هوش مصنوعی:
شاعر از بهار بدون گل و رنگ شکوه میکند و بیان میکند که حضور یک دوست برایش ارزشمندتر از ده بهار است. سپس از نوشیدن شراب در کنار دوست سخن میگوید و از او میپرسد که چگونه این شراب در گلو فرو میرود.
رده سنی:
16+
اشاره به شرابخواری و مفاهیم عرفانی که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۳۵۷ - بهار بی رخ گلرنگ و چه کار آید
بهار بی رخ گلرنگ و چه کار آید
مرا یک آمدند به که ده بهار آید
به این صفت که همی خوریم بردر تو
ترا چگونه میاندر گلو فرود آید ؟
مرا یک آمدند به که ده بهار آید
به این صفت که همی خوریم بردر تو
ترا چگونه میاندر گلو فرود آید ؟
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۶ - من امروز از طریق اشک خون آلود خود دیدم
گوهر بعدی:غزل ۳۵۸ - مه بر ناید برابر تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.