هوش مصنوعی:
این متن به ستایش و توصیف شخصیتی بزرگ و باکمال میپردازد که دارای قدرت، حکمت، و نفوذ فراوان است. او به عنوان وزیر و مشاوری توانا توصیف شده که در حل و عقد امور ممالک نقش اساسی دارد. همچنین، متن به برتری او بر پدیدههای طبیعی مانند خورشید و ماه اشاره میکند و او را منشأ امنیت در برابر حوادث میداند. در نهایت، از صبر و استقامت او در برابر مشکلات سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۸۶ - در مدح صاحب جمالالدین محمد و شکایت از روزگار
کمال دین محمد محمد آنکه برای
جمال حضرت و صدر و وزیر سلطانست ۱
نفاذ حکم و قضا و قدرت قدر وسع آنک
به حل و عقد ممالک منوب دورانست ۲
سپهر برشده تا رای روشنش دیدست
ز بر کشیدن خورشید و مه پشیمانست ۳
زمانه در دل کتم عدم ضمیری داشت
که در وجود نگنجد کمال او آنست ۴
مدار جنبش قدرش ورای خورشیدست
در سرای کمالش فراز کیوانست ۵
به رای روشن پاک آفتاب گردونست
به قدر و جاه و شرف آسمان گردانست ۶
وزارت از سخن او چو جان باجسمست
نیابت از قلم او چو جسم با جانست ۷
به پیش آینهٔ طبعش آشکار شود
هر آن لطیفه که از روزگار پنهانست ۸
ز اتصال کواکب وز امتزاج طباع
هر آن اثر که ببینی هزار چندانست ۹
که او مشیر همه کارهای اقبالست
که او مدار همه کارهای دیوانست ۱۰
بجز حمایتش از حادثات امان ندهد
که این چو کشتی نوحست و او چو طوفانست ۱۱
به کار خادمش اندیشهای همی باید
به از گذشته که اندیشه ناک و حیرانست ۱۲
به بنده وعدهٔ الوان چه بایدش بستن
که از زمانه برو بندهای الوانست ۱۳
به زیر ضربت خایسک محنت و شیون
صبور نیست ولی صبر کار سندانست ۱۴
به طول قطعه گرانی نکردم از پی آن
کزین متاع درین عرضگاه ارزانست ۱۵
همیشه تا ز فرود سپهر ارکانند
هماره تا ز ورای کمال نقصانست ۱۶
مباد هیچ بدی از سپهر و ارکانش
که از کمال بزرگی سپهر و ارکانست ۱۷
ز طوق طوعش خالی مباد گردن دهر
که بس یگانه و فرزانه و سخندانست ۱۸
جمال حضرت و صدر و وزیر سلطانست ۱
نفاذ حکم و قضا و قدرت قدر وسع آنک
به حل و عقد ممالک منوب دورانست ۲
سپهر برشده تا رای روشنش دیدست
ز بر کشیدن خورشید و مه پشیمانست ۳
زمانه در دل کتم عدم ضمیری داشت
که در وجود نگنجد کمال او آنست ۴
مدار جنبش قدرش ورای خورشیدست
در سرای کمالش فراز کیوانست ۵
به رای روشن پاک آفتاب گردونست
به قدر و جاه و شرف آسمان گردانست ۶
وزارت از سخن او چو جان باجسمست
نیابت از قلم او چو جسم با جانست ۷
به پیش آینهٔ طبعش آشکار شود
هر آن لطیفه که از روزگار پنهانست ۸
ز اتصال کواکب وز امتزاج طباع
هر آن اثر که ببینی هزار چندانست ۹
که او مشیر همه کارهای اقبالست
که او مدار همه کارهای دیوانست ۱۰
بجز حمایتش از حادثات امان ندهد
که این چو کشتی نوحست و او چو طوفانست ۱۱
به کار خادمش اندیشهای همی باید
به از گذشته که اندیشه ناک و حیرانست ۱۲
به بنده وعدهٔ الوان چه بایدش بستن
که از زمانه برو بندهای الوانست ۱۳
به زیر ضربت خایسک محنت و شیون
صبور نیست ولی صبر کار سندانست ۱۴
به طول قطعه گرانی نکردم از پی آن
کزین متاع درین عرضگاه ارزانست ۱۵
همیشه تا ز فرود سپهر ارکانند
هماره تا ز ورای کمال نقصانست ۱۶
مباد هیچ بدی از سپهر و ارکانش
که از کمال بزرگی سپهر و ارکانست ۱۷
ز طوق طوعش خالی مباد گردن دهر
که بس یگانه و فرزانه و سخندانست ۱۸
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۸
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۵ - در مدح سعدالدین و کیفیت سقطه و حسب حال خود
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - بهشت را چه کنی عرضه بر قلندریان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.