هوش مصنوعی:
در این شعر، شاعر از درد و رنج خود میگوید و در گفتوگویی خیالی، پاسخ میشنود که این درد نشانهای از زندهبودن و احساس داشتن است. همچنین، شاعر به اشکریزان خود اشاره میکند و در پاسخ میشنود که این گریه برای دیگران بیفایده است.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند درد و رنج نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۷۹۶ - گفتم که به من رسید دردت بمزید
گفتم که به من رسید دردت بمزید
گفتا خنک آن جان که بدین درد رسید ۱
گفتم که دلم خون شد از دیده دوید
گفت اینکه تو را دوید کس را ندوید ۲
گفتا خنک آن جان که بدین درد رسید ۱
گفتم که دلم خون شد از دیده دوید
گفت اینکه تو را دوید کس را ندوید ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷۹۵ - گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
گوهر بعدی:رباعی ۷۹۷ - گفتم که ز خردی دل من نیست پدید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.