هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از مشکلات درونی و عاطفی خود سخن میگوید، از غمها و رنجهایی که با دل خود دارد و نمیتواند آنها را بیان کند. او از فرصتهای از دست رفته و غفلتهای خود ابراز ندامت میکند و آرزو میکند که کسی به یاد او باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و تأملات درونی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای نوجوانان کمسنتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۴۳۳ - مرا کاریست مشکل با دلی خویش
مرا کاریست مشکل با دلی خویش
که گفتن می نیارم مشکل خویش
خیالت داند و چشم من و غم
که هرشب در چه کارم با دل خویش
ز وا پس ماندگان یادی کن آخر
چه رانی تند جانا محمل خویش ؟
مرا در اولین منزل ره افتاد
ترا خویش باد راه و منزل خویش
چه فرصتها که گم کردم درین راه
زبخت خواب ناک غافل خویش
که گفتن می نیارم مشکل خویش
خیالت داند و چشم من و غم
که هرشب در چه کارم با دل خویش
ز وا پس ماندگان یادی کن آخر
چه رانی تند جانا محمل خویش ؟
مرا در اولین منزل ره افتاد
ترا خویش باد راه و منزل خویش
چه فرصتها که گم کردم درین راه
زبخت خواب ناک غافل خویش
۵۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۲ - از رخت برآسمان مه شد خجل
گوهر بعدی:غزل ۴۳۴ - مطرب از نالهام چنان شد مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.