هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از تغییر فصل و آمدن بهار سخن میگوید. شاعر از شکایتهای قبلی درباره پاییز و زمستان یاد میکند و اکنون با آمدن بهار، طبیعت را زیبا و پر از شادی توصیف میکند. او از گلها، عطرها و زیباییهای طبیعت بهاری صحبت میکند و از خواننده میخواهد که از این زیباییها لذت ببرد و به سوی زندگی و شادی حرکت کند.
رده سنی:
12+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و ادبی است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۵۸۹ - شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد
شِکایَتها هَمیکردی که بهمن بَرگ ریز آمد
کُنون بَرخیز و گُلْشَن بین که بهمن بر گُریز آمد ۱
زِ رَعدِ آسْمان بِشْنو تو آوازِ دُهُل یعنی
عروسی دارد این عالَم که بُستان پُرجَهیز آمد ۲
بیا و بَزْمِ سُلطان بین زِ جُرعه خاکْ خندانْ بین
که یاغی رفت و از نُصرتْ نَسیمِ مُشکْ بیز آمد ۳
بیا ای پاکْ مَغزِ من بِبو گُلْزارِ نَغْزِ من
به رَغمِ هر خَری کاهِل که مُشکِ او کُمیز آمد ۴
زمین بِشْکافت و بیرون شُد از آن رو خَنْجَرش خواندم
به یک دَم از عَدَم لشکرْ به اِقْلیمِ حَجیز آمد ۵
سپاهِ گُلْشَن و ریحان بِحَمْدِاللّهْ مُظَفَّر شُد
که تیغ و خَنْجَرِ سوسن دَرین پیکارْ تیز آمد ۶
چو حَلْواهایِ بیآتش رَسید از دیگِ چوبین خوش
سَرِ هر شاخْ پُرحَلْوا بِسانِ کَفْچَلیز آمد ۷
به گوشِ غُنچه نیلوفر هَمیگوید که یا عَبْهَر
به اِسْتیزِ عَدو میْ خور که هنگامِ ستیز آمد ۸
مَفاعیلُن مَفاعیلُن مَفاعیلُن مَفاعیلُن
مَکُن با او تو همراهی که او بَسْ سُست و حیز آمد ۹
خَمُش باش و بِجو عِصْمَت سَفَر کُن جانبِ حَضرت
که نَبْوَد خواب را لَذَّت چو بانگِ خیز خیز آمد ۱۰
کُنون بَرخیز و گُلْشَن بین که بهمن بر گُریز آمد ۱
زِ رَعدِ آسْمان بِشْنو تو آوازِ دُهُل یعنی
عروسی دارد این عالَم که بُستان پُرجَهیز آمد ۲
بیا و بَزْمِ سُلطان بین زِ جُرعه خاکْ خندانْ بین
که یاغی رفت و از نُصرتْ نَسیمِ مُشکْ بیز آمد ۳
بیا ای پاکْ مَغزِ من بِبو گُلْزارِ نَغْزِ من
به رَغمِ هر خَری کاهِل که مُشکِ او کُمیز آمد ۴
زمین بِشْکافت و بیرون شُد از آن رو خَنْجَرش خواندم
به یک دَم از عَدَم لشکرْ به اِقْلیمِ حَجیز آمد ۵
سپاهِ گُلْشَن و ریحان بِحَمْدِاللّهْ مُظَفَّر شُد
که تیغ و خَنْجَرِ سوسن دَرین پیکارْ تیز آمد ۶
چو حَلْواهایِ بیآتش رَسید از دیگِ چوبین خوش
سَرِ هر شاخْ پُرحَلْوا بِسانِ کَفْچَلیز آمد ۷
به گوشِ غُنچه نیلوفر هَمیگوید که یا عَبْهَر
به اِسْتیزِ عَدو میْ خور که هنگامِ ستیز آمد ۸
مَفاعیلُن مَفاعیلُن مَفاعیلُن مَفاعیلُن
مَکُن با او تو همراهی که او بَسْ سُست و حیز آمد ۹
خَمُش باش و بِجو عِصْمَت سَفَر کُن جانبِ حَضرت
که نَبْوَد خواب را لَذَّت چو بانگِ خیز خیز آمد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۷۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۸ - صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد
گوهر بعدی:غزل ۵۹۰ - سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چبود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.