هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زیبایی لحظههای رسیدن به آرزوها و دیدار با معشوق پس از دوری طولانی میپردازد. شاعر از ارزش لحظههای وصال و دردهای پیش از آن سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند گل، خار، و مرغ اسیر، احساسات عمیق عاشقانه و انتظار را بیان میکند.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با احساسات و مضامین بیانشده در شعر ارتباط برقرار کنند.
غزل ۲۴۱ - خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
آرزومند نگاری به نگاری برسد ۱
دیده بر روی چو گل بندد نبود خبرش
گر چه در دیده ز نوک مژه خاری برسد ۲
لذت و صل نداند مگر آن سوختهای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد ۳
قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر
که خزان دیده بود پس به بهاری برسد ۴
آرزومند نگاری به نگاری برسد ۱
دیده بر روی چو گل بندد نبود خبرش
گر چه در دیده ز نوک مژه خاری برسد ۲
لذت و صل نداند مگر آن سوختهای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد ۳
قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر
که خزان دیده بود پس به بهاری برسد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۱۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۰ - بر پنج روز نیکویی چندین مناز و بد مکن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۲ - آتش همگی گلست و ریحان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.