هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید و بیان میکند که در عشق معشوق، هستی خود را فدا کرده و تنها شوریدگی و سرمستی برایش باقی مانده است. او با روی معشوق حال و حدیثی دارد که در نامه نوشته، اما زبانش بسته است و نمیتواند آن را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
رباعی ۱۶۸ - در عشق تو از سر بنهادم هستی
در عشق تو از سر بنهادم هستی
زین پس من و شوریدگی و سرمستی ۱
با روی تو حالی و حدیثی که مراست
در نامه نبشتم که زبانم بستی ۲
زین پس من و شوریدگی و سرمستی ۱
با روی تو حالی و حدیثی که مراست
در نامه نبشتم که زبانم بستی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۶۷ - آن درد، که با پای تو کرد آن چستی
گوهر بعدی:رباعی ۱۶۹ - تا با خودی، ای خواجه، خدا چون گردی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.