هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید. او از پروانه‌ای که به شمع عشقش می‌سوزد، دیوانگی عشق، و جلوه‌های معشوق در جهان صحبت می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند رازآلودگی عشق و جدایی از غیر معشوق دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل شمارهٔ ۵۹ - جلوه جانانه

شمعی فروخت چهره که پروانه ی تو بود
عقلی درید پرده که دیوانه ی تو بود ۱

خم فلک که چون مه و مهرش پیاله هاست
خود جرعه نوش گردش پیمانه ی تو بود ۲

پیرخرد که منع جوانان کند ز می
تا بود خود سبوکش میخانه ی تو بود ۳

خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر
ته سفره خوار ریزش انبانه ی تو بود ۴

تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل
هر جا گذشت جلوه ی جانانه ی تو بود ۵

دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو
مرغان باغ را به لب افسانه ی تو بود ۶

هدهد گرفت رشته ی صحبت به دلکشی
بازش سخن ز زلف تو و شانه ی تو بود ۷

برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک
کورا هوای دام تو و دانه تو بود ۸

بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز
هر چند آشنا همه بیگانه ی تو بود ۹

همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار
تا بانگ صبح ناله ی مستانه ی تو بود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۹۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۵۸ - حافظ جاویدان
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۶۰ - خوابی و خماریی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.