هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، فراق، انتظار و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دوری یار، تلخی روزگار و خاطرات شیرین گذشته مینالد و در انتظار معشوق، عمر خود را سپری کرده است. همچنین، اشارهای به از دست دادن اختیار در عشق و باقی ماندن غزلی شاهکار از او دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل شمارهٔ ۱۱۱ - ناله های زار
به اختیار گرو برد چشم یار از من
که دور از او ببرد گریه اختیار از من ۱
به روز حشر اگر اختیار با ما بود
بهشت و هر چه در او از شما و یار از من ۲
سیه تر از سر زلف تو روزگار من است
دگر چه خواهد از این بیش روزگار از من ۳
به تلخکامی از آن دلخوشم که می ماند
بسی فسانه شیرین به یادگار از من ۴
در انتظار تو بنشستم و سرآمد عمر
دگر چه داری از این بیش انتظار از من ۵
به اختیار نمی باختم به خالش دل
که برده بود حریف اول اختیار از من ۶
گذشت کار من و یار شهریارا لیک
در این میان غزلی ماند شاهکار از من ۷
که دور از او ببرد گریه اختیار از من ۱
به روز حشر اگر اختیار با ما بود
بهشت و هر چه در او از شما و یار از من ۲
سیه تر از سر زلف تو روزگار من است
دگر چه خواهد از این بیش روزگار از من ۳
به تلخکامی از آن دلخوشم که می ماند
بسی فسانه شیرین به یادگار از من ۴
در انتظار تو بنشستم و سرآمد عمر
دگر چه داری از این بیش انتظار از من ۵
به اختیار نمی باختم به خالش دل
که برده بود حریف اول اختیار از من ۶
گذشت کار من و یار شهریارا لیک
در این میان غزلی ماند شاهکار از من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۹۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۱۰ - سه تار من
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۱۲ - گلهٔ خاموش