هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نعمتها و برکاتی که از سوی شاه مشرق (دارا) به او میرسد، سخن میگوید. او شروان را به باغ خلد تشبیه میکند و از لطف و بخشش شاه که مانند دریا است، امیدوار است. شاعر همچنین به پنج سالی اشاره میکند که از آنجا آمده و هر روز نعمتهای جدیدی دریافت میکند.
رده سنی:
16+
این متن به دلیل استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم عمیق ادبی، برای مخاطبان با سنین بالاتر که درک بهتری از ادبیات فارسی دارند، مناسب است.
شماره ۱۳ - شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم
شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم
کز باغ خلد نوبر نعما رسد مرا ۱
دارای دار ملکت او شاه مشرق است
کانواع نعمت از در دارا رسد مرا ۲
دریاست شاه و من چو گیا تشنهٔ امید
کز دست شاه تحفهٔ دریا رسد مرا ۳
شروان به فر اوست شرفوان و خیروان
من شکر گوی خیر و شرف تا رسد مرا ۴
امسال پنجم است کز آنجا بیامدم
هر روز روزی نو از آنجا رسد مرا ۵
کز باغ خلد نوبر نعما رسد مرا ۱
دارای دار ملکت او شاه مشرق است
کانواع نعمت از در دارا رسد مرا ۲
دریاست شاه و من چو گیا تشنهٔ امید
کز دست شاه تحفهٔ دریا رسد مرا ۳
شروان به فر اوست شرفوان و خیروان
من شکر گوی خیر و شرف تا رسد مرا ۴
امسال پنجم است کز آنجا بیامدم
هر روز روزی نو از آنجا رسد مرا ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲ - در حسب حال خود
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - من به ری عزم خراسان داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.