هوش مصنوعی:
این متن به موضوع گذرایی زندگی و مرگ میپردازد و اشاره میکند که مهمانی در این دنیا موقتی است و در نهایت همه به خاک بازمیگردند. همچنین، تأکید دارد که ثروت و زیبایی در برابر مرگ بیارزش هستند و تنها حقیقت پایدار، مرگ است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوع مرگ و گذرایی زندگی نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۱۵ - به سرای سپنج مهمان را
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست ۱
زیر خاک اندرونت باید خفت
گر چه اکنونت خواب بر دیباست ۲
با کسان بودنت چه سود کند؟
که به گور اندرون شدن تنهاست ۳
یار تو زیر خاک مور و مگس
چشم بگشا، ببین کنون پیداست ۴
آن که زلفین و گیسویت پیراست
گر چه دینار یا درمش بهاست ۵
چون تو را دید زردگونه شده
سرد گردد دلش، نه نابیناست ۶
دل نهادن همیشگی نه رواست ۱
زیر خاک اندرونت باید خفت
گر چه اکنونت خواب بر دیباست ۲
با کسان بودنت چه سود کند؟
که به گور اندرون شدن تنهاست ۳
یار تو زیر خاک مور و مگس
چشم بگشا، ببین کنون پیداست ۴
آن که زلفین و گیسویت پیراست
گر چه دینار یا درمش بهاست ۵
چون تو را دید زردگونه شده
سرد گردد دلش، نه نابیناست ۶
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۶
۱۰۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - آن صحن چمن، که از دم دی
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - امروز به هر حالی بغداد بخاراست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.