هوش مصنوعی:
شاعر از خداوند میخواهد که دلش را شاد کند، هرچند گاهی از ماتمزدگان یاد نمیشود. او از دیگران میخواهد که فردایش را به بالینش نخوانند، زیرا شیرین به سر تربت فرهاد نمیآید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۷۲ - یارب که می خوش دلیت باد گوارا
یارب که می خوش دلیت باد گوارا
هر چند که از مات گهی یاد نیاید
فرداش مخوانید به بالینگه من زانک
شیرین به سر تربت فرهاد نیاید
هر چند که از مات گهی یاد نیاید
فرداش مخوانید به بالینگه من زانک
شیرین به سر تربت فرهاد نیاید
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۱ - تن نازک کجا تاب خرابیهای عشق آرد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۳ - سنگی که از آسمان بیفتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.