هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق خود سخن میگوید. او از درد فراق و اشتیاق به وصال معشوق مینالد و از خداوند طلب یاری میکند. شاعر در این شعر از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر روح و روان خود سخن میگوید و ابراز میکند که دلش در چین زلف معشوق گرفتار شده است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۴۳۸ - سبت سلمی بصدغیها فؤادی
سبت سلمی بصدغیها فؤادی
و روحی کل یوم لی ینادی ۱
نگارا بر من بیدل ببخشای
و واصلنی علی رغم الاعادی ۲
حبیبا در غم سودای عشقت
توکلنا علی رب العباد ۳
امن انکرتنی عن عشق سلمی
تزاول آن روی نهکو بوادی ۴
که همچون مت به بوتن دل و ای ره
غریق العشق فی بحر الوداد ۵
به پی ماچان غرامت بسپریمن
غرت یک وی روشتی از امادی ۶
غم این دل بواتت خورد ناچار
و غر نه او بنی آنچت نشادی ۷
دل حافظ شد اندر چین زلفت
بلیل مظلم و الله هادی ۸
و روحی کل یوم لی ینادی ۱
نگارا بر من بیدل ببخشای
و واصلنی علی رغم الاعادی ۲
حبیبا در غم سودای عشقت
توکلنا علی رب العباد ۳
امن انکرتنی عن عشق سلمی
تزاول آن روی نهکو بوادی ۴
که همچون مت به بوتن دل و ای ره
غریق العشق فی بحر الوداد ۵
به پی ماچان غرامت بسپریمن
غرت یک وی روشتی از امادی ۶
غم این دل بواتت خورد ناچار
و غر نه او بنی آنچت نشادی ۷
دل حافظ شد اندر چین زلفت
بلیل مظلم و الله هادی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۶۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۷ - ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
گوهر بعدی:غزل ۴۳۹ - دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.