هوش مصنوعی:
در این متن، گوینده از عشق و فداکاری سخن میگوید و اشاره میکند که جان را نمیتوان به راحتی رها کرد. مخاطب پاسخ میدهد که جان را مانند تن نمیتوان نشان داد. گوینده سپس از کرم و بخشندگی مخاطب میگوید و مخاطب با اشاره به سنگینی و ارزش این کرم، او را به سکوت دعوت میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
رباعی ۷۹۵ - گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
گفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد ۱
گفتم که تو بحر کرمی گفت خموش
در است چو سنگ رایگان نتوان کرد ۲
گفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد ۱
گفتم که تو بحر کرمی گفت خموش
در است چو سنگ رایگان نتوان کرد ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷۹۴ - گفتم بیتی نگار از من رنجید
گوهر بعدی:رباعی ۷۹۶ - گفتم که به من رسید دردت بمزید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.