هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و جدایی مینالد و از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او از تأثیر عمیق این جدایی بر زندگی خود میگوید و از معشوق میپرسد که چرا با وجود اینکه زلفهایش مانند کمند نیست، باز هم او را اسیر خود کرده است. شاعر همچنین از عشق سوزان خود و تأثیر هجران بر دلش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و هجران است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۰ - صرصر هجر تو، ای سرو بلند
صرصر هجر تو، ای سرو بلند
ریشهٔ عمر من از بیخ بکند ۱
پس چرا بستهٔ اویم همه عمر؟
اگر آن زلف دوتا نیست کمند ۲
به یکی جان نتوان کرد سؤال:
کز لب لعل تو یک بوس به چند؟ ۳
بفگند آتش اندر دل حسن
آن چه هجران تو از سینه فگند ۴
ریشهٔ عمر من از بیخ بکند ۱
پس چرا بستهٔ اویم همه عمر؟
اگر آن زلف دوتا نیست کمند ۲
به یکی جان نتوان کرد سؤال:
کز لب لعل تو یک بوس به چند؟ ۳
بفگند آتش اندر دل حسن
آن چه هجران تو از سینه فگند ۴
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۴
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - نیز ابا نیکوان نمایدت جنگ فند
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - مهتران جهان همه مردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.