این متن شعری از حافظ است که به موضوع امیدواری و تسلی خاطر در برابر مشکلات و سختیهای زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلها و تصاویر زیبا، به مخاطب یادآوری میکند که در هر شرایطی نباید ناامید شد و باید به خداوند و آینده امیدوار بود. او از تغییرات طبیعت و زندگی به عنوان نمادهایی برای گذراندن دوران سخت استفاده میکند و تأکید میکند که هیچ چیز دائمی نیست و همه چیز در نهایت به سامان خواهد رسید.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تمثیلها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۵۵ - یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور ۱
ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن
وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور ۲
گر بهارِ عمر باشد باز بر تختِ چمن
چتر گل در سر کَشی، ای مرغِ خوشخوان غم مخور ۳
دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور ۴
هان مَشو نومید چون واقِف نِهای از سِرِّ غیب
باشد اندر پرده بازیهایِ پنهان غم مخور ۵
ای دل اَر سیلِ فنا بنیادِ هستی بَرکَنَد
چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور ۶
در بیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کُنَد خارِ مُغیلان غم مخور ۷
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور ۸
حال ما در فُرقت جانان و اِبرامِ رقیب
جمله میداند خدایِ حالْگردان غم مخور ۹
حافظا در کُنجِ فقر و خلوتِ شبهایِ تار
تا بُوَد وِردَت دعا و درس قرآن غم مخور ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.