هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق آن بر دل و روح خود را بیان میکند. او از حیرانی و بیقراری خود در برابر جمال معشوق میگوید و دیگران را به تماشای این زیبایی دعوت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق از شعر کلاسیک معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد.
غزل ۳۴۷ - گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
خلق بیچاره چنین بیدل و حیران نشود ۱
ای مسلمانان آن موی ببینید آخر
چه کند این دل مسکین که پریشان نشود ؟ ۲
مردمان در من و بیهوشی من حیرانند
من در آن کس که ترا بیند وحیران نشود ۳
خلق بیچاره چنین بیدل و حیران نشود ۱
ای مسلمانان آن موی ببینید آخر
چه کند این دل مسکین که پریشان نشود ؟ ۲
مردمان در من و بیهوشی من حیرانند
من در آن کس که ترا بیند وحیران نشود ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۶ - خون ریز گشت مردم چشمت چو ساقیی
گوهر بعدی:غزل ۳۴۸ - لعل شیرینی چو خندان میشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.