درباره خاقانی

افضل‌الدین بدیل بن علی خاقانی حقایقی شَروانی در سال ۵۲۰ (قمری) در شهر شَروان به دنیا آمد. تاریخ تولد او از اشاره‌های موجود در دیوان به‌دست آمده‌است. پدرش نجیب‌الدین علی مروی درودگر (نجار) بود. مادر او مسیحی نسطوری بود که به اسلام گرویده بود. عمویش کافی‌الدین عمر، طبیب و فیلسوف بود و خاقانی تا بیست‌وپنج سالگی در سایهٔ حمایت او بود و در نزد او انواع علوم ادبی و حکمی را فرا گرفت. چندی نیز در خدمت ابوالعلاء گنجه‌ای شاعر بزرگ معاصر خود که در دستگاه شروانشاهان به‌سر می‌برد، کسب فنون شاعری کرد. پس از آنکه ابوالعلاء وی را به خدمت خاقان منوچهر شروانشاه معرفی کرد لقب «خاقانی» بر او نهاد. از آن پس خاقانی نزدیک به چهل سال وابسته به دربار شروانشاهان و در خدمت منوچهر شروانشاه، و پسر و جانشین او اخستان شروانشاه بود.

در حدود سال ۵۵۰ به امید دیدار استادان خراسان و دربارهای مشرق روی به عراق نهاد و تا ری رفت. در آنجا بیمار شد، و والی ری او را از ادامه سفر بازداشت و خاقانی مجبور به بازگشت به «حبسگاه شروان» گشت. پس از مدتی توقف در شروان به قصد حج و دیدن امرای عراقین از شروانشاه اجازهٔ سفر گرفت و در زیارت مکه و مدینه چندین قصیده سرود. در حدود سال ۵۵۱ یا ۵۵۲ سرگرم سرودن مثنوی تحفةالعراقین بود. در راه سفر به بغداد، از ایوان مدائن گذر کرد و قصیدهٔ غرای خود را دربارهٔ آن ساخت.

در بازگشت به شروان باز خاقانی به دربار شروانشاه پیوست. لیکن میان او و شروانشاه به علت نامعلومی کدورت ایجاد شد، و آنچنان‌که از قصیده‌های حبسیه که در دیوانش ثبت است برمی‌آید یک‌سالی را در حبس گذراند. بعد از چندی در حدود سال ۵۶۹ قمری به سفر حج رفت و بعد از بازگشت به شروان در سال ۵۷۱ فرزند بیست‌سالهٔ خود رشیدالدین را از دست داد و بعد از آن مصیبت مرگ همسر و مصائب دیگر بر او وارد شد. از آن پس میل به عزلت یافت و از خدمت دربار شروانشاهان کناره گرفت. در اواخر عمر در تبریز به سر می‌برد و در همان شهر درگذشت و در مقبرةالشعرا در محله سرخاب تبریز مدفون شد. سال وفات او را ۵۹۵ و هم ۵۸۲ نوشته‌اند.
در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - مرا شاه بالای خواجه نشانده است شماره ۲ - نظام دولت بهرامیان رشید الدین شمارهٔ ۳ - در شکایت و حکمت شمارهٔ ۴ - در شکر شمارهٔ ۵ - در حکمت و پند شماره ۶ - کبوتر حرم آمد ز کعبهٔ سعدا شماره ۷ - ای در برگزیده که غواص کرده‌ای شمارهٔ ۸ - در مدح شماره ۹ - خواجه یک هفته اضطرابی داشت شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و پند شماره ۱۱ - خاقانی ار به باره کشد دست بدتر است شمارهٔ ۱۲ - در حسب حال خود شماره ۱۳ - شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم شماره ۱۴ - من به ری عزم خراسان داشتم شماره ۱۵ - گفتی از شاهان تو را دل فارغ است شماره ۱۶ - ما غم کس نخورده‌ایم مگر شماره ۱۷ - نظاره کنان به روی خوبت شماره ۱۸ - چون شاه بازگشت ز ابخاز روز عید شماره ۱۹ - ای در آبدار توانی ز پیچ و خم شمارهٔ ۲۰ - در مدح منوچهر شروان شاه برای بستن سد باقلانی شماره ۲۱ - بشنو ای پیر پند خاقانی شمارهٔ ۲۲ - در هجو شهر زوری شماره ۲۳ - چون ز یاران رفته یاد آرم شماره ۲۴ - خوش سواری است عمر خاقانی شماره ۲۵ - زندگانی چو مال میراث است شمارهٔ ۲۶ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود شماره ۲۷ - دروغ است آنکه گوید این که در سنگ شمارهٔ ۲۸ - در مدح جمال الانام حسام الدین شمارهٔ ۲۹ - در بیان دوستی و دشمنی خلق شمارهٔ ۳۰ - در مدح جلال الدین الخزاری شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودان شماره ۳۲ - خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک شماره ۳۳ - نه همت من به پایه راضی است شمارهٔ ۳۴ - در هجو خواجه اسعد شماره ۳۵ - گیرم که دل درست ما نیست شماره ۳۶ - حوری از کوفه به کوری ز عجم شماره ۳۷ - چار چیز است خوش آمد دل خاقانی را شماره ۳۸ - دوستکانی داد شاهم جام دریا شکل و من شماره ۳۹ - به خدائی که در ره عدلش شماره ۴۰ - زین اشارت که کرد خاقانی شمارهٔ ۴۱ - در ذم بی‌هنران شماره ۴۲ - ای عماد الدین ای صدر زمان شمارهٔ ۴۳ - در مدح نظام الملک قوام الدین شمارهٔ ۴۴ - در ذم غرور به مال شماره ۴۵ - گرچه خاقانی از اصحاب فروتر بنشست شمارهٔ ۴۶ - در عزلت شمارهٔ ۴۷ - در موعظه و نصیحت شماره ۴۸ - من آن خاقانی دریا ضمیرم شماره ۴۹ - قبلهٔ ابدال قلهٔ سبلان دان شمارهٔ ۵۰ - در حکمت شمارهٔ ۵۱ - در مدح صفوة الدین مادر اخستان شماره ۵۲ - تا به غربت فتاد خاقانی شماره ۵۳ - دار عزلت گزید خاقانی شماره ۵۴ - زیان تو در سود دانستن است شماره ۵۵ - مرغکی را وقت کشتن می‌دوانید ابلهی شمارهٔ ۵۶ - در مدح جمال الدین موصلی وزیر شمارهٔ ۵۷ - در مرثیهٔ منوچهر شروان شاه شمارهٔ ۵۸ - در حماسه شمارهٔ ۵۹ - در وصول ده شتر از امیر الحاج شماره ۶۰ - به ماه چارده می‌ماند آن بت شمارهٔ ۶۱ - در علم و جهل شماره ۶۲ - مرد مسافر حدیث خانه کو گوید شماره ۶۳ - هر سال اگر غلام خاقان شمارهٔ ۶۴ - فیلسوف اجل افضل الدین ساوی این قطعه را در آنوقت که خاقانی به رسالت سلطان ارسلان رفته بود بدو فرستاد شماره ۶۵ - گنج دانش توراست خاقانی شماره ۶۶ - شکر انعام پادشا گفتن شماره ۶۷ - وبالت نه از سر نهفتن درست شمارهٔ ۶۸ - در طلب جایزه شمارهٔ ۶۹ - در مدح نظام الملک قوام الدین شمارهٔ ۷۰ - در نکوهش مقلدان شمارهٔ ۷۱ - در توصیف قصر صفوة الدین بانوی منوچهر شروان شاه شماره ۷۲ - خاقانیا قبول و رد از کردگار دان شماره ۷۳ - خاقانیا چو آب رخت رفت در سال شمارهٔ ۷۴ - در مدح پهلوان جهان شمارهٔ ۷۵ - در صفت میر گشتاسب مطرب شمارهٔ ۷۶ - در مدح شروان شاه شمارهٔ ۷۷ - در استغناء طبع خویش شماره ۷۸ - خطی مجهول دیدم در مدینه شمارهٔ ۷۹ - در نصیحت شماره ۸۰ - خاقانی از حدیث زمانه زبان ببست شماره ۸۱ - ده دهی باشد زر سخنم گرچه مرا شمارهٔ ۸۲ - در شکر باری تعالی شماره ۸۳ - مهتر قالیان و نور مرند شماره ۸۴ - من که خاقانیم ز هر دو جهان شماره ۸۵ - دوستی داشتم به ری که به حسن شمارهٔ ۸۶ - در بحث با معطل شمارهٔ ۸۷ - در رثاء پسر خود رشید الدین و وفات دختر شمارهٔ ۸۸ - در مدح شروان شاه شماره ۸۹ - امن جستی مجوی خاقانی شمارهٔ ۹۰ - در شکر شمارهٔ ۹۱ - در رثاء دختر خویش شمارهٔ ۹۲ - در بارهٔ فوت دختر خود شماره ۹۳ - چو خاک سیه را دهی آب روشن شماره ۹۴ - از پی شهوتی چه کاهی عمر شماره ۹۵ - شب که مثال مه ذی‌الحجه دید شماره ۹۶ - مرا اگر تو ندانی عطاردم داند شمارهٔ ۹۷ - در مدح رکن الدین محمدبن عبد الرحمن طغان یزک شماره ۹۸ - مرد باید که چون هنر ورزد شماره ۹۹ - از زمانه منال خاقانی شماره ۱۰۰ - رای اقضی القضاة اگر خواهد شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح قاضی عمربن عبدالعزیز شماره ۱۰۲ - من که خاقانیم حساب جهان شمارهٔ ۱۰۳ - این قطعه را در واقعهٔ حبس خویش گفته شمارهٔ ۱۰۴ - در دعای مادر شمارهٔ ۱۰۵ - در حماسه شمارهٔ ۱۰۶ - در بارهٔ رشید الدین وطواط شمارهٔ ۱۰۷ - در مرثیه شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح مجاهد الدین نظام شماره ۱۰۹ - دل در طلبت چو بند گردد شماره ۱۱۰ - زندگی خفتگی است خاقانی شماره ۱۱۱ - خاقانی اگرچه راست پیوندی شماره ۱۱۲ - سپید کار سیه دل سپهر سبز نمای شماره ۱۱۳ - مبر ای خواجه آب خاقانی شماره ۱۱۴ - خاقانی را مپرس کز غم شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح مجد الدین افتخار الاسلام شماره ۱۱۶ - سر سخنان نغز خاقانی شماره ۱۱۷ - دلت خاقانیا زخم فلک راست شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح منوچهر شروان شاه و شکایت اخستان شاه شمارهٔ ۱۱۹ - در مرثیهٔ امام محمد یحیی شماره ۱۲۰ - جفاست از تو جواب سؤال خاقانی شمارهٔ ۱۲۱ - در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته است شماره ۱۲۲ - تو مار صورتی و همیشه شکرخوری شماره ۱۲۳ - شکست این دلم نادرست اعتقادی شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح اقضی القضاة عز الدین بوعمران شمارهٔ ۱۲۵ - در استغنای طبع شماره ۱۲۶ - خاقانیا به بغداد اهل وفا چه جوئی شمارهٔ ۱۲۷ - در مرثیهٔ امیر رشید الدین اسد شروانی شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح خاقان اعظم منوچهر شروان شاه شمارهٔ ۱۲۹ - در نکوهش زن شماره ۱۳۰ - تا تو ناز فروتران نکشی شماره ۱۳۱ - فتنه تا اندکی بود صعب است شمارهٔ ۱۳۲ - در مرثیه امام ناصر الدین ابراهیم باکوئی شماره ۱۳۳ - سپهر مکارم صفی کز صفاتش شماره ۱۳۴ - وفا جستن از خلق خاقانیا بس شماره ۱۳۵ - نیت من نکوست در حق دوست شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح خاموشی شماره ۱۳۷ - پیشوای علما جامهٔ من شمارهٔ ۱۳۸ - در مرثیهٔ عز الدین بوعمران شماره ۱۳۹ - چه شد که بادیه بربود رنگ خاقانی شمارهٔ ۱۴۰ - در مرثیهٔ امام ابو عمر و اسعد شماره ۱۴۱ - گر به شروانم اهل دل می‌ماند شماره ۱۴۲ - ای روح صفات اهرمن بند شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز شماره ۱۴۴ - خدای داند معنی میان نطفه نهادن شماره ۱۴۵ - هرکه را غره کرد دولت نیز شمارهٔ ۱۴۶ - در توصیف قلم و دوات خود شماره ۱۴۷ - منصب تدریس خون گوید از آنک شمارهٔ ۱۴۸ - ایضا در مرثیهٔ امام محمد یحیی و خفه شدن او به دست غزان شمارهٔ ۱۴۹ - در مرثیهٔ خواجه ناصر الدین ابراهیم عارف گنجه‌ای شماره ۱۵۰ - اندرین هفت هشت نه صدیق شمارهٔ ۱۵۱ - در هجو شهر زوری شمارهٔ ۱۵۲ - در تقاضای ده شتر از امیر الحاج شماره ۱۵۳ - همه عیب‌اند زنان و آن همه را شماره ۱۵۴ - همه هم شهریان خاقانی شماره ۱۵۵ - می‌سزد قبلهٔ خاقانی از آن شماره ۱۵۶ - خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز شماره ۱۵۷ - شب نباشد که آه خاقانی شماره ۱۵۸ - تا به ارمن رسیده‌ام بر من شماره ۱۵۹ - هر که در قوم بردگ است امامش خوانند شماره ۱۶۰ - چون گشایند اهل همت دست خود شماره ۱۶۱ - دولت نو است و کار نو و کارکن نو است شمارهٔ ۱۶۲ - در موعظه شماره ۱۶۳ - چون به حد کوفه باز آیند حاج از بادیه شماره ۱۶۴ - خاقانی اگرچه نیک اهلی شماره ۱۶۵ - تارمویم به من نمود سپید شماره ۱۶۶ - رشتهٔ کژ داشتی در سر مگر خاقانیا شماره ۱۶۷ - جوی دل رفته دار خاقانی شماره ۱۶۸ - یار مردم مار و کژدم دان کنون خاقانیا شماره ۱۶۹ - دور کمال پانصد هجرت شناس و بس شماره ۱۷۰ - بر اهل کرم لرز خاقانیا شمارهٔ ۱۷۱ - در مرثیهٔ وحید الدین عم خود شمارهٔ ۱۷۲ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود شماره ۱۷۳ - ز رهنمون بدی نیک ترس خاقانی شماره ۱۷۴ - دست بر پای آز نه یک چند شماره ۱۷۵ - ای شاه دو معنی را نامد به تو خاقانی شماره ۱۷۶ - ای امیر امرای سخن و شاه سخا شماره ۱۷۷ - فضل درد سر است خاقانی شمارهٔ ۱۷۸ - در رثاء فرزند شماره ۱۷۹ - دور دور بدی است خاقانی شماره ۱۸۰ - چون امیدم بریده نیست ز تو شمارهٔ ۱۸۱ - در جواب هجوی که در بارهٔ او گفته بودند شماره ۱۸۲ - که گفت آنکه خاقانی سحرپیشه شماره ۱۸۳ - آسمان داند که گاه نظم و نثر شماره ۱۸۴ - خاقانیا ز عارضهٔ درد دل منال شماره ۱۸۵ - روزی میان بادیه بر لشکر عجم شمارهٔ ۱۸۶ - بالبدیهه در مدح ابوالهیجا خاقان اکبر منوچهر بن فریدون شروان شاه شمارهٔ ۱۸۷ - در تولد دختر خود شماره ۱۸۸ - خاقانیا به تقویت دوست دل مبند شمارهٔ ۱۸۹ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود شمارهٔ ۱۹۰ - در مرثیهٔ صدر الدین شماره ۱۹۱ - نیست در ایام چیزی از وفا نایافت‌تر شماره ۱۹۲ - علوی دوست باش خاقانی شماره ۱۹۳ - عذر داری بنال خاقانی شمارهٔ ۱۹۴ - در حق مادر خویش شماره ۱۹۵ - خلیفه گوید خاقانیا دبیری کن شماره ۱۹۶ - گر کهان مه شدند خاقانی شماره ۱۹۷ - با در و دشت ساز خاقانی شماره ۱۹۸ - هر که خر در خلاب شهوت راند شماره ۱۹۹ - مهترا بلبل انسی پس از این شماره ۲۰۰ - عیسی دورانم و این کور شد دجال من شمارهٔ ۲۰۱ - در مذمت کیمیاگری و صنعت اکسیر شمارهٔ ۲۰۲ - در تحسر مرگ رشید فرزند خود شماره ۲۰۳ - من خدمت تو کردم و تو حق شناس نه شماره ۲۰۴ - منه غرامت خاقانیا نهاد فلک را شمارهٔ ۲۰۵ - در رثاء جمال الدین ابوجعفر محمدبن علی بن منصور اصفهانی وزیر قطب الدین صاحب موصل شماره ۲۰۶ - هر کجا از خجندیان صدری است شمارهٔ ۲۰۷ - در مرثیهٔ وحید الدین پسر عم خود شماره ۲۰۸ - ریت حق ببر معتزلی شماره ۲۰۹ - زین خام قلتبان پدری دارم شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ اهل بیت خود شماره ۲۱۱ - هر کو در نقص دید در خود شماره ۲۱۲ - جدلی فلسفی است خاقانی شمارهٔ ۲۱۳ - خاقانی این قطعه را به جواب فیلسوف فرستاد شماره ۲۱۴ - ای خداوند بنده خاقانی شماره ۲۱۵ - سفره‌ای و بر او چو سفرهٔ گل شماره ۲۱۶ - من که خاقانیم نموداری شماره ۲۱۷ - خاقانیا به سائل اگر یک درم دهی شماره ۲۱۸ - به خدائی که کرد گردون را شماره ۲۱۹ - چشم بر کار دوست دار چنان شماره ۲۲۰ - روز عمر آمد به پیشین ای دریغ شماره ۲۲۱ - تا به خط شط ارجیش درنگ است مرا شماره ۲۲۲ - صدت فی بغداد ظبیا قد الف شماره ۲۲۳ - باز به میدان ما فوج بلا بسته صف شمارهٔ ۲۲۴ - در هجو رشید الدین وطواط شمارهٔ ۲۲۵ - در شکر عطای جاریه که پادشاه وقت به او کرده است شماره ۲۲۶ - همه درگاه خسروان دریاست شماره ۲۲۷ - گه خرمی از غفلت و گه غمگنی از عقل شمارهٔ ۲۲۸ - این قطعه را ارتجالا ساخته و به دار الخلافهٔ بغداد فرستاده است شماره ۲۲۹ - مال کم راحت است و افزون رنج شمارهٔ ۲۳۰ - در هجو شمارهٔ ۲۳۱ - در مدح تاج الدین شمارهٔ ۲۳۲ - این قطعه را در جواب قصیدهٔ رشید وطواط گفته است شماره ۲۳۳ - امشب من و اوحد و مید شماره ۲۳۴ - بیش بیش است فضل خاقانی شماره ۲۳۵ - در چنین علت ای طبیب مرا شمارهٔ ۲۳۶ - در شکر ایادی شمس الدین رئیس شماره ۲۳۷ - خاقانیا به کعبه قسم یاد کن که من شماره ۲۳۸ - غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنس شماره ۲۳۹ - هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم شماره ۲۴۰ - به مجلس کو نزیل جود خویش است شمارهٔ ۲۴۱ - در مدح اقضی‌القضاة علی و آمدن به عیادت خاقانی شماره ۲۴۲ - آرزو بود نعمتم لیکن شمارهٔ ۲۴۳ - در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خود شماره ۲۴۴ - از عزیزان سال دل کردم شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خود شماره ۲۴۶ - آه به من می‌رسد ز سختی و رنج شمارهٔ ۲۴۷ - در مرثیهٔ عمدة الدین محمد بن اسعد از ائمهٔ شافعیه شمارهٔ ۲۴۸ - در مرثیهٔ عمدة الدین شماره ۲۴۹ - برد بیرون مرا ز ظلمت شک شماره ۲۵۰ - دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم شماره ۲۵۱ - غم عمری که شد چرا نخورم شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیش شماره ۲۵۳ - نه سیل است طوفان نوح است ویحک شماره ۲۵۴ - فلک خاک در میر است و من هم شمارهٔ ۲۵۵ - در طیبت شمارهٔ ۲۵۶ - در مرثیهٔ عماد الدین شماره ۲۵۷ - منم که یک رگ جانم هزار بازوی خون راند شماره ۲۵۸ - چون جاه پدید آرد دشمن که بد اندیشد شماره ۲۵۹ - خواجه بد گویدم معاذ الله شماره ۲۶۰ - من که خاقانیم به هیچ بدی شمارهٔ ۲۶۱ - در مرثیهٔ اهل بیت خود شماره ۲۶۲ - هست او سیاه چرده و من هم سپید سر شماره ۲۶۳ - آنچه افتاد چند بار مرا شماره ۲۶۴ - به خدائی که در خدائی او شماره ۲۶۵ - منکوب طبعم آوخ و منکوس طالعم شمارهٔ ۲۶۶ - در شکر انعام رئیس شمس الدین شماره ۲۶۷ - خاقانیا نجات مخواه و شفا مبین شمارهٔ ۲۶۸ - در هجو رشید وطواط شماره ۲۶۹ - چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم شماره ۲۷۰ - خواجه بر من در نیک دربست شماره ۲۷۱ - کو نزل عاشقان که منزل رسیده‌ایم شماره ۲۷۲ - ز کام نهنگان برون آمدیم شماره ۲۷۳ - وقت آن است کز این دار فنا درگذریم شماره ۲۷۴ - در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم شماره ۲۷۵ - ما حضرت عشق را ندیمیم شمارهٔ ۲۷۶ - در موعظه شماره ۲۷۷ - بر اصفهان گذشتن من بود یک زمان شمارهٔ ۲۷۸ - در مدح عز الدین ابو عمران شماره ۲۷۹ - یک روز بپرسید منوچهر ز سالار شماره ۲۸۰ - ز آل غانم اگرچه نفعی نیست شماره ۲۸۱ - از کمال توست خاقانی نه از نقصان که دهر شماره ۲۸۲ - منم سرآمد دوران که طبع من داند شماره ۲۸۳ - یارب ز حال محنت خاقانی آگهی شماره ۲۸۴ - خیره کشا، بد کنشا، ظالما! شماره ۲۸۵ - تا ز شروان دورم اعدا راست آسایش چنانک شماره ۲۸۶ - شب رحیل چو کردم وداع شروان را شماره ۲۸۷ - منم که همچو کمان دستمال ترکانم شماره ۲۸۸ - کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ شمارهٔ ۲۸۹ - در هجو شمارهٔ ۲۹۰ - در هجو رشید وطواط شمارهٔ ۲۹۱ - در تعریض بر پندار رازی شماره ۲۹۲ - لوریی گفت مرا در عرفات شماره ۲۹۳ - به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید شمارهٔ ۲۹۴ - بالبدیهه در صفت خربزه شماره ۲۹۵ - ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری شماره ۲۹۶ - خواجه بر استر رومی خر مصری می‌دید شماره ۲۹۷ - زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر شمارهٔ ۲۹۸ - در مرثیهٔ فلکی شروانی شماره ۲۹۹ - آبم ببرد بخت، بس ای خفته بخت بخ شماره ۳۰۰ - من که خاقانیم این مایه صفا یافته‌ام شمارهٔ ۳۰۱ - در حسرت عمر گذشته شماره ۳۰۲ - دبیر ما به صفت روبه است گوا دم او شمارهٔ ۳۰۳ - در هجو رشید وطواط شماره ۳۰۴ - دیده از کار جهان دربسته به شمارهٔ ۳۰۵ - خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستاد شماره ۳۰۶ - راز دارم مرا ز دست مده شماره ۳۰۷ - بر در خواجه از تظلم خلق شماره ۳۰۸ - زهر است مرا غذای هر روزه شماره ۳۰۹ - هرچه امن و فراغت است و کفاف شماره ۳۱۰ - ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی شماره ۳۱۱ - تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را شماره ۳۱۲ - پسر، خاندان را بود خانه‌دار شماره ۳۱۳ - نیک مردی کجاست خاقانی شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار شماره ۳۱۵ - مدح کریمان کنم، چرا نکنم لیک شماره ۳۱۶ - سر انگشت می‌رزد بی‌بی شماره ۳۱۷ - گر به دل آزاد بودمی چه غمستی شماره ۳۱۸ - کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی شماره ۳۱۹ - یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی شماره ۳۲۰ - گفتی که سپاس کس مبر بیش شمارهٔ ۳۲۱ - شکرانهٔ صلت اسپهبد کیالواشیر شماره ۳۲۲ - ابر دستا ز بحر جود مرا شماره ۳۲۳ - نیست در موکب جهان مردی شماره ۳۲۴ - پاکا ملکا قد فلک را شماره ۳۲۵ - طبع روشن داشت خاقانی حوادث تیره کرد شماره ۳۲۶ - اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی شماره ۳۲۷ - گر دیده یک اهل دیده بودی شمارهٔ ۳۲۸ - در مدح عز الدین امیر یوسف سپه سالار شمارهٔ ۳۲۹ - در مدح علاء الدین اتسز شاه خوارزم شماره ۳۳۰ - کیست ز اهل زمانه خاقانی شماره ۳۳۱ - رو که سوی راستی بسیج نداری شمارهٔ ۳۳۲ - در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده است شماره ۳۳۳ - صدرا تو را جلالت اسکندر است لیک شمارهٔ ۳۳۴ - شعر قاضی تنوخی شمارهٔ ۳۳۵ - در حماسه و مدح خود شماره ۳۳۶ - بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا شمارهٔ ۳۳۷ - در نکوهش بغداد شماره ۳۳۸ - دی شبانگه به غلط تا به لب دجله شدم شماره ۳۳۹ - ای بزم تو فروخته رایات خرمی شمارهٔ ۳۴۰ - در مرثیهٔ اسپهبد کیالواشیر شماره ۳۴۱ - خاقانیا! مسیح دما! زین خراس دهر شماره ۳۴۲ - باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه شماره ۳۴۳ - گر از غم خلاصی طلب کردمی شماره ۳۴۴ - عالمی بس دیو رای است ارنه من شماره ۳۴۵ - اهل بایستی که جان افشاندمی شمارهٔ ۳۴۶ - در مرثیهٔ اهل بیت خود شمارهٔ ۳۴۷ - در هجو رشید الدین وطواط شمارهٔ ۳۴۸ - در مرثیهٔ سلطان شرق شماره ۳۴۹ - صانعا شکر تو واجب شمرم شماره ۳۵۰ - ز آب سخن بحر ارجیش را من شمارهٔ ۳۵۱ - در هجو شماره ۳۵۲ - خاقانیا فرو خوان اسرار آفرینش شمارهٔ ۳۵۳ - در ترک شهوترانی شماره ۳۵۴ - صبح کرم و وفا فرو شد شماره ۳۵۵ - مرفق دهم به حضرت صاحب قصیده‌ای شماره ۳۵۶ - می تا خط جام آر به رنگ لب دل‌جوی شماره ۳۵۷ - خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب شماره ۳۵۸ - خاقانی است بلبل عنقا سخن ولی شماره ۳۵۹ - بس کن خاقانیا ز مدحت دونان شمارهٔ ۳۶۰ - در هجو یکی از وزرای شروان‌شاه شماره ۳۶۱ - نیست سالم دو ده ولی به سخن شماره ۳۶۲ - سعد و نحس شب سپید و سیاه