هوش مصنوعی: این شعر از خاقانی، بیانگر ناامیدی و غم از وضعیت زمانه و بی‌کفایتی افراد است. شاعر از بی‌وفایی دنیا، فقدان سخاوت و کرامت در مردم، و نابودی ارزش‌های اخلاقی می‌نالد. او همچنین به بی‌ثباتی شرایط و نابرابری میان افراد اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقاد اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها سنگین باشد.

شماره ۹۹ - از زمانه منال خاقانی

از زمانه منال خاقانی
گرچه در غربتت منال نماند ۱

که زمانه هم از تو نالان تر
که کرم را در او مجال نماند ۲

قفل پندار برکن از در دل
که تو را عشوهٔ نوال نماند ۳

فارغ آنگه شود دلت که در او
دیو پنداشت را خیال نماند ۴

تکیه‌گاه نصیب بعد الیوم
جز بر اکرام ذو الجلال نماند ۵

خواجگان را به انفعال بران
که در ایشان جز افتعال نماند ۶

ماتم خواجگان رفته به دار
کز درخت کرم نهال نماند ۷

ای خراسان تو را شهاب نزیست
وی صفاهان تو را جمال نماند ۸

گر سگالش کنی به هفت اقلیم
یک کریم سخا سگال نماند ۹

سفلگان را و راد مردان را
کار بر یک قرار و حال نماند ۱۰

هر که را مال هست، همت نیست
هر که را همت است، مال نماند ۱۱
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۸ - مرد باید که چون هنر ورزد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - رای اقضی القضاة اگر خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.