هوش مصنوعی:
این شعر از خاقانی شروانی، شاعر پرآوازهٔ فارسی، بیانگر نارضایتی و شکایت از روزگار و تقدیر است. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، از ناملایمات زندگی و بیعدالتیهای روزگار گلایه میکند و از فراز و نشیبهای زندگی سخن میگوید. او همچنین به موضوعاتی مانند هنر، خرد، و ارزشهای انسانی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۱۰ - ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی
ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی
کآیینهٔ خسان را زنگارها زدائی ۱
هر ساعتم به نوعی درد کهن فزائی
چون من ز دست رفتم انگشت بر که خائی؟ ۲
بر سختهٔ تمام تا چند بر گرائی
دانستهٔ عیارم تا چندم آزمائی؟ ۳
پیروزهوار یک دم بر یک صفت نپائی
تا چند خس پذیری؟ آخر نه کهربائی ۴
خردم بسودی آخر در دور آسیائی
بیخردگی رها کن خردم چو جو چه سائی ۵
چون صوفیان صورت در نیلگون وطائی
لیک از صفت چو ایشان دور از صف صفائی ۶
الحق کثیف رایی گرچه لطیف جایی
یکتا بر آن کسی کز طفلی بود دوتائی ۷
آن کز دهانهٔ گاز خورد آب ناسزایی
بر زر بخت آن کس بخشی تو کیمیائی ۸
از آفتاب دولت آن راست روشنایی
کو رخنه کرد روزن پشت از فراخ نایی ۹
خاقانیا نمانده است آب هنر نمائی
ای سوخته توانی کاین خام کم درائی ۱۰
کآیینهٔ خسان را زنگارها زدائی ۱
هر ساعتم به نوعی درد کهن فزائی
چون من ز دست رفتم انگشت بر که خائی؟ ۲
بر سختهٔ تمام تا چند بر گرائی
دانستهٔ عیارم تا چندم آزمائی؟ ۳
پیروزهوار یک دم بر یک صفت نپائی
تا چند خس پذیری؟ آخر نه کهربائی ۴
خردم بسودی آخر در دور آسیائی
بیخردگی رها کن خردم چو جو چه سائی ۵
چون صوفیان صورت در نیلگون وطائی
لیک از صفت چو ایشان دور از صف صفائی ۶
الحق کثیف رایی گرچه لطیف جایی
یکتا بر آن کسی کز طفلی بود دوتائی ۷
آن کز دهانهٔ گاز خورد آب ناسزایی
بر زر بخت آن کس بخشی تو کیمیائی ۸
از آفتاب دولت آن راست روشنایی
کو رخنه کرد روزن پشت از فراخ نایی ۹
خاقانیا نمانده است آب هنر نمائی
ای سوخته توانی کاین خام کم درائی ۱۰
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۰
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۹ - هرچه امن و فراغت است و کفاف
گوهر بعدی:شماره ۳۱۱ - تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.