هوش مصنوعی:
شاعر در جستجوی نشانهای از معشوق است، اما هرچه بیشتر جستجو میکند، بیشتر در تردید و گمگشتگی فرو میرود. در نهایت متوجه میشود که هم عاشق و هم معشوق خود او بودهاند و این داستان عشق، در حقیقت بازتابی از درون خودش است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک، فهم آن را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
تکه ۵۰ - بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان ۱
تا که میجستم ندیدم تا بدیدم گم شدم
گم شده گم کرده را هرگز کجا یابد نشان ۲
در خیال من نیامد در یقینم هم نبود
بی نشانی که صواب آید ازو دادن نشان ۳
چند گاهی عاشقی برزیدم و پنداشتم
خویشتن شهره بکرده کو چنین و من چنان ۴
در حقیقت چون بدیدم زو خیالی هم نبود
عاشق و معشوق من بودم ببین این داستان ۵
تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان ۱
تا که میجستم ندیدم تا بدیدم گم شدم
گم شده گم کرده را هرگز کجا یابد نشان ۲
در خیال من نیامد در یقینم هم نبود
بی نشانی که صواب آید ازو دادن نشان ۳
چند گاهی عاشقی برزیدم و پنداشتم
خویشتن شهره بکرده کو چنین و من چنان ۴
در حقیقت چون بدیدم زو خیالی هم نبود
عاشق و معشوق من بودم ببین این داستان ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
۹۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:تکه ۴۹ - مدتی هست که ما از خم وحدت مستیم
گوهر بعدی:تکه ۵۱ - تعویذ گشت خوی بدان روی خوب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.