هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رویاهای خود و آرزوهایش سخن می‌گوید. او در خواب ماهی را می‌بیند که نماد پایان شب هجران است و تعبیر آن را بازگشت یار سفرکرده می‌داند. شاعر از ساقی خوش‌فال خود یاد می‌کند و آرزو می‌کند که ای کاش به دیار خود بازگردد و خاطرات گذشته را زنده کند. او همچنین از عشق و دلیری سخن می‌گوید و از رقیب خود شکایت می‌کند. شاعر در پایان آرزو می‌کند که اگر کسی دیگر به سبک او شعر می‌سرود، مورد توجه شاه هنرپرور قرار می‌گرفت.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۳۹ - دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
کز عکس روی او شب هجران سر آمدی ۱

تعبیر رفت یار سفرکرده می‌رسد
ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی ۲

ذکرش به خیر ساقی فرخنده فال من
کز در مدام با قدح و ساغر آمدی ۳

خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویش
تا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی ۴

فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دست
آب خضر نصیبه اسکندر آمدی ۵

آن عهد یاد باد که از بام و در مرا
هر دم پیام یار و خط دلبر آمدی ۶

کی یافتی رقیب تو چندین مجال ظلم
مظلومی ار شبی به در داور آمدی ۷

خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق
دریادلی بجوی دلیری سرآمدی ۸

آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی ۹

گر دیگری به شیوه حافظ زدی رقم
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۸ - سبت سلمی بصدغیها فؤادی
گوهر بعدی:غزل ۴۴۰ - سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.