هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس ناامیدی و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به حالش رسیدگی کند و او را به دیگری حواله ندهد، زیرا تنها تکیهگاهش معشوق است. شاعر معشوق را صاحب عطا و غلب میداند و خود را کاملاً به او میسپارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و وابستگی عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
تکه ۴۶ - نظری فگن به حالم که ز دست رفت کارم
نظری فگن به حالم که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم ۱
تو چو صاحب عطایی طلب منست از تو
چو تو غالبی بهر کس به تو خویش میسپارم ۲
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم ۱
تو چو صاحب عطایی طلب منست از تو
چو تو غالبی بهر کس به تو خویش میسپارم ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:تکه ۴۵ - دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
گوهر بعدی:تکه ۴۷ - بوالعجب یاری ای یار خراسانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.