هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به رابطهٔ عمیق و روحانی بین انسان و معشوق (یا خدا) میپردازد. شاعر از تشبیهاتی مانند پیراهن، تن، جان و کفن استفاده میکند تا وحدت و پیوند میان خود و معشوق را بیان کند. همچنین، اشارهای به رنجهای عاشقانه و پذیرش مرگ در راه عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند مرگ و رنج عاشقانه ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۱۰۷ - تن پاکت که زیر پیرهن است
تن پاکت که زیر پیرهن است
وحده لاشریک له چه تن است ۱
هست پیراهنت چو قطرهٔ آب
که تنگ گشته برگل و سمن است ۲
با خودم کش درون پیراهن
که تو جانی و جان من بدن است ۳
تازیم در غم تو جامه درم
وز پس مرگ نوبت کفن است ۴
دل بسی بردهای نکو بشناس
آنکه خسته تر است ازان من است ۵
اندرا و میان جان بنشین
که تو جانی و جان ترا بدن است ۶
وحده لاشریک له چه تن است ۱
هست پیراهنت چو قطرهٔ آب
که تنگ گشته برگل و سمن است ۲
با خودم کش درون پیراهن
که تو جانی و جان من بدن است ۳
تازیم در غم تو جامه درم
وز پس مرگ نوبت کفن است ۴
دل بسی بردهای نکو بشناس
آنکه خسته تر است ازان من است ۵
اندرا و میان جان بنشین
که تو جانی و جان ترا بدن است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶ - گرفته در بر اندام تو سیم است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸ - در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیداد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.