هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و زیبایی است. شاعر از معشوق خود با توصیفاتی مانند زلف مشک‌بو و شمایل مطبوع یاد می‌کند و عشق خود را به او ابراز می‌دارد. همچنین، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره کرده و از رقیبان تندخو و مرغان هرزه‌گو شکایت می‌کند. در نهایت، شاعر به عشق و جست‌و‌جوی آن در خارج از صومعه اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۴۴۶ - صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری

صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
به یادگار بمانی که بوی او داری ۱

دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست
توان به دست تو دادن گرش نکو داری ۲

در آن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت
جز این قدر که رقیبان تندخو داری ۳

نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد
که گوش و هوش به مرغان هرزه گو داری ۴

به جرعه تو سرم مست گشت نوشت باد
خود از کدام خم است این که در سبو داری ۵

به سرکشی خود ای سرو جویبار مناز
که گر بدو رسی از شرم سر فروداری ۶

دم از ممالک خوبی چو آفتاب زدن
تو را رسد که غلامان ماه رو داری ۷

قبای حسن فروشی تو را برازد و بس
که همچو گل همه آیین رنگ و بو داری ۸

ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق
قدم برون نه اگر میل جست و جو داری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۴۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۵ - تو را که هر چه مراد است در جهان داری
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷ - بیا با ما مورز این کینه داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.