هوش مصنوعی: این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر به مخاطب نصیحت می‌کند که نصایح ناصحان مشفق را بپذیرد و از جوانی و زیبایی‌های زندگی لذت ببرد، زیرا عمر کوتاه است. او از عشق و شراب سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که نعمت‌های دنیا و آخرت در برابر عشق ناچیز هستند. شاعر همچنین از توبه و بازگشت به زندگی عادی سخن می‌گوید، اما زیبایی و جذابیت ساقی او را از توبه بازمی‌دارد.
رده سنی: 18+ متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی، عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۲۵۶ - نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر ۱

ز وصل روی جوانان تمتعی بردار
که در کمین گه عمر است مکر عالم پیر ۲

نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جوی
که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر ۳

معاشری خوش و رودی بساز می‌خواهم
که درد خویش بگویم به ناله ی بم و زیر ۴

بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم
اگر موافق تدبیر من شود تقدیر ۵

چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر ۶

چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک
که نقش خال نگارم نمی‌رود ز ضمیر ۷

بیار ساغر در خوشاب ای ساقی
حسود گو کرم آصفی ببین و بمیر ۸

به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمه ی ساقی نمی‌کند تقصیر ۹

می دوساله و محبوب چارده ساله
همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر ۱۰

دل رمیده ی ما را که پیش می‌گیرد
خبر دهید به مجنون خسته از زنجیر ۱۱

حدیث توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۷۷
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۵ - یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷ - روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.