هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق میگوید. او بیان میکند که دیگر توان عاشقی و قمار عشق را ندارد و دلش شکسته است. شاعر به انتظار معشوق نشسته و آرزوی دیدار دارد، اما امیدی به آن ندارد. او از تنهایی و نداشتن غمگسار مینالد و از دیدن درد دیگران نیز رنج میبرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند ناامیدی و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل شمارهٔ ۲۷ - چشم انتظار
ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست
که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست ۱
دگر قمار محبت نمی برد دل من
که دستبردی از این بخت بدبیارم نیست ۲
من اختیار نکردم پس از تو یار دگر
به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست ۳
به رهگذار تو چشم انتظار خاکم و بس
که جز مزار تو چشمی در انتظارم نیست ۴
تو می رسی به عزیزان سلام من برسان
که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست ۵
چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نه
چه زندگی که غمم هست و غمگسارم نیست ۶
به لاله های چمن چشم بسته می گذرم
که تاب دیدن دل های داغدارم نیست ۷
که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست ۱
دگر قمار محبت نمی برد دل من
که دستبردی از این بخت بدبیارم نیست ۲
من اختیار نکردم پس از تو یار دگر
به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست ۳
به رهگذار تو چشم انتظار خاکم و بس
که جز مزار تو چشمی در انتظارم نیست ۴
تو می رسی به عزیزان سلام من برسان
که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست ۵
چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نه
چه زندگی که غمم هست و غمگسارم نیست ۶
به لاله های چمن چشم بسته می گذرم
که تاب دیدن دل های داغدارم نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۱۰۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۲۶ - کاروان بیخبر
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۲۸ - فریده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.