هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و التماس به معشوق سخن میگوید. او از پنهان کردن احساساتش خسته شده و تصمیم به بیان آنها گرفته است. شاعر حاضر به فداکاری و قربانی کردن خود برای معشوق است و از او طلب بخشش و توجه میکند. همچنین، او به شرایط دشوار خود اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر چیزی برای عرضه نداشته باشد، باز هم تلاش خواهد کرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شمارهٔ ۳۶۲ - التماس کفش کند
فخر دین یک التماسست از توام
روزها شد تا همی پنهان کنم ۱
خرده اکنون در میان خواهم نهاد
بر تو و بر خویشتن آسان کنم ۲
کبشکی داری اگر بخشی به من
خویشتن در پیش تو قربان کنم ۳
شکرهای آن کنم وانگاه چه
تا به کی تا کائنا من کان کنم ۴
ور بفرمایی که دندان برکشم
سهل باشد برکشم فرمان کنم ۵
بر میانم گر معد نبود خلال
چوبکی یابم که در دندان کنم ۶
لیک از این پس در میان دوستانت
بس مساوی کز برای آن کنم ۷
چیزهایی گویمت حقا که سگ
نان نبوید نیز اگر بر نان کنم ۸
روزها شد تا همی پنهان کنم ۱
خرده اکنون در میان خواهم نهاد
بر تو و بر خویشتن آسان کنم ۲
کبشکی داری اگر بخشی به من
خویشتن در پیش تو قربان کنم ۳
شکرهای آن کنم وانگاه چه
تا به کی تا کائنا من کان کنم ۴
ور بفرمایی که دندان برکشم
سهل باشد برکشم فرمان کنم ۵
بر میانم گر معد نبود خلال
چوبکی یابم که در دندان کنم ۶
لیک از این پس در میان دوستانت
بس مساوی کز برای آن کنم ۷
چیزهایی گویمت حقا که سگ
نان نبوید نیز اگر بر نان کنم ۸
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۸
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۱ - لنگ خواهی مرا روا باشد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۶۳ - در حسب حال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.