خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر به خدایی سوگند میخورد که زیباییهای طبیعت از صنایع اوست و بیان میکند که زندگی بدون خدمت به معشوق، مانند مرگ برایش ناخوشایند است.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک بالاتر از ادبیات و مفاهیم انتزاعی است.
شمارهٔ ۱۲۱ - در اشتیاق
به خدایی که از صنایع او
روی هر بوستان منقش گشت ۱
که مرا در فراق خدمت تو
زندگانی چو مرگ ناخوش گشت ۲
روی هر بوستان منقش گشت ۱
که مرا در فراق خدمت تو
زندگانی چو مرگ ناخوش گشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲۰ - در تاریخ فوت سلطان سنجر
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲۲ - مدح زینالدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.