خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از خلق شعری زیبا و ارزشمند مانند دیبای زربفت سخن میگوید و به سوی صدر مجیری میشتابد. او اذعان میکند که اگر از شعر سپهر بود، به فضل موی معانی میشکافت. در پایان، از جود و بخشش سخن میگوید و اگر کسی از جودش بپرسد، پاسخ میدهد که چه یافته است.
متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و فلسفی است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شمارهٔ ۳۳۷ - در تقاضا
شعری بسان دیبهٔ زربفت بافتم
وانگه به سوی صدر مجیری شتافتم ۱
عیب من اینکه نیستم از شعری سپهر
ورنه به فضل موی معانی شکافتم ۲
گر پرسدم کسی که ز جودش چه یافتی
ای آفتاب جود بگویم چه یافتم؟ ۳
وانگه به سوی صدر مجیری شتافتم ۱
عیب من اینکه نیستم از شعری سپهر
ورنه به فضل موی معانی شکافتم ۲
گر پرسدم کسی که ز جودش چه یافتی
ای آفتاب جود بگویم چه یافتم؟ ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۳۶ - از دوستی سیم گرمابه خواهد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۳۸ - در عذر غیبت از مجلس مخدوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.