هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از عشق و علاقهی خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که معشوق مانند بت است و عشق او باعث شده جانش را فدا کند. دلش به او میگوید که در بخشش عشق دریغ نکند و با معشوق به سادگی نمیتوان سخن گفت.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
رباعی ۸۲ - با دل گفتم که آن بتم دوش نهفت
با دل گفتم که آن بتم دوش نهفت
جان خواست ز من چون گل وصلش بشکفت ۱
دل گفت مضایقت مکن زود بده
با او به محقری سخن نتوان گفت ۲
جان خواست ز من چون گل وصلش بشکفت ۱
دل گفت مضایقت مکن زود بده
با او به محقری سخن نتوان گفت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۱ - دلبر ز وفا و مهر یکسر بگذشت
گوهر بعدی:رباعی ۸۳ - با گل گفتم شکوفه در خاک بخفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.