هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق است که با توصیف گوش و چشمش که در پی نام و روی معشوق ماندهاند، و دلش که از گلزار و باغ بیبهره است، نشان میدهد. شاعر از روزهایی یاد میکند که معشوق در چمن قدم میزد و سرو در کنار جوی آب ایستاده بود. در پایان، شاعر اشاره میکند که سالهاست دلش از او رفته و در آن محله مانده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۲۹۰ - گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند
گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند
چشم من از هوس روی تو هر سوی بماند ۱
نه به گلزار گشاید دل من نه در باغ
بسکه در جان من اندیشهٔ آن روی بماند ۲
بامدادان به چمن ناز کنان می گشتی
سرو یکپای ستاده به لب جوی بماند ۳
ماجرای دل خود کام چه پرسی از من ؟
سالها شد که ز من رفت و در آن کوی بماند ۴
چشم من از هوس روی تو هر سوی بماند ۱
نه به گلزار گشاید دل من نه در باغ
بسکه در جان من اندیشهٔ آن روی بماند ۲
بامدادان به چمن ناز کنان می گشتی
سرو یکپای ستاده به لب جوی بماند ۳
ماجرای دل خود کام چه پرسی از من ؟
سالها شد که ز من رفت و در آن کوی بماند ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۹ - ناز کم کن که نکویی به کسی دیر نماند
گوهر بعدی:غزل ۲۹۱ - آسان شود این مشکل درویش تو امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.