هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از خواب آشفتهای میگوید که در آن خیال معشوق به دیدارش آمده است. او از روزگار جوانی، عشق و رنجهایش سخن میگوید و به یاد ایام گذشته میافتد. در پایان، عشق را به عنوان نیرویی محرک و جنبنده توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل شمارهٔ ۴۸ - یادی از ایرج
خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمد
خواب دیدم که خیال تو به مهمان آمد ۱
گوئی از نقد شبابم به شب قدر و برات
گنجی از نو به سراغ دل ویران آمد ۲
ماه درویش نواز از پس قرنی بازم
مردمی کرد و بر این روزن زندان آمد ۳
دل همه کوکبه سازی و شب افروزی شد
تا به چشمم همه آفاق چراغان آمد ۴
وعده وصل ابد دادی و دندان به جگر
پا فشردم همه تا عمر به پایان آمد ۵
ایرجا یاد تو شادان که از این بیت تو هم
چه بسا درد که نزدیک به درمان آمد ۶
یاد ایام جوانی جگرم خون میکرد
خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد ۷
شهریارا دل عشاق به یک سلسله اند
عشق از این سلسله خود سلسله جنبان آمد ۸
خواب دیدم که خیال تو به مهمان آمد ۱
گوئی از نقد شبابم به شب قدر و برات
گنجی از نو به سراغ دل ویران آمد ۲
ماه درویش نواز از پس قرنی بازم
مردمی کرد و بر این روزن زندان آمد ۳
دل همه کوکبه سازی و شب افروزی شد
تا به چشمم همه آفاق چراغان آمد ۴
وعده وصل ابد دادی و دندان به جگر
پا فشردم همه تا عمر به پایان آمد ۵
ایرجا یاد تو شادان که از این بیت تو هم
چه بسا درد که نزدیک به درمان آمد ۶
یاد ایام جوانی جگرم خون میکرد
خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد ۷
شهریارا دل عشاق به یک سلسله اند
عشق از این سلسله خود سلسله جنبان آمد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۴۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۴۷ - عیدی عشاق
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۴۹ - افسانه شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.