خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر از خواجهای مبارک و شفیق درخواست میکند که از خون بچهی تاک (شراب) برای او بفرستد تا به یاد خواجه، جامهای شراب را پر کند. این شعر با استفاده از استعارههای زیبا، شراب را به خون و ویژگیهای آن را به مشک و عقیق تشبیه میکند.
این شعر شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به مصرف شراب است که برای درک عمیقتر و جلوگیری از سوءبرداشت، مناسب مخاطبان بزرگسال است.
شمارهٔ ۳۱۵ - شراب خواهد
ای خواجهٔ مبارک بر بندگان شفیق
فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق ۱
لختی ز خون بچهٔ تاکم فرست از آنک
هم بوی مشک دارد و هم گونهٔ عقیق ۲
تا ما به یاد خواجه دگربار پر کنیم
از باده خون اکحل و قیفال و باسلیق ۳
فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق ۱
لختی ز خون بچهٔ تاکم فرست از آنک
هم بوی مشک دارد و هم گونهٔ عقیق ۲
تا ما به یاد خواجه دگربار پر کنیم
از باده خون اکحل و قیفال و باسلیق ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۱۴ - تعریف شراب کند
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۱۶ - در هجو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.