هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نبود یار دلخواهش در کاروانی که آمده، ابراز غم و اندوه میکند. او از بیخبری از یوسف (نماد معشوق) و سخت بودن راه فراق میگوید. همچنین، از بیتوجهی ماه (نماد معشوق) به آه دل سوختگان شکایت دارد. در پایان، امیدوار است که در مسیر عشق، چاههای گمراهی وجود نداشته باشد و دیگران را از سرنوشت تلخ خود آگاه میسازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل شمارهٔ ۲۶ - کاروان بیخبر
کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست
با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست ۱
کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر
این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست ۲
ماه من نیست در این قافله راهش ندهید
کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست ۳
ماهم از آه دل سوختگان بی خبر است
مگر آیینه ی شوق و دل آگاهش نیست ۴
تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است
خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست ۵
خواهم اندر عقبش رفت و به یاران عزیز
باری این مژده که چاهی به سر راهش نیست ۶
شهریارا عقب قافله ی کوی امید
گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست ۷
با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست ۱
کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر
این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست ۲
ماه من نیست در این قافله راهش ندهید
کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست ۳
ماهم از آه دل سوختگان بی خبر است
مگر آیینه ی شوق و دل آگاهش نیست ۴
تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است
خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست ۵
خواهم اندر عقبش رفت و به یاران عزیز
باری این مژده که چاهی به سر راهش نیست ۶
شهریارا عقب قافله ی کوی امید
گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۷۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۲۵ - چراغ هدایت
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۲۷ - چشم انتظار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.