هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و ستایشآمیز است که به مدح و توصیف مقام والای یک شخصیت معنوی یا الهی میپردازد. در آن از مفاهیمی مانند آزادگی، کرم، تقدیر، و عطای الهی سخن گفته شده است. همچنین، تأثیر این شخصیت بر جهان و عناصر طبیعی مانند آسمان و زمین مورد ستایش قرار گرفته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۴۳۱ - در مدح و تهنیت
ای جهان را موسم آزادگی ایام تو
بنده کرده یک جهان آزاد را انعام تو ۱
سرمهٔ چشم ملک گردی و آن از راه تو
حلقهٔ گوش فلک حرفی و آن از نام تو ۲
دست تقدیر آسمان را پی کند گر دور او
گام بردارد نه بر وفق مراد و کام تو ۳
تو جهان کاملی اندر جهان مختصر
هفت اقلیمت که باقی باد، هفت اندام تو ۴
جنبش فیض کرم وارام طوفان نیاز
تا ابد مقصور شد بر جنبش و آرام تو ۵
آز در آب و گل آدم نیامد تا ندید
غایت سیری خوش اندر عطای عام تو ۶
طبل بدخواه تو در زیر گلیم حادثه است
تا فلک زد بینیازی را علم بر بام تو ۷
از تصرف دست بربندد کف بر بحر و کان
آسمان را گر اجازت یابد از پیغام تو ۸
از محمد وز عمر شد کفر باطل دین قوی
لاجرم احیاء آن ایام کرد ایام تو ۹
ای در آن اندازه بزم جانفزایت کاندرو
آفتاب و ماه نو زیبد شراب و جام تو ۱۰
وام بودت گوهری بر آسمان مه زاسمان
آن رسانید و شد از وجه دگر در وام تو ۱۱
آسمان از وام تو هرگز برون ناید ازآنک
دارد استظهار دور از دور بیانجام تو ۱۲
تا که صبح و شام باشد در قفای روز و شب
در قفای یکدگر بادند صبح و شام تو ۱۳
چشمت از روی کرم بر انوری باد و مباد
کام او را اعتقاد پاک جز در کام تو ۱۴
مکث محسن در جهان بسیار باشد لاجرم
بالغ او طفل تست و پختهٔ او خام تو ۱۵
بنده کرده یک جهان آزاد را انعام تو ۱
سرمهٔ چشم ملک گردی و آن از راه تو
حلقهٔ گوش فلک حرفی و آن از نام تو ۲
دست تقدیر آسمان را پی کند گر دور او
گام بردارد نه بر وفق مراد و کام تو ۳
تو جهان کاملی اندر جهان مختصر
هفت اقلیمت که باقی باد، هفت اندام تو ۴
جنبش فیض کرم وارام طوفان نیاز
تا ابد مقصور شد بر جنبش و آرام تو ۵
آز در آب و گل آدم نیامد تا ندید
غایت سیری خوش اندر عطای عام تو ۶
طبل بدخواه تو در زیر گلیم حادثه است
تا فلک زد بینیازی را علم بر بام تو ۷
از تصرف دست بربندد کف بر بحر و کان
آسمان را گر اجازت یابد از پیغام تو ۸
از محمد وز عمر شد کفر باطل دین قوی
لاجرم احیاء آن ایام کرد ایام تو ۹
ای در آن اندازه بزم جانفزایت کاندرو
آفتاب و ماه نو زیبد شراب و جام تو ۱۰
وام بودت گوهری بر آسمان مه زاسمان
آن رسانید و شد از وجه دگر در وام تو ۱۱
آسمان از وام تو هرگز برون ناید ازآنک
دارد استظهار دور از دور بیانجام تو ۱۲
تا که صبح و شام باشد در قفای روز و شب
در قفای یکدگر بادند صبح و شام تو ۱۳
چشمت از روی کرم بر انوری باد و مباد
کام او را اعتقاد پاک جز در کام تو ۱۴
مکث محسن در جهان بسیار باشد لاجرم
بالغ او طفل تست و پختهٔ او خام تو ۱۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۵
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۳۰ - در طلب حضور دوستی گوید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۳۲ - شراب خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.