هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربیات خود در زمینهی سرودن غزل، مدح و هجو میگوید. او اعتراف میکند که انگیزههای نفسانی مانند شهوت، حرص و غضب در گذشته باعث سرودن این اشعار میشد. سپس از تغییر حال درونی خود سخن میگوید و از خدا میخواهد که او را از بازگشت به آن حالات ناپسند حفظ کند. در پایان، شاعر به خود و دیگران توصیه میکند که از لاف زدن بپرهیزند و به دنبال راه نجات باشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شهوت و حرص ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شمارهٔ ۳۶۶ - در عزلت و قناعت و جواب سائلی که از حکیم قصهٔ شعر گفتنش پرسید گوید
دی مرا عاشقکی گفت غزل میگویی
گفتم از مدح و هجا دست بیفشاندم هم ۱
گفت چون گفتمش آن حالت گمراهی رفت
حالت رفته دگر باز نیاید ز عدم ۲
غزل و مدح و هجا هرسه بدان میگفتم
که مرا شهوت و حرص و غضبی بود بهم ۳
این یکی شب همه شب در غم و اندیشهٔ آن
کز کجا وز که و چون کسب کنم پنج درم ۴
وان دگر روز همه روز در آن محنت و بند
که کند وصف لب چون شکر و زلف به خم ۵
وان سه دیگر چو سگ خسته تسلیش بدان
که زبونی به کف آرم که ازو آید کم ۶
چون خدا این سه سگ گرسنه را حاشاکم
باز کرد از سر من بندهٔ عاجز به کرم ۷
غزل و مدح و هجا گویم یارب زنهار
بس که با نفس جفا کردم و با عقل ستم ۸
انوری لاف زدن سیرت مردان نبود
چون زدی باری مردانه بیفشار قدم ۹
گوشهای گیر و سر راه نجاتی بطلب
که نه بس دیر سر آید به تو بر این دو سه دم ۱۰
گفتم از مدح و هجا دست بیفشاندم هم ۱
گفت چون گفتمش آن حالت گمراهی رفت
حالت رفته دگر باز نیاید ز عدم ۲
غزل و مدح و هجا هرسه بدان میگفتم
که مرا شهوت و حرص و غضبی بود بهم ۳
این یکی شب همه شب در غم و اندیشهٔ آن
کز کجا وز که و چون کسب کنم پنج درم ۴
وان دگر روز همه روز در آن محنت و بند
که کند وصف لب چون شکر و زلف به خم ۵
وان سه دیگر چو سگ خسته تسلیش بدان
که زبونی به کف آرم که ازو آید کم ۶
چون خدا این سه سگ گرسنه را حاشاکم
باز کرد از سر من بندهٔ عاجز به کرم ۷
غزل و مدح و هجا گویم یارب زنهار
بس که با نفس جفا کردم و با عقل ستم ۸
انوری لاف زدن سیرت مردان نبود
چون زدی باری مردانه بیفشار قدم ۹
گوشهای گیر و سر راه نجاتی بطلب
که نه بس دیر سر آید به تو بر این دو سه دم ۱۰
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۶۵ - در اشتیاق
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - کارها را طلب مکن غایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.