هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و از معشوق خود می‌خواهد که بازگردد تا دل و جان او را تسکین دهد. شاعر از غم و اندوهی که بر دلش سایه افکنده است می‌گوید و امیدوار است که با بازگشت معشوق، شادی و آرامش به زندگی‌اش بازگردد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

غزل ۲۶۱ - درآ که در دل خسته توان درآید باز

درآ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان درآید باز ۱

بیا که فرقت تو چشم من چنان در بست
که فتح باب وصالت مگر گشاید باز ۲

غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت
ز خیل شادی روم رخت زداید باز ۳

به پیش آینه دل هر آن چه می‌دارم
به جز خیال جمالت نمی‌نماید باز ۴

بدان مثل که شب آبستن است روز از تو
ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز ۵

بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ
به بوی گلبن وصل تو می‌سراید باز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۶۸۴
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۰ - ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز
گوهر بعدی:غزل ۲۶۲ - حال خونین دلان که گوید باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.