هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق و آرزوهایش سخن می‌گوید. او از ناملایمات زمانه و آرزوی امنیت و خوشدلی می‌گوید و از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد می‌کند که اگر نبود، زندگی بی‌معنا می‌شد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۴۴۱ - چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی ۱

بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست
گرم به هر سر مویی هزار جان بودی ۲

برات خوشدلی ما چه کم شدی یا رب
گرش نشان امان از بد زمان بودی ۳

گرم زمانه سرافراز داشتی و عزیز
سریر عزتم آن خاک آستان بودی ۴

ز پرده کاش برون آمدی چو قطره اشک
که بر دو دیده ما حکم او روان بودی ۵

اگر نه دایره عشق راه بربستی
چو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۰ - سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
گوهر بعدی:غزل ۴۴۲ - به جان او که گرم دسترس به جان بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.