درباره ابوسعید ابوالخیر

ابوسعید فضل‌الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم میهنی (ابوسعید فضل‌الله بن ابوالخیر احمد) مشهور به شیخ ابوسعید ابوالخیر (۳۵۷ - ۴۴۰ قمری) عارف و شاعر نامدار ایرانی سده چهارم و پنجم بود. ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان مقامی بسیار برجسته و ویژه‌ای دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته‌است. چندان که در بخش مهمی از شعر پارسی چهره او در کنار مولوی و عطار قرار می‌گیرد، بی‌آنکه خود شعر چندانی سروده باشد. در تاریخ اندیشه‌های عرفانی‌اش در بالاترین سطح اندیشمندان این گُسترهٔ پهناور در کنار حلاج، بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی به‌شمار می‌رود. همان کسانی که سهروردی آن‌ها را ادامه دهندگان فلسفه باستان و ادامه حکمت خسروانی می‌خواند. از دوران کودکی نبوغ و استعداد او بر افراد آگاه پنهان نبوده‌است.
در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
تکه ۱ - ابیات پراکنده از رباعیات تکه ۲ - مرد باید که جگر سوخته چندان بودا تکه ۳ - کار چون بسته شود بگشایدا تکه ۴ - خداوندا بگردانی بلا را تکه ۵ - به حق هر دو گیسوی محمد تکه ۶ - نسیما جانب بستان گذر کن تکه ۷ - چون مرا دیدی تو او را دیده‌ای تکه ۸ - گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور تکه ۹ - گرفت خواهم زلفین عنبرین ترا تکه ۱۰ - در شب تاریک برداری نقاب از روی خویش تکه ۱۱ - هر کسی محراب کردست آفتاب و سنگ و چوب تکه ۱۲ - با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین تکه ۱۳ - آتش نمرود هرگز پور آذر را نسوخت تکه ۱۴ - امروز بهر حالی بغداد بخاراست تکه ۱۵ - ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رود تکه ۱۶ - می هست و درم هست و بت لاله رخان هست تکه ۱۷ - هر آن دلی که ترا، سیدی بدان نظرست تکه ۱۸ - اگرچه خرد یکی شاخک گیاه بود تکه ۱۹ - هر آن دلی که نهفتست زیر هفت زمین تکه ۲۰ - صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی تکه ۲۱ - ای ترک جان نکرده و جانانت آرزوست تکه ۲۲ - رنج مردم ز پیشی و بیشیست تکه ۲۳ - از دوست پیام آمد کاراسته کن کار تکه ۲۴ - ای روی تو چو روز دلیل موحدان تکه ۲۵ - از دوست به هر چیز چرا بایدت آزرد تکه ۲۶ - آری چنین کنند کریمان که شاه کرد تکه ۲۷ - هر آن شمعی که ایزد برفروزد تکه ۲۸ - برون ز گوشه بهشت برین سقر باشد تکه ۲۹ - عاشقی خواهی که تا پایان بری تکه ۳۰ - با خلق هر کرم که کند هم خدا کند تکه ۳۱ - مرا تو راحت جانی معاینه نه خبر تکه ۳۲ - هیچ صورتگر بصد سال از بدایع وزنگار تکه ۳۳ - او درین فکر تا به ما چه کند تکه ۳۴ - ما دل آسوده تا خدا چه کند تکه ۳۵ - بزیر قبهٔ تقدیس مست مستانند تکه ۳۶ - کار همه راست چنانکه بباید تکه ۳۷ - خوش آید او را چون من بناخوشی باشم تکه ۳۸ - هر باد که از سوی بخارا به من آید تکه ۳۹ - نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچ تکه ۴۰ - بده تو بار خدایا درین خجسته سفر تکه ۴۱ - چیست ازین خوبتر در همه آفاق کار تکه ۴۲ - خوبتر اندر جهان ازین چه بود کار تکه ۴۳ - حق تعالی که مالک الملکست تکه ۴۴ - معدن شادیست این معدن جود و کرم تکه ۴۵ - دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام تکه ۴۶ - نظری فگن به حالم که ز دست رفت کارم تکه ۴۷ - بوالعجب یاری ای یار خراسانی تکه ۴۸ - همه جمال تو بینم چو دیده باز کنم تکه ۴۹ - مدتی هست که ما از خم وحدت مستیم تکه ۵۰ - بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان تکه ۵۱ - تعویذ گشت خوی بدان روی خوب را تکه ۵۲ - تو چنانی که تو را بخت چنانست و چنان تکه ۵۳ - با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین تکه ۵۴ - ترا روی زرد و مرا روی زرد تکه ۵۵ - بر فلک بر دو مرد پیشه ورند تکه ۵۶ - ما و همین دوغ وا و ترب و ترینه تکه ۵۷ - حال عالم سر بسر پرسیدم از فرزانه‌ای تکه ۵۸ - ای بار خدا به حق هستی تکه ۵۹ - ای ساقی پیش آر ز سرمایهٔ شادی تکه ۶۰ - ایا بر جان ما ماهر چو بر شطرنج اهوازی تکه ۶۱ - تنگ دلی نی و دل تنگ نی تکه ۶۲ - صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی