هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنج عاشقانه و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از غمها و ناملایمات زندگی شکایت میکند و از بیعدالتی و سختگیری روزگار مینالد. همچنین، در ابیاتی به رابطهی عاشقانه و رفتارهای متناقض معشوق اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک عمیقتری از احساسات و روابط انسانی دارند.
غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا میکنی
ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی
خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی ۱
از تیر کج تابی تو آخر کمان شد قامتم
کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا می کنی ۲
ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را
با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می کنی ۳
با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال
زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا می کنی ۴
امروز ما بیچارگان امید فرداییش نیست
این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می کنی ۵
ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن
در گوشه ی میخانه هم، ما را تو پیدا می کنی ۶
ما شهریارا بلبلان، دیدیم بر طرف چمن
شورافکن و شیرین سخن اما تو غوغا می کنی ۷
خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی ۱
از تیر کج تابی تو آخر کمان شد قامتم
کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا می کنی ۲
ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را
با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می کنی ۳
با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال
زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا می کنی ۴
امروز ما بیچارگان امید فرداییش نیست
این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می کنی ۵
ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن
در گوشه ی میخانه هم، ما را تو پیدا می کنی ۶
ما شهریارا بلبلان، دیدیم بر طرف چمن
شورافکن و شیرین سخن اما تو غوغا می کنی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۵۲ - اخگر نهفته
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون
نظرها و حاشیه ها
۱۴۰۱/۸/۱۲ ۱۸:۵۴
چقدر زیبا و دلنشین است شهریارا روانت شاد باد، شورافکن و شیرین سخن بودی!