِشُد روزگارِ عمر ۲
این یک دو دَم که مهلتِ دیدار ممکن است
دریاب کارِ ما که نه پیداست کارِ عمر ۳
تا کی مِی صَبوح و شِکرخوابِ بامداد
هشیار گَرد، هان که گذشت اختیارِ عمر ۴
دی در گذار بود و نظر سویِ ما نکرد
بیچاره دل که هیچ ندید از گذارِ عمر ۵
اندیشه از محیطِ فنا نیست هر که را
بر نقطهٔ دهانِ تو باشد مدارِ عمر ۶
در هر طرف ز خیلِ حوادث کمینگهیست
زان رو عِنانگسسته دَوانَد سوارِ عمر ۷
بی عمر زندهام من و این بس عجب مدار
روز فِراق را که نَهَد در شمارِ عمر ۸
حافظ سخن بگوی که بر صفحهٔ جهان
این نقش مانَد از قَلَمَت یادگارِ عمر ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۲ - گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
گوهر بعدی:غزل ۲۵۴ - دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.