هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دیوانگی خود به معشوق میگوید و از درد فراق و نبود دیدار او شکایت میکند. او با وجود زیباییهای طبیعت، تنها به دنبال معشوق است و از نالههای عاشقانه خود میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۷۸ - عاشق و دیوانهام سلسله یار کو
عاشق و دیوانهام سلسله یار کو
سینه زهجران بسوخت شربت دیدار کو
گر چه گلستان خوش است ور چه چمن دلکشست
آن همه دیدم ولی آن گل رخسار کو
نالهٔ هر عاشق از دل افگار خویش
از من مسکین مپرس کان دل افگار کو
سینه زهجران بسوخت شربت دیدار کو
گر چه گلستان خوش است ور چه چمن دلکشست
آن همه دیدم ولی آن گل رخسار کو
نالهٔ هر عاشق از دل افگار خویش
از من مسکین مپرس کان دل افگار کو
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۷ - روزی که ذره ذره شود استخوان من
گوهر بعدی:غزل ۵۷۹ - به گستاخی حدیث بوسه گفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.