هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و دلباختگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که زلف معشوق دلباختهاش کرده و او را در خطر انداخته است. با این حال، از ترس، جرئت نزدیک شدن به معشوق را ندارد و از او میخواهد که برای لحظهای خود را نشان دهد تا از دور به او بنگرد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
رباعی ۲۹۸ - زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
گیرم که ز بیم پی به زلفت نبرم ۱
باری دمی از زیر کله بیرون کن
چندان که ز دور در دل خود نگرم ۲
گیرم که ز بیم پی به زلفت نبرم ۱
باری دمی از زیر کله بیرون کن
چندان که ز دور در دل خود نگرم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۹۷ - روزی که به حیلت به شب تیره برم
گوهر بعدی:رباعی ۲۹۹ - سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.