هوش مصنوعی:
این شعر از خاقانی بیانگر غم و اندوه شاعر از گذر زمان و ناملایمات زندگی است. او از اینکه روزگار با او ناسازگار بوده و غم و رنج فراوانی به او داده است، شکایت میکند. با این حال، در پایان با وجود همهی سختیها، شکرگزار است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عاطفی مانند غم، گذر زمان و مرگ است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۴ - خاقانی را مپرس کز غم
خاقانی را مپرس کز غم
ایام چگونه میگذارد ۱
وامی که ازین دو رنگ برداشت
از کیسهٔ عمر میگذارد ۲
جوجو ستد آنچه دادش ایام
خرمن خرمن همی سپارد ۳
نی در بن ناخنش زد اندوه
تا نیشکر طرب نگارد ۴
چون دل نبود طرب که جوید؟
چون ناخن نیست سر چه خارد ۵
خوناب جگر خورد چه سود است
چون غصهٔ دل نمیگوارد ۶
با این همه از سرشک بر رخ
لله الحمد، مینگارد ۷
ایام چگونه میگذارد ۱
وامی که ازین دو رنگ برداشت
از کیسهٔ عمر میگذارد ۲
جوجو ستد آنچه دادش ایام
خرمن خرمن همی سپارد ۳
نی در بن ناخنش زد اندوه
تا نیشکر طرب نگارد ۴
چون دل نبود طرب که جوید؟
چون ناخن نیست سر چه خارد ۵
خوناب جگر خورد چه سود است
چون غصهٔ دل نمیگوارد ۶
با این همه از سرشک بر رخ
لله الحمد، مینگارد ۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۷
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - مبر ای خواجه آب خاقانی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح مجد الدین افتخار الاسلام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.