درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی (۶ ربیع‌الاول ۶۰۴ – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری) (۱۵ مهر ۵۸۶ – ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) معروف به مولانا، مولوی و رومی، شاعر پارسی‌گوی ایرانی است. نام کامل وی «محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده‌است.
نفوذ مولوی فراتر از مرزهای ملی و تقسیمات قومی است. ایرانیان، افغان‌ها، تاجیک‌ها، ترک‌ها، یونانیان، دیگر مسلمانان آسیای میانه و مسلمانان جنوب شرق آسیا در مدت هفت قرن گذشته به شدت از میراث معنوی رومی تأثیر گرفته‌اند. اشعار او به‌طور گسترده‌ای به بسیاری از زبان‌های جهان ترجمه شده‌است. ترجمه سروده‌های مولوی که با نام رومی در غرب شناسایی شده به عنوان «محبوب‌ترین» و «پرفروش‌ترین» شاعر در ایالات متحده آمریکا شناخته می‌شود.
بیشتر آثار مولوی به زبان فارسی سروده شده‌است، اما در اشعارش به‌ندرت از ترکی، عربی و کاپادوسیه‌ای یونانی نیز استفاده کرده‌است. مثنوی معنوی او که در قونیه تصنیف شده‌است یکی از عالی‌ترین اشعار زبان فارسی به‌شمار می‌رود. آثار او به‌طور گسترده در سراسر ایرانِ بزرگ خوانده می‌شود و ترجمه آثار او در ترکیه، آذربایجان، ایالات متحده، و جنوب آسیا بسیار پرطرفدار و محبوب هستند.

در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
غزل ۱ - ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بی‌منتها غزل ۲ - ای طایران قدس را عشقت فزوده بال‌ها غزل ۳ - ای دل چه اندیشیده‌یی در عذر آن تقصیرها؟ غزل ۴ - ای یوسف خوش نام ما، خوش می‌روی بر بام ما غزل ۵ - آن شکل بین، وان شیوه بین، وان قد و خد و دست و پا غزل ۶ - بگریز ای میر اجل، از ننگ ما، از ننگ ما غزل ۷ - بنشسته‌ام من بر درت تا بو که برجوشد وفا غزل ۸ - جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما غزل ۹ - من از کجا، پند از کجا؟ باده بگردان ساقیا غزل ۱۰ - مهمان شاهم هر شبی، بر خوان احسان و وفا غزل ۱۱ - ای طوطی عیسی نفس، وی بلبل شیرین نوا غزل ۱۲ - ای نوبهار عاشقان، داری خبر از یار ما غزل ۱۳ - ای باد بی‌آرام ما، با گل بگو پیغام ما غزل ۱۴ - ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما غزل ۱۵ - ای نوش کرده نیش را، بی‌خویش کن باخویش را غزل ۱۶ - ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا غزل ۱۷ - آمد ندا از آسمان جان را که بازآ، الصلا غزل ۱۸ - ای یوسف خوش نام ما، خوش می‌روی بر بام ما غزل ۱۹ - امروز دیدم یار را، آن رونق هر کار را غزل ۲۰ - چندانک خواهی جنگ کن، یا گرم کن تهدید را غزل ۲۱ - جرمی ندارم بیش ازین کز دل هوا دارم تو را غزل ۲۲ - چندان بنالم ناله‌ها، چندان برآرم رنگ‌ها غزل ۲۳ - چون خون نخسپد خسروا، چشمم کجا خسپد مها؟ غزل ۲۴ - چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را ؟ غزل ۲۵ - من دی نگفتم مر تو را کی بی‌نظیر خوش لقا غزل ۲۶ - هر لحظه وحی آسمان، آید به سر جان‌ها غزل ۲۷ - آن خواجه را در کوی ما، در گل فرو رفته‌ست پا غزل ۲۸ - ای شاه جسم و جان ما، خندان کن دندان ما غزل ۲۹ - ای از ورای پرده‌ها، تاب تو تابستان ما غزل ۳۰ - ای فصل با باران ما، برریز بر یاران ما غزل ۳۱ - بادا مبارک در جهان، سور و عروسی‌های ما غزل ۳۲ - دیدم سحر آن شاه را، بر شاهراه هل اتی غزل ۳۳ - می ده گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجا غزل ۳۴ - ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا غزل ۳۵ - ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما غزل ۳۶ - خواجه بیا، خواجه بیا، خواجه دگربار بیا غزل ۳۷ - یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا غزل ۳۸ - رستم ازین نفس و هوی، زنده بلا مرده بلا غزل ۳۹ - آه که آن صدر سرا، می‌ندهد بار مرا غزل ۴۰ - طوق جنون سلسله شد، باز مکن سلسله را غزل ۴۱ - شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقۀ ما غزل ۴۲ - کار تو داری صنما، قدر تو، باری صنما غزل ۴۳ - کاهل و ناداشت بدم، کار درآورد مرا غزل ۴۴ - در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا؟ غزل ۴۵ - با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا غزل ۴۶ - دی بنواخت یار من، بندۀ غم رسیده را غزل ۴۷ - ای که تو ماه آسمان، ماه کجا و تو کجا؟ غزل ۴۸ - ماه درست را ببین، کو بشکست خواب ما غزل ۴۹ - با تو حیات و زندگی، بی‌تو فنا و مردنا غزل ۵۰ - ای بگرفته از وفا گوشه، کران چرا؟ چرا؟ غزل ۵۱ - گر تو ملولی ای پدر، جانب یار من بیا غزل ۵۲ - چون همه عشق روی توست، جمله رضای نفس ما غزل ۵۳ - عشق تو آورد قدح پر ز بلاها غزل ۵۴ - از این اقبالگاه خوش، مشو یک دم دلا تنها غزل ۵۵ - شب قدر است جسم تو، کزو یابند دولت‌ها غزل ۵۶ - عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را غزل ۵۷ - مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را غزل ۵۸ - رسید آن شه، رسید آن شه، بیارایید ایوان را غزل ۵۹ - تو از خواری همی‌نالی، نمی‌بینی عنایت‌ها غزل ۶۰ - ایا نور رخ موسی، مکن اعمی صفورا را غزل ۶۱ - هلا ای زهرهٔ زهرا، بکش آن گوش زهرا را غزل ۶۲ - بهار آمد بهار آمد، سلام آورد مستان را غزل ۶۳ - چه چیزاست آن که عکس او، حلاوت داد صورت را؟ غزل ۶۴ - تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟ غزل ۶۵ - ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحرا غزل ۶۶ - تو را ساقی جان گوید، برای ننگ و نامی را غزل ۶۷ - از آن مایی ای مولا، اگر امروز اگر فردا غزل ۶۸ - چو شست عشق در جانم، شناسا گشت شستش را غزل ۶۹ - چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا غزل ۷۰ - برات آمد، برات آمد، بنه شمع براتی را غزل ۷۱ - اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را غزل ۷۲ - به خانه خانه می‌آرد، چو بیذق شاه جان ما را غزل ۷۳ - آمد بت میخانه تا خانه برد ما را غزل ۷۴ - گر زان که نه‌ای طالب جوینده شوی با ما غزل ۷۵ - ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را؟ غزل ۷۶ - آخر بشنید آن مه، آه سحر ما را غزل ۷۷ - آب حیوان باید، مر روح فزایی را غزل ۷۸ - ساقی ز شراب حق، پر دار شرابی را غزل ۷۹ - ای خواجه نمی‌بینی، این روز قیامت را؟ غزل ۸۰ - امروز گزافی ده، آن بادهٔ نابی را غزل ۸۱ - ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را غزل ۸۲ - معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا غزل ۸۳ - ای یار قمرسیما، ای مطرب شکرخا غزل ۸۴ - چون گل همه تن خندم، نه از راه دهان تنها غزل ۸۵ - از بهر خدا بنگر، در روی چو زر جانا غزل ۸۶ - ای گشته ز تو خندان، بستان و گل رعنا غزل ۸۷ - جانا سر تو یارا، مگذار چنین ما را غزل ۸۸ - شاد آمدی ای مه رو، ای شادی جان شاد آ غزل ۸۹ - یک پند ز من بشنو، خواهی نشوی رسوا غزل ۹۰ - ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا غزل ۹۱ - در آب فکن ساقی، بط زادهٔ آبی را غزل ۹۲ - زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا غزل ۹۳ - میندیش، میندیش، که اندیشه گری‌ها غزل ۹۴ - زهی عشق، زهی عشق، که ما راست خدایا غزل ۹۵ - زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا غزل ۹۶ - لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا غزل ۹۷ - رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را غزل ۹۸ - ای از نظرت مست شده اسم و مسما غزل ۹۹ - دلارام نهان گشته ز غوغا غزل ۱۰۰ - بیا ای جان نو داده جهان را غزل ۱۰۱ - بسوزانیم سودا و جنون را غزل ۱۰۲ - سلیمانا بیار انگشتری را غزل ۱۰۳ - دل و جان را درین حضرت بپالا غزل ۱۰۴ - خبر کن ای ستاره یار ما را غزل ۱۰۵ - چو او باشد دل دلسوز ما را غزل ۱۰۶ - مرا حلوا هوس کرده‌ست، حلوا غزل ۱۰۷ - امیر حسن خندان کن حشم را غزل ۱۰۸ - به برج دل رسیدی، بیست این جا غزل ۱۰۹ - بکت عینی غداه البین دمعا غزل ۱۱۰ - تو بشکن چنگ ما را ای معلا غزل ۱۱۱ - برای تو فدا کردیم جان‌ها غزل ۱۱۲ - ز روی توست عید آثار ما را غزل ۱۱۳ - ای مطرب دل برای یاری را غزل ۱۱۴ - اندر دل ما تویی نگارا غزل ۱۱۵ - ای جان و قوام جمله جان‌ها غزل ۱۱۶ - ای سخت گرفته جادوی را غزل ۱۱۷ - از دور بدیده شمس دین را غزل ۱۱۸ - بنمود مه وفا از این جا غزل ۱۱۹ - برخیز و صبوح را بیارا غزل ۱۲۰ - تا چند تو پس روی؟ به پیش آ غزل ۱۲۱ - چون خانه روی ز خانهٔ ما غزل ۱۲۲ - دیدم رخ خوب گلشنی را غزل ۱۲۳ - دیدم شه خوب خوش‌لقا را غزل ۱۲۴ - ساقی تو شراب لامکان را غزل ۱۲۵ - گفتی که گزیده‌یی تو بر ما غزل ۱۲۶ - گستاخ مکن تو ناکسان را غزل ۱۲۷ - کو مطرب عشق چست دانا؟ غزل ۱۲۸ - ما را سفری فتاد بی‌ما غزل ۱۲۹ - مشکن دل مرد مشتری را غزل ۱۳۰ - بیدار کنید مستیان را غزل ۱۳۱ - من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا غزل ۱۳۲ - در میان پردهٔ خون عشق را گلزارها غزل ۱۳۳ - غمزهٔ عشقت بدان آرد یکی محتاج را غزل ۱۳۴ - ساقیا در نوش آور شیرهٔ عنقود را غزل ۱۳۵ - ساقیا گردان کن آخر، آن شراب صاف را غزل ۱۳۶ - پردهٔ دیگر مزن جز پردهٔ دلدار ما غزل ۱۳۷ - با چنین شمشیر دولت، تو زبون مانی چرا؟ غزل ۱۳۸ - سکهٔ رخسار ما، جز زر مبادا بی‌شما غزل ۱۳۹ - رنج تن دور از تو، ای تو راحت جان‌های ما غزل ۱۴۰ - درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما غزل ۱۴۱ - جمله یاران تو سنگند و تویی مرجان چرا؟ غزل ۱۴۲ - دولتی همسایه شد، همسایگان را الصلا غزل ۱۴۳ - دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را غزل ۱۴۴ - عقل دریابد تو را، یا عشق یا جان صفا؟ غزل ۱۴۵ - ای وصالت یک زمان بوده، فراقت سال‌ها غزل ۱۴۶ - در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما غزل ۱۴۷ - آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا غزل ۱۴۸ - از پی شمس حق و دین دیدهٔ گریان ما غزل ۱۴۹ - خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا غزل ۱۵۰ - درد شمس الدین بود سرمایهٔ درمان ما غزل ۱۵۱ - سر برون کن از دریچه‌ی جان، ببین عشاق را غزل ۱۵۲ - دوش آن جانان ما، افتان و خیزان یک قبا غزل ۱۵۳ - شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها غزل ۱۵۴ - دیده حاصل کن دلا آن گه ببین تبریز را غزل ۱۵۵ - از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگنا غزل ۱۵۶ - ای هوس‌های دلم، بیا بیا بیا بیا غزل ۱۵۷ - ای هوس‌های دلم، باری بیا، رویی نما غزل ۱۵۸ - امتزاج روح‌ها، در وقت صلح و جنگ‌ها غزل ۱۵۹ - ای ز مقدارت هزاران فخر بی‌مقدار را غزل ۱۶۰ - مفروشید کمان و زره و تیغ، زنان را غزل ۱۶۱ - چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را غزل ۱۶۲ - تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را؟ غزل ۱۶۳ - بروید ای حریفان بکشید یار ما را غزل ۱۶۴ - چو مرا به سوی زندان بکشید، تن ز بالا غزل ۱۶۵ - اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا غزل ۱۶۶ - چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا غزل ۱۶۷ - که بپرسد جز تو، خسته و رنجور تو را؟ غزل ۱۶۸ - ای بروییده بناخواست به مانند گیا غزل ۱۶۹ - رو ترش کن که همه روترشانند این جا غزل ۱۷۰ - تا به شب ای عارف شیرین نوا غزل ۱۷۱ - چون نمایی آن رخ گلرنگ را غزل ۱۷۲ - در میان عاشقان عاقل مبا غزل ۱۷۳ - از یکی آتش برآوردم تو را غزل ۱۷۴ - زآتش شهوت برآوردم تو را غزل ۱۷۵ - از ورای سر دل بین شیوه‌ها غزل ۱۷۶ - روح زیتونی‌ست عاشق نار را غزل ۱۷۷ - ای بگفته در دلم اسرارها غزل ۱۷۸ - می‌شدی غافل ز اسرار قضا غزل ۱۷۹ - گر تو عودی سوی این مجمر بیا غزل ۱۸۰ - ای تو آب زندگانی فاسقنا غزل ۱۸۱ - دل چو دانه، ما مثال آسیا غزل ۱۸۲ - در میان عاشقان، عاقل مبا غزل ۱۸۳ - ای دل رفته ز جا، بازمیا غزل ۱۸۴ - من رسیدم به لب جوی وفا غزل ۱۸۵ - از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا غزل ۱۸۶ - ای میرآب بگشا آن چشمهٔ روان را غزل ۱۸۷ - از سینه پاک کردم، افکار فلسفی را غزل ۱۸۸ - این جا کسی‌ست پنهان، خود را مگیر تنها غزل ۱۸۹ - آمد بهار جان‌ها، ای شاخ تر به رقص آ غزل ۱۹۰ - با آن که می‌رسانی، آن بادهٔ بقا را غزل ۱۹۱ - بیدار کن طرب را، بر من بزن تو خود را غزل ۱۹۲ - بشکن سبو و کوزه، ای میرآب جان‌ها غزل ۱۹۳ - جانا قبول گردان، این جست و جوی ما را غزل ۱۹۴ - خواهم گرفتن اکنون، آن مایهٔ صور را غزل ۱۹۵ - شهوت که با تو رانند، صد تو کنند جان را غزل ۱۹۶ - در جنبش اندرآور، زلف عبرفشان را غزل ۱۹۷ - ای بنده بازگرد، به درگاه ما بیا غزل ۱۹۸ - ای صوفیان عشق، بدرید خرقه‌ها غزل ۱۹۹ - ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا غزل ۲۰۰ - نام شتر به ترکی چبود؟ بگو دوا غزل ۲۰۱ - شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما غزل ۲۰۲ - هر روز بامداد سلام علیکما غزل ۲۰۳ - آمد بهار خرم، آمد نگار ما غزل ۲۰۴ - سر به گریبان در است، صوفی اسرار را غزل ۲۰۵ - چند گریزی ز ما؟چندروی جا به جا؟ غزل ۲۰۶ - ای همه خوبی تورا، پس تو کرایی؟ که را؟ غزل ۲۰۷ - ای که به هنگام درد، راحت جانی مرا غزل ۲۰۸ - از جهت ره زدن، راه درآرد مرا غزل ۲۰۹ - ای در ما را زده، شمع سرایی درآ غزل ۲۱۰ - گر نه تهی باشدی بیش ترین جوی‌ها غزل ۲۱۱ - باز بنفشه رسید، جانب سوسن دوتا غزل ۲۱۲ - اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را غزل ۲۱۳ - اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا غزل ۲۱۴ - درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا غزل ۲۱۵ - من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا غزل ۲۱۶ - روم به حجره‌ی خیاط عاشقان فردا غزل ۲۱۷ - چه نیک بخت کسی که خدای خواند تو را غزل ۲۱۸ - ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را غزل ۲۱۹ - چو اندرآید یارم، چه خوش بود به خدا غزل ۲۲۰ - ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا غزل ۲۲۱ - مرا تو گوش گرفتی، همی‌کشی به کجا؟ غزل ۲۲۲ - رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا غزل ۲۲۳ - کجاست مطرب جان تا ز نعره‌های صلا غزل ۲۲۴ - چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا؟ غزل ۲۲۵ - بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا غزل ۲۲۶ - برفت یار من و یادگار ماند مرا غزل ۲۲۷ - به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا غزل ۲۲۸ - بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا غزل ۲۲۹ - شراب داد خدا مر مرا، تو را سرکا غزل ۲۳۰ - ز سوز شوق دل من، همی‌زند عللا غزل ۲۳۱ - سبک تری تو از آن دم که می‌رسد ز صبا غزل ۲۳۲ - چو عشق را تو ندانی بپرس از شب‌ها غزل ۲۳۳ - کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را؟ غزل ۲۳۴ - ز جام ساقی باقی چو خورده‌یی تو دلا؟ غزل ۲۳۵ - مرا بدید و نپرسید آن نگار، چرا؟ غزل ۲۳۶ - مبارکی که بود در همه عروسی‌ها غزل ۲۳۷ - یار ما دلدار ما، عالم اسرار ما غزل ۲۳۸ - هله ای کیا، نفسی بیا غزل ۲۳۹ - کرانی ندارد بیابان ما غزل ۲۴۰ - تو جان و جهانی کریما مرا غزل ۲۴۱ - نرد کف تو برده‌ست مرا غزل ۲۴۲ - خیک دل ما، مشک تن ما غزل ۲۴۳ - بگشا در، بیا، درآ، که مبا عیش بی‌شما غزل ۲۴۴ - چه شدی گر تو همچو من، شدی‌یی عاشق ای فتا؟ غزل ۲۴۵ - از برای صلاح مجنون را غزل ۲۴۶ - صد دهل می‌زنند در دل ما غزل ۲۴۷ - بانگ تسبیح بشنو از بالا غزل ۲۴۸ - گوش من منتظر پیام تو را غزل ۲۴۹ - دل بر ما شده‌ست دلبر ما غزل ۲۵۰ - هین که منم بر در، در برگشا غزل ۲۵۱ - پیش ترآ، پیش تر، ای بوالوفا غزل ۲۵۲ - نذر کند یار که امشب تو را غزل ۲۵۳ - چند نهان داری آن خنده را؟ غزل ۲۵۴ - باده ده آن یار قدح باره را غزل ۲۵۵ - خیز صبوحی کن و درده صلا غزل ۲۵۶ - داد دهی ساغر و پیمانه را غزل ۲۵۷ - لعل لبش داد کنون مر مرا غزل ۲۵۸ - گر بنخسبی شبی ای مه لقا غزل ۲۵۹ - پیش کش آن شاه شکرخانه را غزل ۲۶۰ - چرخ فلک با همه کار و کیا غزل ۲۶۱ - هان ای طبیب عاشقان سودایی‌یی دیدی چو ما؟ غزل ۲۶۲ - فیما تری؟ فیما تری؟ یا من یری و لا یری غزل ۲۶۳ - به شکرخنده اگر می‌ببرد جان مرا غزل ۲۶۴ - لی حبیب حبه یشوی الحشا غزل ۲۶۵ - راح بفیها و الروح فیها غزل ۲۶۶ - هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا غزل ۲۶۷ - قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا غزل ۲۶۸ - فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتریٰ غزل ۲۶۹ - تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا غزل ۲۷۰ - افدی قمرا لاح علینا و تلالا غزل ۲۷۱ - تعالوا کلنا ذا الیوم سکریٰ غزل ۲۷۲ - حدأ الحادی صباحا بهواکم فأتینا غزل ۲۷۳ - طالما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا غزل ۲۷۴ - ایه یا اهل الفرادیس اقرؤوا منشورنا غزل ۲۷۵ - ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها غزل ۲۷۶ - یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجیٰ غزل ۲۷۷ - سبق الجد الینا نزل الحب علینا غزل ۲۷۸ - انا لا اقسم الا برجال صدقونا غزل ۲۷۹ - مولانا، مولانا، اغنانا، اغنانا غزل ۲۸۰ - یا منیر الخد، یا روح البقا غزل ۲۸۱ - یا ساقی المدامه حی علی الصلا غزل ۲۸۲ - یا من لواء عشقک لا زال عالیا غزل ۲۸۳ - جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا غزل ۲۸۴ - اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا؟ غزل ۲۸۵ - اتاک عید وصال فلا تذق حزنا غزل ۲۸۶ - یا من بنا قصر الکمال مشیدا غزل ۲۸۷ - ورد البشیر مبشرا ببشاره غزل ۲۸۸ - یا کالمینا، یا حاکمینا غزل ۲۸۹ - یا مخجل البدر اشرقنا بلالاء غزل ۲۹۰ - بی‌یار مهل ما را، بی‌یار مخسب امشب غزل ۲۹۱ - ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب غزل ۲۹۲ - زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب غزل ۲۹۳ - مهمان توام ای جان، زنهار مخسب امشب غزل ۲۹۴ - بریده شد از این جوی جهان آب غزل ۲۹۵ - الا ای روی تو صد ماه و مهتاب غزل ۲۹۶ - مخسب ای یار مهمان دار امشب غزل ۲۹۷ - ای در غم تو به سوز و یارب غزل ۲۹۸ - آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب غزل ۲۹۹ - یا وصال یار باید، یا حریفان را شراب غزل ۳۰۰ - کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب؟ غزل ۳۰۱ - هله صدر و بدر عالم، منشین مخسب امشب غزل ۳۰۲ - در هوایت بی‌قرارم روز و شب غزل ۳۰۳ - مجلسی خوش کن از آن دو پاره چوب غزل ۳۰۴ - هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب غزل ۳۰۵ - آواز داد اختر بس روشن است امشب غزل ۳۰۶ - رغبت به عاشقان کن، ای جان صد رغایب غزل ۳۰۷ - کار همه محبان، همچون زراست امشب غزل ۳۰۸ - خوابم ببسته‌یی، بگشا ای قمر نقاب غزل ۳۰۹ - واجب کند، چو عشق مرا کرد دل خراب غزل ۳۱۰ - بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب غزل ۳۱۱ - زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب غزل ۳۱۲ - به جان تو که مرو از میان کار، مخسب غزل ۳۱۳ - رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب غزل ۳۱۴ - تو را که عشق نداری، تو را رواست، بخسب غزل ۳۱۵ - چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب غزل ۳۱۶ - چونک درآییم به غوغای شب غزل ۳۱۷ - یار آمد به صلح ای اصحاب غزل ۳۱۸ - علونا سماء الود من غیر سلم غزل ۳۱۹ - امسی و اصبح بالجوی اتعذب غزل ۳۲۰ - ابشروا یا قوم هذا فتح باب غزل ۳۲۱ - آن خواجه را از نیم‌شب، بیماریی پیدا شده‌ست غزل ۳۲۲ - آمده‌ام که تا به خود، گوش کشان کشانمت غزل ۳۲۳ - آن نفسی که باخودی، یار چو خار آیدت غزل ۳۲۴ - درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت غزل ۳۲۵ - که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختان‌ست؟ غزل ۳۲۶ - حالت ده و حیرت ده، ای مبدع بی‌حالت غزل ۳۲۷ - از دفتر عمر ما، یکتا ورقی مانده‌ست غزل ۳۲۸ - بادست مرا زان سر، اندر سر و در سبلت غزل ۳۲۹ - بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست غزل ۳۳۰ - بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت غزل ۳۳۱ - زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست غزل ۳۳۲ - این خانه که پیوسته درو بانگ چغانه‌ست غزل ۳۳۳ - اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست غزل ۳۳۴ - از اول امروز حریفان خرابات غزل ۳۳۵ - همه خوف آدمی را از درون است غزل ۳۳۶ - بده یک جام ای پیر خرابات غزل ۳۳۷ - ببستی چشم یعنی وقت خواب است غزل ۳۳۸ - سماع از بهر جان بی‌قرار است غزل ۳۳۹ - سماع آرام جان زندگان است غزل ۳۴۰ - دگربار این دلم آتش گرفت‌ست غزل ۳۴۱ - بیا کامروز ما را روز عیدست غزل ۳۴۲ - مرا چون تا قیامت یار این است غزل ۳۴۳ - ز همراهان جدایی مصلحت نیست غزل ۳۴۴ - به جان تو که سوگند عظیم است غزل ۳۴۵ - بگو ای یار همراز، این چه شیوه‌ست؟ غزل ۳۴۶ - شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت غزل ۳۴۷ - قرار زندگانی آن نگارست غزل ۳۴۸ - صدایی کز کمان آید نذیریست غزل ۳۴۹ - مبر رنج ای برادر خواجه سخت‌ست غزل ۳۵۰ - ز بعد وقت نومیدی امیدی‌ست غزل ۳۵۱ - طبیب درد بی‌درمان کدام است؟ غزل ۳۵۲ - چو با ما یار ما امروز جفت است غزل ۳۵۳ - زهی می کندران دست است، هیهات غزل ۳۵۴ - ز میخانه دگربار این چه بوی است؟ غزل ۳۵۵ - درین خانه کژی ای دل، گهی راست غزل ۳۵۶ - تو را در دلبری دستی تمام است غزل ۳۵۷ - چو آن کان کرم ما را شکار است غزل ۳۵۸ - نگار خوب شکربار چون است؟ غزل ۳۵۹ - درین جو دل چو دولاب خراب است غزل ۳۶۰ - ایا ساقی توی قاضی حاجات غزل ۳۶۱ - اگر حوا بدانستی ز رنگت غزل ۳۶۲ - دو چشم آهوانه‌ش شیرگیر است غزل ۳۶۳ - چنان کاین دل از آن دلدار مستست غزل ۳۶۴ - تا نقش خیال دوست با ماست غزل ۳۶۵ - می‌دان که زمانه نقش سوداست غزل ۳۶۶ - دود دل ما نشان سوداست غزل ۳۶۷ - دل آمد و دی به گوش جان گفت غزل ۳۶۸ - گویم سخن شکرنباتت غزل ۳۶۹ - در شهر شما یکی نگاری‌ست غزل ۳۷۰ - آمد رمضان و عید با ماست غزل ۳۷۱ - گر جام سپهر زهرپیماست غزل ۳۷۲ - من سر نخورم، که سر گران است غزل ۳۷۳ - گر می‌نکند لبم بیانت غزل ۳۷۴ - پرسید کسی که ره کدامست؟ غزل ۳۷۵ - مر عاشق را ز ره چه بیمست؟ غزل ۳۷۶ - امروز جنون نو رسیده‌ست غزل ۳۷۷ - آن را که در آخرش خری هست غزل ۳۷۸ - ای گشته ز شاه عشق شهمات غزل ۳۷۹ - ای کرده میان سینه غارت غزل ۳۸۰ - آن خواجه اگر چه تیزگوش است غزل ۳۸۱ - آن ره که بیامدم کدام‌ست؟ غزل ۳۸۲ - ای از کرم تو کار ما راست غزل ۳۸۳ - هین که گردن سست کردی، کو کبابت کو شرابت؟ غزل ۳۸۴ - عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست غزل ۳۸۵ - خلق‌های خوب تو پیشت دود بعد از وفات غزل ۳۸۶ - چون نداری تاب ذاتش چشم بگشا در صفات غزل ۳۸۷ - خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست غزل ۳۸۸ - خدمت بی‌دوستی را قدر و قیمت هست؟ نیست غزل ۳۸۹ - چون دلت با من نباشد، هم‌نشینی سود نیست غزل ۳۹۰ - ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست غزل ۳۹۱ - مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست غزل ۳۹۲ - گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست؟ غزل ۳۹۳ - جمع باشید ای حریفان زان که وقت خواب نیست غزل ۳۹۴ - چشمه‌یی خواهم که از وی جمله را افزایش است غزل ۳۹۵ - عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست غزل ۳۹۶ - در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست غزل ۳۹۷ - آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شده‌ست غزل ۳۹۸ - از سقاهم ربهم بین جملهٔ ابرار مست غزل ۳۹۹ - آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شده‌ست؟ غزل ۴۰۰ - چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دل است غزل ۴۰۱ - اندرآ ای مه که بی‌تو ماه را استاره نیست غزل ۴۰۲ - نقش بند جان که جان‌ها جانب او مایل است غزل ۴۰۳ - گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست، نیست غزل ۴۰۴ - هله ای آن که بخوردی سحری باده، که نوشت غزل ۴۰۵ - به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت غزل ۴۰۶ - چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیست؟ غزل ۴۰۷ - چشم پرنور که مست نظر جانان است غزل ۴۰۸ - آن شنیدی که خضر تختهٔ کشتی بشکست غزل ۴۰۹ - تا نلغزی که ز خون راه پس و پیش‌تر است غزل ۴۱۰ - دوش آمد بر من آن که شب افروز من است غزل ۴۱۱ - عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شده‌ست؟ غزل ۴۱۲ - آن که بی‌باده کند جان مرا مست کجاست؟ غزل ۴۱۳ - من نشستم ز طلب، وین دل پیچان ننشست غزل ۴۱۴ - روز و شب خدمت تو، بی‌سر و بی‌پا چه خوش است غزل ۴۱۵ - تشنه‌یی بر لب جو بین که چه در خواب شده‌ست غزل ۴۱۶ - مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است غزل ۴۱۷ - من پری زاده‌ام و خواب ندانم که کجاست غزل ۴۱۸ - سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست غزل ۴۱۹ - بوسه‌یی داد مرا دلبر عیار و برفت غزل ۴۲۰ - ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت غزل ۴۲۱ - ساقیا این می از انگور کدامین پشته ست؟ غزل ۴۲۲ - ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشاد است غزل ۴۲۳ - مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است غزل ۴۲۴ - دلبری و بی‌دلی اسرار ماست غزل ۴۲۵ - عاشقان را جست و جو از خویش نیست غزل ۴۲۶ - غیر عشقت راه‌بین جستیم، نیست غزل ۴۲۷ - در دل و جان خانه کردی عاقبت غزل ۴۲۸ - این چنین پابند جان میدان کیست؟ غزل ۴۲۹ - عاشقی و بی‌وفایی کار ماست غزل ۴۳۰ - گم شدن در گم شدن دین من است غزل ۴۳۱ - عشوهٔ دشمن بخوردی عاقبت غزل ۴۳۲ - این چنین پابند جان میدان کیست؟ غزل ۴۳۳ - اندر این جمع شررها ز کجاست؟ غزل ۴۳۴ - هم به بر این بت زیبا خوشکست غزل ۴۳۵ - هر که بالاست مر او را چه غم است؟ غزل ۴۳۶ - گفتا که کیست بر در؟ گفتم کمین غلامت غزل ۴۳۷ - هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت غزل ۴۳۸ - هر دم سلام آرد کین نامه از فلان است غزل ۴۳۹ - بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت غزل ۴۴۰ - امروز شهر ما را صد رونق‌ست و جان است غزل ۴۴۱ - بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست غزل ۴۴۲ - بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست غزل ۴۴۳ - از دل به دل برادر گویند روزنی‌ست غزل ۴۴۴ - ساقی بیار باده که ایام بس خوش است غزل ۴۴۵ - این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست غزل ۴۴۶ - گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ست غزل ۴۴۷ - ای گل تو را اگر چه رخسار نازک است غزل ۴۴۸ - امروز روز نوبت دیدار دلبر است غزل ۴۴۹ - جانا جمال روح بسی خوب و بافراست غزل ۴۵۰ - از بامداد روی تو دیدن حیات ماست غزل ۴۵۱ - پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است غزل ۴۵۲ - ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست غزل ۴۵۳ - بد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت غزل ۴۵۴ - جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت غزل ۴۵۵ - آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست غزل ۴۵۶ - ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست غزل ۴۵۷ - ای چنگ پرده‌های سپاهانم آرزوست غزل ۴۵۸ - امروز چرخ را ز مه ما تحیری‌ست غزل ۴۵۹ - ای مرده‌یی که در تو ز جان هیچ بوی نیست غزل ۴۶۰ - عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست غزل ۴۶۱ - شاه گشاده‌ست رو دیدهٔ شه بین کراست؟ غزل ۴۶۲ - یوسف کنعانی‌ام روی چو ماهم گواست غزل ۴۶۳ - هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست غزل ۴۶۴ - نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست غزل ۴۶۵ - کار ندارم جزین کارگه و کارم اوست غزل ۴۶۶ - باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست غزل ۴۶۷ - آن که چنان می‌رود ای عجب او جان کیست؟ غزل ۴۶۸ - با وی از ایمان و کفر باخبری کافری‌ست غزل ۴۶۹ - ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست غزل ۴۷۰ - ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست غزل ۴۷۱ - پیش چنین ماهرو گیج شدن واجب است غزل ۴۷۲ - کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست غزل ۴۷۳ - هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست غزل ۴۷۴ - ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات غزل ۴۷۵ - بیا که عاشق ماه است وزاختران پیداست غزل ۴۷۶ - بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست غزل ۴۷۷ - ز آفتاب سعادت مرا شرابات است غزل ۴۷۸ - وجود من به کف یار جز که ساغر نیست غزل ۴۷۹ - ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرین است غزل ۴۸۰ - به حق آن که درین دل به جز ولای تو نیست غزل ۴۸۱ - چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست غزل ۴۸۲ - برات عاشق نو کن رسید روز برات غزل ۴۸۳ - هر آن که از سبب وحشت غمی تنهاست غزل ۴۸۴ - هر آنچه دور کند مر تو را ز دوست بد است غزل ۴۸۵ - سه روز شد که نگارین من دگرگون است غزل ۴۸۶ - به حق چشم خمار لطیف تابانت غزل ۴۸۷ - چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات غزل ۴۸۸ - در ین سلام مرا با تو دار و گیر جداست غزل ۴۸۹ - اگر تو مست وصالی، رخ تو ترش چراست؟ غزل ۴۹۰ - مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست غزل ۴۹۱ - جهان و کار جهان سر به سر اگر باد است غزل ۴۹۲ - ز دام چند بپرسی و دانه را چه شده‌ست؟ غزل ۴۹۳ - تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست غزل ۴۹۴ - به شاه نهانی رسیدی که نوشت غزل ۴۹۵ - اگر مر تو را صلح آهنگ نیست غزل ۴۹۶ - طرب ای بحر اصل آب حیات غزل ۴۹۷ - صوفیان آمدند از چپ و راست غزل ۴۹۸ - فعل نیکان محرض نیکی‌ست غزل ۴۹۹ - عشق جز دولت و عنایت نیست غزل ۵۰۰ - قبله امروز جز شهنشه نیست غزل ۵۰۱ - امشب از چشم و مغز، خواب گریخت غزل ۵۰۲ - اندرآ عیش بی‌تو شادان نیست غزل ۵۰۳ - بر شکرت جمع مگس‌ها چراست؟ غزل ۵۰۴ - خیز که امروز جهان آن ماست غزل ۵۰۵ - پیش‌ترآ روی تو جز نور نیست غزل ۵۰۶ - کار من این است که کاریم نیست غزل ۵۰۷ - کیست که او بندهٔ رای تو نیست؟ غزل ۵۰۸ - شیر خدا بند گسستن گرفت غزل ۵۰۹ - مرغ دلم باز پریدن گرفت غزل ۵۱۰ - باز به بط گفت که صحرا خوش است غزل ۵۱۱ - همچو گل سرخ برو دست دست غزل ۵۱۲ - صبر مرا آینه بیماری است غزل ۵۱۳ - کیست در این شهر که او مست نیست؟ غزل ۵۱۴ - قصد سرم داری خنجر به مشت غزل ۵۱۵ - خانهٔ دل باز کبوتر گرفت غزل ۵۱۶ - بازرسیدیم ز میخانه مست غزل ۵۱۷ - ای زبگه خاسته سرمست مست غزل ۵۱۸ - نفسی بهوی الحبیب فارت غزل ۵۱۹ - ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج غزل ۵۲۰ - ای مبارک ز تو صبوح و صباح غزل ۵۲۱ - یا راهبا انظر الیٰ مصباح غزل ۵۲۲ - ماه دیدم شد مرا سودای چرخ غزل ۵۲۳ - ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد غزل ۵۲۴ - بیگاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد غزل ۵۲۵ - بیگاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد غزل ۵۲۶ - ای لولیان ای لولیان یک لولی‌یی دیوانه شد غزل ۵۲۷ - گر جان عاشق دم زند آتش درین عالم زند غزل ۵۲۸ - آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند غزل ۵۲۹ - خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد غزل ۵۳۰ - امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می‌رسد غزل ۵۳۱ - صوفی چرا هوشیار شد ساقی چرا بی‌کار شد غزل ۵۳۲ - مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند غزل ۵۳۳ - رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند غزل ۵۳۴ - رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می‌کنند غزل ۵۳۵ - سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می‌رود غزل ۵۳۶ - آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود غزل ۵۳۷ - کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود غزل ۵۳۸ - گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند غزل ۵۳۹ - مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند غزل ۵۴۰ - مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند غزل ۵۴۱ - صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود غزل ۵۴۲ - بیگاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد غزل ۵۴۳ - یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خود غزل ۵۴۴ - ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود غزل ۵۴۵ - بی‌تو به سر می‌نشود با دگری می‌نشود غزل ۵۴۶ - هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود غزل ۵۴۷ - سجده کنم پیش کش آن قد و بالا چه شود؟ غزل ۵۴۸ - چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسد غزل ۵۴۹ - آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد غزل ۵۵۰ - پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد غزل ۵۵۱ - جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود؟ غزل ۵۵۲ - چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می‌رود غزل ۵۵۳ - بی‌همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود غزل ۵۵۴ - این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شود؟ غزل ۵۵۵ - چون که جمال حسن تو اسب شکار زین کند غزل ۵۵۶ - جور و جفا و دوری‌یی کان کنه کار می‌کند غزل ۵۵۷ - دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود؟ غزل ۵۵۸ - یار مرا چو اشتران باز مهار می‌کشد غزل ۵۵۹ - زهرهٔ عشق هر سحر بر در ما چه می‌کند؟ غزل ۵۶۰ - عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود؟ غزل ۵۶۱ - طوطی جان مست من از شکری چه می‌شود غزل ۵۶۲ - خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد غزل ۵۶۳ - دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد غزل ۵۶۴ - همی‌بینیم ساقی را که گرد جام می‌گردد غزل ۵۶۵ - اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد غزل ۵۶۶ - بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد غزل ۵۶۷ - نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد؟ غزل ۵۶۸ - چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد؟ غزل ۵۶۹ - بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد غزل ۵۷۰ - بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد غزل ۵۷۱ - بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار می‌ماند غزل ۵۷۲ - ورای پردهٔ جانت دلا خلقان پنهانند غزل ۵۷۳ - برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه‌ی شکر گوید غزل ۵۷۴ - مرا عاشق چنان باید که هرباری که برخیزد غزل ۵۷۵ - ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد؟ غزل ۵۷۶ - دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد غزل ۵۷۷ - چو برقی می‌جهد چیزی عجب آن دلستان باشد؟ غزل ۵۷۸ - مرا عهدی‌ست با شادی که شادی آن من باشد غزل ۵۷۹ - دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد غزل ۵۸۰ - صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد غزل ۵۸۱ - مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد غزل ۵۸۲ - اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند غزل ۵۸۳ - رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید غزل ۵۸۴ - یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر دارد غزل ۵۸۵ - مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد غزل ۵۸۶ - سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد غزل ۵۸۷ - صلا جان‌های مشتاقان که نک دلدار خوب آمد غزل ۵۸۸ - صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد غزل ۵۸۹ - شکایت‌ها همی‌کردی که بهمن برگ ریز آمد غزل ۵۹۰ - سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چبود؟ غزل ۵۹۱ - چه بوی است این چه بوی است این مگر آن یار می‌آید؟ غزل ۵۹۲ - اگر چرخ وجود من ازین گردش فرو ماند غزل ۵۹۳ - برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید غزل ۵۹۴ - امروز جمال تو سیمای دگر دارد غزل ۵۹۵ - آن را که درون دل عشق و طلبی باشد غزل ۵۹۶ - آن مه که ز پیدایی در چشم نمی‌آید غزل ۵۹۷ - امروز جمال تو بر دیده مبارک باد غزل ۵۹۸ - یاران سحر خیزان تا صبح که دریابد؟ غزل ۵۹۹ - امشب عجب است ای جان گر خواب رهی یابد غزل ۶۰۰ - جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد غزل ۶۰۱ - آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد غزل ۶۰۲ - آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد؟ غزل ۶۰۳ - گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد غزل ۶۰۴ - هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد غزل ۶۰۵ - ای دوست شکر خوش‌تر یا آن که شکر سازد؟ غزل ۶۰۶ - با تلخی معزولی میری بنمی‌ارزد غزل ۶۰۷ - ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی‌ارزد غزل ۶۰۸ - ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد؟ غزل ۶۰۹ - در خانهٔ غم بودن از همت دون باشد غزل ۶۱۰ - نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد غزل ۶۱۱ - ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد غزل ۶۱۲ - بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد غزل ۶۱۳ - ای خواجهٔ بازرگان از مصر شکر آمد غزل ۶۱۴ - آن بندهٔ آواره بازآمد و بازآمد غزل ۶۱۵ - خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند غزل ۶۱۶ - چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند؟ غزل ۶۱۷ - چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند غزل ۶۱۸ - چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید؟ غزل ۶۱۹ - آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید غزل ۶۲۰ - از سرو مرا بوی بالای تو می‌آید غزل ۶۲۱ - در تابش خورشیدش رقصم به چه می‌باید؟ غزل ۶۲۲ - جان پیش تو هر ساعت می‌ریزد و می‌روید غزل ۶۲۳ - عاشق شده‌یی ای دل سودات مبارک باد غزل ۶۲۴ - هر ذره که بر بالا می نوشد و پا کوبد غزل ۶۲۵ - گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد غزل ۶۲۶ - هر کاتش من دارد او خرقه ز من دارد غزل ۶۲۷ - عاشق به سوی عاشق زنجیر همی‌درد غزل ۶۲۸ - ای دوست شکر بهتر یا آن که شکر سازد؟ غزل ۶۲۹ - عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد غزل ۶۳۰ - گر دیو و پری حارس با تیغ و سپر باشد غزل ۶۳۱ - نومید مشو جانا کاومید پدید آمد غزل ۶۳۲ - عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد غزل ۶۳۳ - شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد غزل ۶۳۴ - نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند غزل ۶۳۵ - مستان می ما را هم ساقی ما باید غزل ۶۳۶ - بمیرید بمیرید درین عشق بمیرید غزل ۶۳۷ - برانید برانید که تا باز نمانید غزل ۶۳۸ - ملولان همه رفتند در خانه ببندید غزل ۶۳۹ - آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد غزل ۶۴۰ - تا باد سعادت ز محمد خبر افکند غزل ۶۴۱ - در حلقهٔ عشاق به ناگه خبر افتاد غزل ۶۴۲ - در خانه نشسته بت عیار که دارد؟ غزل ۶۴۳ - در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد غزل ۶۴۴ - تا نقش تو در سینهٔ ما خانه نشین شد غزل ۶۴۵ - بار دگر آن آب به دولاب درآمد غزل ۶۴۶ - بار دگر آن مست به بازار درآمد غزل ۶۴۷ - تدبیر کند بنده و تقدیر نداند غزل ۶۴۸ - ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟ غزل ۶۴۹ - بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد غزل ۶۵۰ - آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد غزل ۶۵۱ - مهتاب برآمد کلک از گور برآمد غزل ۶۵۲ - تدبیر کند بنده و تقدیر نداند غزل ۶۵۳ - چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید غزل ۶۵۴ - هر نکته که از زهر اجل تلخ‌تر آید غزل ۶۵۵ - از بهر خدا عشق دگر یار مدارید غزل ۶۵۶ - مرغان که کنون از قفص خویش جدایید غزل ۶۵۷ - گر یک سر موی از رخ تو روی نماید غزل ۶۵۸ - بگو دل را که گرد غم نگردد غزل ۶۵۹ - دلم امروز خوی یار دارد غزل ۶۶۰ - نشرنا فی ربیع الوصل بالورد غزل ۶۶۱ - بیا ای زیرک و بر گول می‌خند غزل ۶۶۲ - اگر عالم همه پرخار باشد غزل ۶۶۳ - تویی نقشی که جان‌ها برنتابد غزل ۶۶۴ - دلی دارم که گرد غم نگردد غزل ۶۶۵ - خنک جانی که او یاری پسندد غزل ۶۶۶ - چمن جز عشق تو کاری ندارد غزل ۶۶۷ - سماع صوفیان می در نگیرد غزل ۶۶۸ - رجب بیرون شد و شعبان درآمد غزل ۶۶۹ - چو شب شد جملگان در خواب رفتند غزل ۶۷۰ - پریر آن چهرهٔ یارم چه خوش بود غزل ۶۷۱ - دلم را نالهٔ سرنای باید غزل ۶۷۲ - بگویم خفیه تا خواجه نرنجد غزل ۶۷۳ - کسی کز غمزه‌یی صد عقل بندد غزل ۶۷۴ - چنان کز غم دل دانا گریزد غزل ۶۷۵ - هر آن دل‌ها که بی‌تو شاد باشد غزل ۶۷۶ - سگ ارچه بی‌فغان و شر نباشد غزل ۶۷۷ - عجب آن دلبر زیبا کجا شد؟ غزل ۶۷۸ - به صورت یار من چون خشمگین شد غزل ۶۷۹ - چو دیوم عاشق آن یک پری شد غزل ۶۸۰ - نگارا مردگان از جان چه دانند؟ غزل ۶۸۱ - کسی که غیر این سوداش نبود غزل ۶۸۲ - یکی لحظه ازو دوری نباید غزل ۶۸۳ - ز خاک من اگر گندم برآید غزل ۶۸۴ - ز رویت دستهٔ گل می‌توان کرد غزل ۶۸۵ - دل با دل دوست در حنین باشد غزل ۶۸۶ - ای مطرب جان چو دف به دست آمد غزل ۶۸۷ - کی باشد کاین قفص چمن گردد؟ غزل ۶۸۸ - روی تو به رنگ ریز کان ماند غزل ۶۸۹ - دوش از بت من جهان چه می‌شد؟ غزل ۶۹۰ - ای عشق که جمله از تو شادند غزل ۶۹۱ - هر چند که بلبلان گزینند غزل ۶۹۲ - رفتیم بقیه را بقا باد غزل ۶۹۳ - جانی که ز نور مصطفی زاد غزل ۶۹۴ - آن کز دهن تو رنگ دارد غزل ۶۹۵ - این قافله بار ما ندارد غزل ۶۹۶ - بیچاره کسی که زر ندارد غزل ۶۹۷ - دل بی‌لطف تو جان ندارد غزل ۶۹۸ - آن کس که ز تو نشان ندارد غزل ۶۹۹ - بیچاره کسی که می ندارد غزل ۷۰۰ - آن خواجهٔ خوش لقا چه دارد؟ غزل ۷۰۱ - آن خواجهٔ خوش لقا چه دارد؟ غزل ۷۰۲ - پرکندگی از نفاق خیزد غزل ۷۰۳ - آن کس که ز جان خود نترسد غزل ۷۰۴ - آن جا که چو تو نگار باشد غزل ۷۰۵ - ای کز تو همه جفا وفا شد غزل ۷۰۶ - روزم به عیادت شب آمد غزل ۷۰۷ - آن یوسف خوش عذار آمد غزل ۷۰۸ - برخیز که ساقی اندر آمد غزل ۷۰۹ - جان از سفر دراز آمد غزل ۷۱۰ - آن شعلهٔ نور می‌خرامد غزل ۷۱۱ - امروز نگار ما نیامد غزل ۷۱۲ - خوش باش که هر که راز داند غزل ۷۱۳ - ساقی زان می که می‌چریدند غزل ۷۱۴ - اول نظر ارچه سرسری بود غزل ۷۱۵ - اول نظر ارچه سرسری بود غزل ۷۱۶ - دیر آمده‌یی سفر مکن زود غزل ۷۱۷ - آن کس که به بندگیت آید غزل ۷۱۸ - آخر گهر وفا ببارید غزل ۷۱۹ - ای اهل صبوح در چه کارید؟ غزل ۷۲۰ - از بهر چه در غم و زحیرید؟ غزل ۷۲۱ - هر سینه که سیم‌بر ندارد‌ غزل ۷۲۲ - ما مست شدیم و دل جدا شد‌ غزل ۷۲۳ - ساقی برخیز کان مه آمد‌ غزل ۷۲۴ - گرمابهٔ دهر جان فزا بود‌ غزل ۷۲۵ - کس با چو تو یار راز گوید؟‌ غزل ۷۲۶ - شب رفت حریفکان کجایید؟‌ غزل ۷۲۷ - از دلبر ما نشان که دارد؟‌ غزل ۷۲۸ - دشمن خویشیم و یار آن که ما را می‌کشد‌ غزل ۷۲۹ - اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند غزل ۷۳۰ - اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند‌ غزل ۷۳۱ - پیش از آن کندر جهان باغ و می و انگور بود غزل ۷۳۲ - دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود غزل ۷۳۳ - ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد غزل ۷۳۴ - مطربا این پرده زن کز ره زنان فریاد و داد غزل ۷۳۵ - دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد غزل ۷۳۶ - گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد؟ غزل ۷۳۷ - نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد غزل ۷۳۸ - مطربم سرمست شد انگشت بر رق می‌زند غزل ۷۳۹ - قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند غزل ۷۴۰ - مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند غزل ۷۴۱ - پنج درچه فایده چون هجر را شش تو کند غزل ۷۴۲ - عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند غزل ۷۴۳ - آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود غزل ۷۴۴ - رو ترش کردی مگر دی باده­ات گیرا نبود؟ غزل ۷۴۵ - آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود غزل ۷۴۶ - برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید غزل ۷۴۷ - ای طربناکان ز مطرب التماس می کنید غزل ۷۴۸ - فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد غزل ۷۴۹ - مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد غزل ۷۵۰ - شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهاد غزل ۷۵۱ - هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد غزل ۷۵۲ - هم دلم ره می‌نماید هم دلم ره می‌زند غزل ۷۵۳ - هم لبان می فروشت باده را ارزان کند غزل ۷۵۴ - می‌خرامد آفتاب خوب رویان ره کنید غزل ۷۵۵ - شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود غزل ۷۵۶ - علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود غزل ۷۵۷ - وصف آن مخدوم می‌کن گرچه می‌رنجد حسود غزل ۷۵۸ - دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد غزل ۷۵۹ - دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد غزل ۷۶۰ - خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد غزل ۷۶۱ - چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد غزل ۷۶۲ - بدرد مرده کفن را به سر گور بر آید غزل ۷۶۳ - خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد غزل ۷۶۴ - مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند غزل ۷۶۵ - هله نومید نباشی که تو را یار براند غزل ۷۶۶ - خضری که عمر زآبت بکشد دراز گردد غزل ۷۶۷ - صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد غزل ۷۶۸ - چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزد غزل ۷۶۹ - چه توقف است زین پس همه کاروان روان شد غزل ۷۷۰ - همه را بیازمودم ز تو خوش ترم نیامد غزل ۷۷۱ - هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند غزل ۷۷۲ - صنما سپاه عشقت به حصار دل در آمد غزل ۷۷۳ - سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد غزل ۷۷۴ - به میان دل خیال مه دلگشا درآمد غزل ۷۷۵ - هله هش دار که در شهر دو سه طرارند غزل ۷۷۶ - عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند غزل ۷۷۷ - ای خدایی که چو حاجات به تو بر گیرند غزل ۷۷۸ - از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود غزل ۷۷۹ - همه خفتند و من دل شده را خواب نبرد غزل ۷۸۰ - بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد غزل ۷۸۱ - در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد غزل ۷۸۲ - خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟ غزل ۷۸۳ - ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند غزل ۷۸۴ - عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند غزل ۷۸۵ - ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند غزل ۷۸۶ - آن که عکس رخ او راه ثریا بزند غزل ۷۸۷ - آنچه روی تو کند نور رخ خور نکند غزل ۷۸۸ - آه کان طوطی دل بی‌شکرستان چه کند؟ غزل ۷۸۹ - از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود غزل ۷۹۰ - واقف سرمد تا مدرسهٔ عشق گشود غزل ۷۹۱ - این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید غزل ۷۹۲ - هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد غزل ۷۹۳ - هست مستی که مرا جانب میخانه برد؟ غزل ۷۹۴ - هر که از حلقهٔ ما جای دگر بگریزد غزل ۷۹۵ - وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد غزل ۷۹۶ - وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد غزل ۷۹۷ - زاول روز که مخموری مستان باشد غزل ۷۹۸ - ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود غزل ۷۹۹ - سفرهٔ کهنه کجا درخور نان تو بود؟ غزل ۸۰۰ - گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود غزل ۸۰۱ - عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید غزل ۸۰۲ - می‌رسد یوسف مصری همه اقرار دهید غزل ۸۰۳ - بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد غزل ۸۰۴ - صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند غزل ۸۰۵ - یا رب این بوی که امروز به ما می‌آید غزل ۸۰۶ - یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید؟ غزل ۸۰۷ - لحظه‌یی قصه کنان قصه تبریز کنید غزل ۸۰۸ - عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند غزل ۸۰۹ - طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید غزل ۸۱۰ - باز شیری با شکر آمیختند غزل ۸۱۱ - آن شکرپاسخ نباتم می‌دهد غزل ۸۱۲ - خنب‌های لایزالی جوش باد غزل ۸۱۳ - موشکی صندوق را سوراخ کرد غزل ۸۱۴ - بار دیگر یار ما هنباز کرد غزل ۸۱۵ - شهر پر شد لولیان عقل دزد غزل ۸۱۶ - خلق می‌جنبند مانا روز شد غزل ۸۱۷ - چون مرا جمعی خریدار آمدند غزل ۸۱۸ - ساقیان سرمست در کار آمدند غزل ۸۱۹ - اندک اندک جمع مستان می‌رسند غزل ۸۲۰ - هر چه آن خسرو کند شیرین کند غزل ۸۲۱ - خنده از لطفت حکایت می‌کند غزل ۸۲۲ - عشق اکنون مهربانی می‌کند غزل ۸۲۳ - عمر بر اومید فردا می‌رود غزل ۸۲۴ - عاشقان پیدا و دلبر ناپدید غزل ۸۲۵ - برنشین ای عزم و منشین ای امید غزل ۸۲۶ - ای خدا از عاشقان خشنود باد غزل ۸۲۷ - نه فلک مر عاشقان را بنده باد غزل ۸۲۸ - هر که را اسرار عشق اظهار شد غزل ۸۲۹ - هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود؟ غزل ۸۳۰ - صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود غزل ۸۳۱ - هر زمان لطفت همی در پی رسد غزل ۸۳۲ - شب شد و هنگام خلوتگاه شد غزل ۸۳۳ - مرگ ما هست عروسی ابد غزل ۸۳۴ - از دل رفته نشان می‌آید غزل ۸۳۵ - گل خندان که نخندد چه کند؟ غزل ۸۳۶ - گر نخسپی شبکی جان چه شود؟ غزل ۸۳۷ - هر کجا بوی خدا می‌آید غزل ۸۳۸ - گر نخسپی شبکی جان چه شود؟ غزل ۸۳۹ - خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد غزل ۸۴۰ - بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد؟ غزل ۸۴۱ - باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد غزل ۸۴۲ - آن ماه کو ز خوبی بر جمله می‌دواند غزل ۸۴۳ - در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید غزل ۸۴۴ - گر ساعتی ببری زاندیشه‌ها چه باشد؟ غزل ۸۴۵ - مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد غزل ۸۴۶ - بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند غزل ۸۴۷ - پیمانه‌یی‌ست این جان پیمانه این چه داند؟ غزل ۸۴۸ - از چشم پرخمارت دل را قرار ماند؟ غزل ۸۴۹ - ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند غزل ۸۵۰ - یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند غزل ۸۵۱ - ای آن که پیش حسنت حوری قدم در آید غزل ۸۵۲ - جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید؟ غزل ۸۵۳ - مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد غزل ۸۵۴ - گفتم مکن چنین‌ها ای جان چنین نباشد غزل ۸۵۵ - عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد غزل ۸۵۶ - برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد غزل ۸۵۷ - گفتی که در چه کاری؟ با تو چه کار ماند؟ غزل ۸۵۸ - وقتی خوشست ما را لابد نبید باید غزل ۸۵۹ - نی دیده هر دلی را دیدار می‌نماید غزل ۸۶۰ - ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد غزل ۸۶۱ - لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد غزل ۸۶۲ - قومی که بر براق بصیرت سفر کنند غزل ۸۶۳ - آتش پریر گفت نهانی به گوش دود غزل ۸۶۴ - بلبل نگر که جانب گلزار می‌رود غزل ۸۶۵ - جانا بیار باده که ایام می‌رود غزل ۸۶۶ - چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد غزل ۸۶۷ - چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد غزل ۸۶۸ - بحرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد غزل ۸۶۹ - خیاط روزگار به بالای هیچ مرد غزل ۸۷۰ - چشمم همی‌پرد مگر آن یار می‌رسد غزل ۸۷۱ - آمد بهار خرم و رحمت نثار شد غزل ۸۷۲ - این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد غزل ۸۷۳ - خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود غزل ۸۷۴ - امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود غزل ۸۷۵ - گر عید وصل توست منم خود غلام عید غزل ۸۷۶ - تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید غزل ۸۷۷ - امسال بلبلان چه خبرها همی‌دهند غزل ۸۷۸ - صحرا خوش است لیک چو خورشید فر دهد غزل ۸۷۹ - صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید غزل ۸۸۰ - صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد غزل ۸۸۱ - آه که بار دگر آتش در من فتاد غزل ۸۸۲ - جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید غزل ۸۸۳ - جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد غزل ۸۸۴ - پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد غزل ۸۸۵ - بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد غزل ۸۸۶ - از رسن زلف تو خلق به جان آمدند غزل ۸۸۷ - روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود؟ غزل ۸۸۸ - زهره من بر فلک شکل دگر می‌رود غزل ۸۸۹ - روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید غزل ۸۹۰ - صبح دمی همچو صبح پرده ظلمت درید غزل ۸۹۱ - دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید غزل ۸۹۲ - آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید غزل ۸۹۳ - نیک بد است آن که او شد تلف نیک و بد غزل ۸۹۴ - نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید غزل ۸۹۵ - وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید غزل ۸۹۶ - غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند غزل ۸۹۷ - شرح دهم من که شب از چه سیه دل بود غزل ۸۹۸ - بانگ زدم من که دل مست کجا می‌رود؟ غزل ۸۹۹ - یار مرا عارض و عذار نه این بود غزل ۹۰۰ - بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد غزل ۹۰۱ - اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد؟ غزل ۹۰۲ - ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد غزل ۹۰۳ - اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد غزل ۹۰۴ - ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می‌شد غزل ۹۰۵ - شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداند غزل ۹۰۶ - گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شد غزل ۹۰۷ - مده به دست فراقت دل مرا که نشاید غزل ۹۰۸ - چو درد گیرد دندان تو عدو گردد غزل ۹۰۹ - چه پادشاست که از خاک پادشا سازد غزل ۹۱۰ - بر آستانه اسرار آسمان نرسد غزل ۹۱۱ - به روز مرگ چو تابوت من روان باشد غزل ۹۱۲ - نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند؟ غزل ۹۱۳ - بگو به گوش کسانی که نور چشم منند غزل ۹۱۴ - ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود غزل ۹۱۵ - بیا که ساقی عشق شراب باره رسید غزل ۹۱۶ - درخت و برگ برآید ز خاک این گوید غزل ۹۱۷ - به یارکان صفا جز می صفا مدهید غزل ۹۱۸ - چو کارزار کند شاه روم با شمشاد غزل ۹۱۹ - ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد غزل ۹۲۰ - کسی که عاشق آن رونق چمن باشد غزل ۹۲۱ - سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند غزل ۹۲۲ - چو عشق را هوس بوسه و کنار بود غزل ۹۲۳ - رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود غزل ۹۲۴ - به روح‌های مقدس ز من سلام برید غزل ۹۲۵ - دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید غزل ۹۲۶ - حبیب کعبه جان است اگر نمی‌دانید غزل ۹۲۷ - به باغ بلبل ازین پس حدیث ما گوید غزل ۹۲۸ - هزار جان مقدس فدای روی تو باد غزل ۹۲۹ - ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد غزل ۹۳۰ - سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد غزل ۹۳۱ - مها به دل نظری کن که دل تو را دارد غزل ۹۳۲ - مها به دل نظری کن که دل تو را دارد غزل ۹۳۳ - میان باغ گل سرخ های و هو دارد غزل ۹۳۴ - میان باغ گل سرخ های و هو دارد غزل ۹۳۵ - مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد غزل ۹۳۶ - مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند؟ غزل ۹۳۷ - فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند غزل ۹۳۸ - سخن به نزد سخن دان بزرگوار بود غزل ۹۳۹ - به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود؟ غزل ۹۴۰ - ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود غزل ۹۴۱ - ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود غزل ۹۴۲ - اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد غزل ۹۴۳ - نماز شام چو خورشید در غروب آید غزل ۹۴۴ - به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید غزل ۹۴۵ - ندا رسید به جان‌ها که چند می‌پایید؟ غزل ۹۴۶ - میان باغ گل سرخ های و هو دارد غزل ۹۴۷ - مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد غزل ۹۴۸ - کسی خراب خرابات و مست می‌باشد غزل ۹۴۹ - مرا وصال تو باید صبا چه سود کند؟ غزل ۹۵۰ - سپاس آن عدمی را که هست ما بربود غزل ۹۵۱ - هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود غزل ۹۵۲ - ز شمس دین طرب نوبهار بازآید غزل ۹۵۳ - سپیده دم بدمید و سپیده می‌ساید غزل ۹۵۴ - فزود آتش من آب را خبر ببرید غزل ۹۵۵ - سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید غزل ۹۵۶ - ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنید غزل ۹۵۷ - هزار جان مقدس فدای روی تو باد غزل ۹۵۸ - کدام لب که ازو بوی جان نمی‌آید؟ غزل ۹۵۹ - اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد غزل ۹۶۰ - به حارسان نکوروی من خطاب کنید غزل ۹۶۱ - جهان را بدیدم وفایی ندارد غزل ۹۶۲ - سحر این دل من ز سودا چه می‌شد غزل ۹۶۳ - دل من که باشد که تو را نباشد؟ غزل ۹۶۴ - گفتم که ای جان خود جان چه باشد؟ غزل ۹۶۵ - دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود غزل ۹۶۶ - دیده خون گشت و خون نمی‌خسبد غزل ۹۶۷ - رسم نو بین که شهریار نهاد غزل ۹۶۸ - سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد غزل ۹۶۹ - سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد غزل ۹۷۰ - دیده‌ها شب فراز باید کرد غزل ۹۷۱ - عشق تو مست و کف زنانم کرد غزل ۹۷۲ - عاشقانی که باخبر میرند غزل ۹۷۳ - صوفیان در دمی دو عید کنند غزل ۹۷۴ - گر تو را بخت یار خواهد بود غزل ۹۷۵ - آتش افکند در جهان جمشید غزل ۹۷۶ - خسروانی که فتنه‌ای چینید غزل ۹۷۷ - عید بر عاشقان مبارک باد غزل ۹۷۸ - زندگانی صدر عالی باد غزل ۹۷۹ - شاهدی بین که در زمانه بزاد غزل ۹۸۰ - مادر عشق طفل عاشق را غزل ۹۸۱ - شعر من نان مصر را ماند غزل ۹۸۲ - یوسف آخرزمان خرامان شد غزل ۹۸۳ - هر که در ذوق عشق دنگ آمد غزل ۹۸۴ - هین که هنگام صابران آمد غزل ۹۸۵ - هر که بهر تو انتظار کند غزل ۹۸۶ - عشق را جان بی‌قرار بود غزل ۹۸۷ - هر که را ذوق دین پدید آید غزل ۹۸۸ - بوی دلدار ما نمی‌آید غزل ۹۸۹ - صبر با عشق بس نمی‌آید غزل ۹۹۰ - من بسازم ولیک کی شاید غزل ۹۹۱ - عشق جانان مرا ز جان ببرید غزل ۹۹۲ - خسروانی که فتنه چینید غزل ۹۹۳ - زان ازلی نور که پرورده‌اند غزل ۹۹۴ - دوست همان به که بلاکش بود غزل ۹۹۵ - دیدن روی تو هم از بامداد غزل ۹۹۶ - گفت کسی خواجه سنایی بمرد غزل ۹۹۷ - پیرهن یوسف و بو می‌رسد غزل ۹۹۸ - آتش عشق تو قلاووز شد غزل ۹۹۹ - از سوی دل لشکر جان آمدند غزل ۱۰۰۰ - آنچ گل سرخ قبا می‌کند غزل ۱۰۰۱ - آه در آن شمع منور چه بود غزل ۱۰۰۲ - چونک کمند تو دلم را کشید غزل ۱۰۰۳ - شاخ گلی، باغ ز تو سبز و شاد غزل ۱۰۰۴ - دوش دل عربده‌گر با که بود؟ غزل ۱۰۰۵ - هر که ز عشاق گریزان شود غزل ۱۰۰۶ - عشق مرا بر همگان برگزید غزل ۱۰۰۷ - گفت کسی خواجه سنایی بمرد غزل ۱۰۰۸ - یا من نعماه غیر معدود غزل ۱۰۰۹ - طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد غزل ۱۰۱۰ - من رای درا تلالا نوره وسط الفواد غزل ۱۰۱۱ - میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید غزل ۱۰۱۲ - یا شبه الطیف لی، انت قریب بعید غزل ۱۰۱۳ - اگر حریف منی، پس بگو که دوش چه بود؟ غزل ۱۰۱۴ - حکم البین بموتی و عمد غزل ۱۰۱۵ - ای شاهد سیمین ذقن، درده شرابی همچو زر غزل ۱۰۱۶ - انا فتحنا عینکم، فاستبصروا الغیب البصر غزل ۱۰۱۷ - آمد ترش رویی دگر، یا زمهریر است او مگر؟ غزل ۱۰۱۸ - رو چشم جان را برگشا، در بی‌دلان اندرنگر غزل ۱۰۱۹ - ما را خدا از بهر چه آورد؟ بهر شور و شر غزل ۱۰۲۰ - ای تو نگار خانگی، خانه درآ از این سفر غزل ۱۰۲۱ - گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر غزل ۱۰۲۲ - دی سحری بر گذری گفت مرا یار غزل ۱۰۲۳ - اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور غزل ۱۰۲۴ - مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر غزل ۱۰۲۵ - مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر غزل ۱۰۲۶ - گر چه نه به دریاییم دانه‌ی گهریم آخر غزل ۱۰۲۷ - یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر غزل ۱۰۲۸ - ذاتت عسل است ای جان گفتت عسلی دیگر غزل ۱۰۲۹ - جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر غزل ۱۰۳۰ - نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر غزل ۱۰۳۱ - جان من و جان تو بسته‌ست به همدیگر غزل ۱۰۳۲ - تا چند زنی بر من زانکار تو خار آخر؟ غزل ۱۰۳۳ - ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر غزل ۱۰۳۴ - مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار غزل ۱۰۳۵ - ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر غزل ۱۰۳۶ - ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر غزل ۱۰۳۷ - گیرم که بود میر تو را زر به خروار غزل ۱۰۳۸ - به حسن تو نباشد یار دیگر غزل ۱۰۳۹ - به گرد فتنه می‌گردی دگربار غزل ۱۰۴۰ - جفا از سر گرفتی یاد می‌دار غزل ۱۰۴۱ - مرا یارا چنین بی‌یار مگذار غزل ۱۰۴۲ - منم از جان خود بیزار بیزار غزل ۱۰۴۳ - مرا اقبال خندانید آخر غزل ۱۰۴۴ - به ساقی درنگر در مست منگر غزل ۱۰۴۵ - بگردان ساقیا آن جام دیگر غزل ۱۰۴۶ - نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر غزل ۱۰۴۷ - درین سرما و باران یار خوش تر غزل ۱۰۴۸ - خداوند خداوندان اسرار غزل ۱۰۴۹ - صد بار بگفتمت نگه دار غزل ۱۰۵۰ - کی باشد اختری در اقطار غزل ۱۰۵۱ - شب گشت ولیک پیش اغیار غزل ۱۰۵۲ - نوری‌‌ست میان شعر احمر غزل ۱۰۵۳ - نزدیک توام مرا مبین دور غزل ۱۰۵۴ - ای یار شگرف در همه کار غزل ۱۰۵۵ - انجیرفروش را چه بهتر غزل ۱۰۵۶ - انجیرفروش را چه بهتر غزل ۱۰۵۷ - دارد درویش نوش دیگر غزل ۱۰۵۸ - آخر که شود از آن لقا سیر؟ غزل ۱۰۵۹ - گفتی که زیان کنی زیان گیر غزل ۱۰۶۰ - عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار غزل ۱۰۶۱ - عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار غزل ۱۰۶۲ - چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر غزل ۱۰۶۳ - عزم رفتن کرده‌یی چون عمر شیرین یاد دار غزل ۱۰۶۴ - مطربا در پیش شاهان چون شده‌ستی پرده دار غزل ۱۰۶۵ - یا ربا این لطف‌ها را از لبش پاینده دار غزل ۱۰۶۶ - مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار غزل ۱۰۶۷ - سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر غزل ۱۰۶۸ - نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر غزل ۱۰۶۹ - در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر غزل ۱۰۷۰ - گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر غزل ۱۰۷۱ - معده را پر کرده‌‌‌یی دوش از خمیر و از فطیر غزل ۱۰۷۲ - گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر غزل ۱۰۷۳ - خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار غزل ۱۰۷۴ - گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار غزل ۱۰۷۵ - آینه‌ی چینی تو را با زنگی اعشیٰ چه کار؟ غزل ۱۰۷۶ - لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار غزل ۱۰۷۷ - از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار غزل ۱۰۷۸ - شادی‌‌‌یی کان از جهان اندر دلت آید مخر غزل ۱۰۷۹ - بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور غزل ۱۰۸۰ - ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور غزل ۱۰۸۱ - ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار غزل ۱۰۸۲ - عقل بند ره روان و عاشقان است ای پسر غزل ۱۰۸۳ - هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر غزل ۱۰۸۴ - مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر غزل ۱۰۸۵ - همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر غزل ۱۰۸۶ - هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر غزل ۱۰۸۷ - بده آن باده به ما باده به ما اولیٰ تر غزل ۱۰۸۸ - سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر غزل ۱۰۸۹ - هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر غزل ۱۰۹۰ - صنما این چه گمان است فرودست حقیر غزل ۱۰۹۱ - نه که مهمان غریبم؟ تو مرا یار مگیر غزل ۱۰۹۲ - اختران را شب وصل است و نثاراست و نثار غزل ۱۰۹۳ - روستایی بچه‌‌‌یی هست درون بازار غزل ۱۰۹۴ - پرده آن جام می را ساقیا بار دیگر غزل ۱۰۹۵ - داد جاروبی به دستم آن نگار غزل ۱۰۹۶ - گر ز سر عشق او داری خبر غزل ۱۰۹۷ - عقل بند رهروان است ای پسر غزل ۱۰۹۸ - آمدم من بی‌دل و جان ای پسر غزل ۱۰۹۹ - ای نهاده بر سر زانو تو سر غزل ۱۱۰۰ - بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر غزل ۱۱۰۱ - نرم نرمک سوی رخسارش نگر غزل ۱۱۰۲ - عشق را با گفت و با ایما چه کار؟ غزل ۱۱۰۳ - رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار غزل ۱۱۰۴ - باز شد در عاشقی بابی دگر غزل ۱۱۰۵ - ای خیالت در دل من هر سحور غزل ۱۱۰۶ - راز را اندر میان نه وامگیر غزل ۱۱۰۷ - در چمن آیید و بربندید دید غزل ۱۱۰۸ - ساقیا باده چون نار بیار غزل ۱۱۰۹ - ساقیا باده گلرنگ بیار غزل ۱۱۱۰ - از لب یار شکر را چه خبر؟ غزل ۱۱۱۱ - روزی خوش است رویت از نور روز خوش تر غزل ۱۱۱۲ - بر منبرست این دم مذکر مذکر غزل ۱۱۱۳ - ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر غزل ۱۱۱۴ - ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر غزل ۱۱۱۵ - ای آینه‌ی فقیری جانی و چیز دیگر غزل ۱۱۱۶ - هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار غزل ۱۱۱۷ - دل ناظر جمال تو آنگاه انتظار؟ غزل ۱۱۱۸ - میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار غزل ۱۱۱۹ - کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر غزل ۱۱۲۰ - مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در غزل ۱۱۲۱ - آمد بهار خرم و آمد رسول یار غزل ۱۱۲۲ - اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر غزل ۱۱۲۳ - پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار غزل ۱۱۲۴ - تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار غزل ۱۱۲۵ - چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر غزل ۱۱۲۶ - سست مکن زه که من تیر توام چارپر غزل ۱۱۲۷ - وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر غزل ۱۱۲۸ - بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر غزل ۱۱۲۹ - عمر که‌ بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر غزل ۱۱۳۰ - آید هر دم رسول از طرف شهر یار غزل ۱۱۳۱ - گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر غزل ۱۱۳۲ - چون سرکس نیستت فتنه مکن دل مبر غزل ۱۱۳۳ - نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار غزل ۱۱۳۴ - چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدار؟ غزل ۱۱۳۵ - بیار ساقی بادت فدا سر و دستار غزل ۱۱۳۶ - نبشته است خدا گرد چهره دلدار غزل ۱۱۳۷ - شده‌‌ست نور محمد هزار شاخ هزار غزل ۱۱۳۸ - چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار غزل ۱۱۳۹ - مجوی شادی چون در غم است میل نگار غزل ۱۱۴۰ - بیامدیم دگربار چون نسیم بهار غزل ۱۱۴۱ - ز بامداد چه دشمن کش است دیدن یار غزل ۱۱۴۲ - درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر غزل ۱۱۴۳ - تو شاخ خشک چرایی؟ به روی یار نگر غزل ۱۱۴۴ - ندا رسید به جان‌ها ز خسرو منصور غزل ۱۱۴۵ - به من نگر که منم مونس تو اندر گور غزل ۱۱۴۶ - مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار غزل ۱۱۴۷ - بکش بکش که چه خوش می‌کشی بیار بیار غزل ۱۱۴۸ - کسی بگفت ز ما یا ازوست نیکی و شر غزل ۱۱۴۹ - فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر غزل ۱۱۵۰ - به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر غزل ۱۱۵۱ - قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور غزل ۱۱۵۲ - ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر غزل ۱۱۵۳ - مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر غزل ۱۱۵۴ - چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر غزل ۱۱۵۵ - از آن مقام که نبود گشاد زود گذر غزل ۱۱۵۶ - مطرب عاشقان بجنبان تار غزل ۱۱۵۷ - گر تو خواهی وطن پر از دلدار غزل ۱۱۵۸ - رحم بر یار کی کند؟ هم یار غزل ۱۱۵۹ - عشق جان است عشق تو جان تر غزل ۱۱۶۰ - روی بنما به ما مکن مستور غزل ۱۱۶۱ - مطربا عیش و نوش از سر گیر غزل ۱۱۶۲ - مطربا عشق بازی از سر گیر غزل ۱۱۶۳ - عار بادا جهانیان را عار غزل ۱۱۶۴ - خلق را زیر گنبد دوار غزل ۱۱۶۵ - میر خرابات تویی ای نگار غزل ۱۱۶۶ - چند ازین راه نو روزگار؟ غزل ۱۱۶۷ - مست توام نزمی و نز کوکنار غزل ۱۱۶۸ - جان خراباتی و عمر بهار غزل ۱۱۶۹ - هست کسی صافی و زیبانظر غزل ۱۱۷۰ - رحم کن ار زخم شوم سر به سر غزل ۱۱۷۱ - در بگشا کامد خامی دگر غزل ۱۱۷۲ - جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر غزل ۱۱۷۳ - بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر غزل ۱۱۷۴ - مرا می‌گفت دوش آن یار عیار غزل ۱۱۷۵ - انجیرفروش را چه بهتر غزل ۱۱۷۶ - انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر غزل ۱۱۷۷ - آفتابی برآمد از اسرار غزل ۱۱۷۸ - جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر غزل ۱۱۷۹ - غرة وجه سلبت قلب جمیع البشر غزل ۱۱۸۰ - سیدی انی کلیل انت فی زی النهار غزل ۱۱۸۱ - به سوی ما نگر چشمی برانداز غزل ۱۱۸۲ - تو چشم شیخ را دیدن میاموز غزل ۱۱۸۳ - اگر کی در قرینداش یوقسا یاوز غزل ۱۱۸۴ - بیا با تو مرا کاراست امروز غزل ۱۱۸۵ - چنان مستم چنان مستم من امروز غزل ۱۱۸۶ - چنان مستم چنان مستم من امروز غزل ۱۱۸۷ - درین سرما سر ما داری امروز غزل ۱۱۸۸ - الا ای شمع گریان گرم می‌سوز غزل ۱۱۸۹ - درین سرما سر ما داری امروز غزل ۱۱۹۰ - ای خفته به یاد یار برخیز غزل ۱۱۹۱ - ماییم فداییان جان باز غزل ۱۱۹۲ - برخیز و صبوح را برانگیز غزل ۱۱۹۳ - من از سخنان مهرانگیز غزل ۱۱۹۴ - گر نه‌یی دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز غزل ۱۱۹۵ - سوی خانه‌ی خویش آمد عشق آن عاشق نواز غزل ۱۱۹۶ - عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز غزل ۱۱۹۷ - اگر آتش است یارت تو برو درو همی‌سوز غزل ۱۱۹۸ - سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز غزل ۱۱۹۹ - یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز غزل ۱۲۰۰ - ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز غزل ۱۲۰۱ - برای عاشق و دزد است شب فراخ و دراز غزل ۱۲۰۲ - به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز غزل ۱۲۰۳ - برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز غزل ۱۲۰۴ - عشق گزین عشق و درو کوکبه می‌ران و مترس غزل ۱۲۰۵ - سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس غزل ۱۲۰۶ - سوی لبش هر آن که شد زخم خورد ز پیش و پس غزل ۱۲۰۷ - نیم شب از عشق تا دانی چه‌‌‌ می‌گوید خروس غزل ۱۲۰۸ - حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس غزل ۱۲۰۹ - ای دل بی‌بهره از بهرام ترس غزل ۱۲۱۰ - نیست در آخرزمان فریادرس غزل ۱۲۱۱ - ای روترش به پیشم بد گفته‌یی مرا پس غزل ۱۲۱۲ - دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس غزل ۱۲۱۳ - ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس غزل ۱۲۱۴ - بیا که دانه لطیف است رو، ز دام مترس غزل ۱۲۱۵ - ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش غزل ۱۲۱۶ - گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش غزل ۱۲۱۷ - الحذر از عشق حذر هر که نشانی بودش غزل ۱۲۱۸ - ای شب خوش رو که تویی مهتر و سالار حبش غزل ۱۲۱۹ - یار نخواهم که بود بدخو و غم خوار و ترش غزل ۱۲۲۰ - دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمش غزل ۱۲۲۱ - اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش غزل ۱۲۲۲ - چه دارد در دل آن خواجه که می‌تابد ز رخسارش؟ غزل ۱۲۲۳ - قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش غزل ۱۲۲۴ - پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش غزل ۱۲۲۵ - ریاضت نیست پیش ما همه لطف است و بخشایش غزل ۱۲۲۶ - آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش غزل ۱۲۲۷ - رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش غزل ۱۲۲۸ - ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش غزل ۱۲۲۹ - زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش غزل ۱۲۳۰ - جانم به چه آرامد ای یار؟ به آمیزش غزل ۱۲۳۱ - وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش غزل ۱۲۳۲ - هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش غزل ۱۲۳۳ - درون ظلمتی‌‌‌ می‌جو صفاتش غزل ۱۲۳۴ - قضا آمد شنو طبل نفیرش غزل ۱۲۳۵ - نگاری را که‌‌‌ می‌جویم به جانش غزل ۱۲۳۶ - برفتم دی به پیشش سخت پرجوش غزل ۱۲۳۷ - شنو پندی ز من ای یار خوش کیش غزل ۱۲۳۸ - امروز خوش است دل که تو دوش غزل ۱۲۳۹ - ای خواجه تو عاقلانه‌‌‌ می‌باش غزل ۱۲۴۰ - آن مطرب ما خوش است و چنگش غزل ۱۲۴۱ - ما نعره به شب زنیم و خاموش غزل ۱۲۴۲ - گر لاش نمود راه قلاش غزل ۱۲۴۳ - اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش غزل ۱۲۴۴ - ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش غزل ۱۲۴۵ - آن که بیرون از جهان بد در جهان آوردمش غزل ۱۲۴۶ - دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش غزل ۱۲۴۷ - عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش غزل ۱۲۴۸ - ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باش غزل ۱۲۴۹ - شده‌ام سپند حسنت وطنم میان آتش غزل ۱۲۵۰ - به شکرخنده اگر می‌ببرد جان رسدش غزل ۱۲۵۱ - گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش غزل ۱۲۵۲ - آن که مه غاشیهٔ زین چو غلامان کشدش غزل ۱۲۵۳ - بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش غزل ۱۲۵۴ - من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش غزل ۱۲۵۵ - اندک اندک راه زد سیم و زرش غزل ۱۲۵۶ - آن که جانش داده‌یی آن را مکش غزل ۱۲۵۷ - چون تو شادی بنده گو غم خوار باش غزل ۱۲۵۸ - آن مایی همچو ما دلشاد باش غزل ۱۲۵۹ - عقل آمد عاشقا خود را بپوش غزل ۱۲۶۰ - اندرآمد شاه شیرینان ترش غزل ۱۲۶۱ - روی تو جان جان است از جان نهان مدارش غزل ۱۲۶۲ - گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش غزل ۱۲۶۳ - سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش غزل ۱۲۶۴ - می‌گفت چشم شوخش با طر‌هٔ سیاهش غزل ۱۲۶۵ - آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش غزل ۱۲۶۶ - روحی‌‌ست بی‌نشان و ما غرقه در نشانش غزل ۱۲۶۷ - در عشق آتشینش آتش نخورده آتش غزل ۱۲۶۸ - صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش غزل ۱۲۶۹ - آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش غزل ۱۲۷۰ - مستی امروز من نیست چو مستی دوش غزل ۱۲۷۱ - باز درآمد طبیب از در رنجور خویش غزل ۱۲۷۲ - باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش غزل ۱۲۷۳ - ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش غزل ۱۲۷۴ - خواجه چرا کرده‌یی روی تو بر ما ترش؟ غزل ۱۲۷۵ - چون بزند گردنم سجده کند گردنش غزل ۱۲۷۶ - باز درآمد ز راه بی‌خود و سرمست دوش غزل ۱۲۷۷ - خواجه غلط کرده‌یی در صفت یار خویش غزل ۱۲۷۸ - یار درآمد ز باغ بی‌خود و سرمست دوش غزل ۱۲۷۹ - باز درآمد طبیب از در ایوب خویش غزل ۱۲۸۰ - جان من است او هی مزنیدش غزل ۱۲۸۱ - ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش غزل ۱۲۸۲ - تمام اوست که فانی شده‌‌ست آثارش غزل ۱۲۸۳ - ندا رسید به عاشق ز عالم رازش غزل ۱۲۸۴ - سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش غزل ۱۲۸۵ - شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش غزل ۱۲۸۶ - شنو ز سینه ترنگا ترنگ آوازش غزل ۱۲۸۷ - مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش غزل ۱۲۸۸ - چو رو نمود به منصور وصل دلدارش غزل ۱۲۸۹ - دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش؟ غزل ۱۲۹۰ - مست گشتم ز ذوق دشنامش غزل ۱۲۹۱ - توبهٔ من درست نیست خموش غزل ۱۲۹۲ - آمد آن خواجهٔ سیماترش غزل ۱۲۹۳ - علی الله ای مسلمانان ازان هجران پرآتش غزل ۱۲۹۴ - کل عقل بوصلکم مدهش غزل ۱۲۹۵ - بیا بیا که تویی جان جان جان سماع غزل ۱۲۹۶ - بیا بیا که تویی جان جان جان سماع غزل ۱۲۹۷ - مدارم یک زمان از کار فارغ غزل ۱۲۹۸ - امروز روز شادی و امسال سال لاغ غزل ۱۲۹۹ - گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ غزل ۱۳۰۰ - عیسی روح، گرسنه‌ست چو زاغ غزل ۱۳۰۱ - ما دو سه رند عشرتی، جمع شدیم این طرف غزل ۱۳۰۲ - ما دو سه مست خلوتی، جمع شدیم این طرف غزل ۱۳۰۳ - گر تو تنگ آیی ز ما، زوتر برون رو، ای حریف غزل ۱۳۰۴ - باده نمی‌بایدم، فارغم از درد و صاف غزل ۱۳۰۵ - کعبه جان‌ها تویی، گرد تو آرم طواف غزل ۱۳۰۶ - بیا بیا که تویی شیر شیر شیر مصاف غزل ۱۳۰۷ - ای مونس و غمگسار عاشق غزل ۱۳۰۸ - گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق غزل ۱۳۰۹ - ای جهان را دلگشا اقبال عشق غزل ۱۳۱۰ - ای ناطق الهی و ای دیده حقایق غزل ۱۳۱۱ - باز از آن کوه قاف، آمد عنقای عشق غزل ۱۳۱۲ - فریفت یار شکربار من مرا به طریق غزل ۱۳۱۳ - جان و سر تو که بگو بی‌نفاق غزل ۱۳۱۴ - به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک غزل ۱۳۱۵ - روان شد اشک یاقوتی، ز راه دیدگان اینک غزل ۱۳۱۶ - رو رو که نه‌یی عاشق، ای زلفک و ای خالک غزل ۱۳۱۷ - آن میر دروغین بین، با اسپک و با زینک غزل ۱۳۱۸ - هر اول روز ای جان، صد بار سلام علیک غزل ۱۳۱۹ - بباید عشق را ای دوست دردک غزل ۱۳۲۰ - اندرآ با ما، نشان ده راستک غزل ۱۳۲۱ - ایا هوای تو در جان‌ها، سلام علیک غزل ۱۳۲۲ - ای ظریف جهان، سلام علیک غزل ۱۳۲۳ - ای ظریف جهان، سلام علیک غزل ۱۳۲۴ - برخیز ز خواب و ساز کن چنگ غزل ۱۳۲۵ - عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ، چنگ؟ غزل ۱۳۲۶ - عاشقی و آن گهانی نام و ننگ؟ غزل ۱۳۲۷ - تتار اگرچه جهان را خراب کرد به جنگ غزل ۱۳۲۸ - حریف جنگ گزیند، تو هم درآ در جنگ غزل ۱۳۲۹ - چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ غزل ۱۳۳۰ - بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ غزل ۱۳۳۱ - هر که درو نیست ازین عشق رنگ غزل ۱۳۳۲ - توبه سفر گیرد با پای لنگ غزل ۱۳۳۳ - ای تو ولی احسان دل، ای حسن رویت دام دل غزل ۱۳۳۴ - این بوالعجب کندر خزان شد آفتاب اندر حمل غزل ۱۳۳۵ - بانگ زدم نیم شبان، کیست درین خانهٔ دل؟ غزل ۱۳۳۶ - حلقهٔ دل زدم شبی، در هوس سلام دل غزل ۱۳۳۷ - الا ای رو ترش کرده، که تا نبود مرا مدخل غزل ۱۳۳۸ - بقا اندر بقا باشد، طریق کم زنان، ای دل غزل ۱۳۳۹ - مهم را لطف در لطف است، از آنم بی‌قرار، ای دل غزل ۱۳۴۰ - هر آن کو صبر کرد ای دل، زشهوت‌ها درین منزل غزل ۱۳۴۱ - امروز بحمدالله از دی بتر است این دل غزل ۱۳۴۲ - چه کارستان که داری اندرین دل غزل ۱۳۴۳ - صد هزاران همچو ما غرقه درین دریای دل غزل ۱۳۴۴ - شتران مست شدستند، ببین رقص جمل غزل ۱۳۴۵ - تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل غزل ۱۳۴۶ - رفت عمرم در سر سودای دل غزل ۱۳۴۷ - سوی آن سلطان خوبان الرحیل غزل ۱۳۴۸ - امروز روز شادی و امسال سال گل غزل ۱۳۴۹ - تا نزند آفتاب، خیمهٔ نور جلال غزل ۱۳۵۰ - چشم تو با چشم من، هر دم بی‌قیل و قال غزل ۱۳۵۱ - شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال غزل ۱۳۵۲ - چند ازین قیل و قال؟ عشق پرست و ببال غزل ۱۳۵۳ - چگونه برنپرد جان؟ چو از جناب جلال غزل ۱۳۵۴ - تو را سعادت بادا، در آن جمال و جلال غزل ۱۳۵۵ - دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال غزل ۱۳۵۶ - اگر درآید ناگه صنم، زهی اقبال غزل ۱۳۵۷ - پیام کرد مرا بامداد بحر عسل غزل ۱۳۵۸ - به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل غزل ۱۳۵۹ - ز خود شدم ز جمال پر از صفا، ای دل غزل ۱۳۶۰ - باده ده ای ساقی جان، بادهٔ بی‌درد و دغل غزل ۱۳۶۱ - عمرک یا واحدا فی درجات الکمال غزل ۱۳۶۲ - گچکنن اغلن هی بزه گلگل غزل ۱۳۶۳ - گچکنن اغلن اودیا گلگل غزل ۱۳۶۴ - ایها النور فی الفؤاد، تعال غزل ۱۳۶۵ - یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال غزل ۱۳۶۶ - یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال غزل ۱۳۶۷ - رشأ العشق حبیبی لشرود ومضل غزل ۱۳۶۸ - عمرک یا واحدا فی درجات الکمال غزل ۱۳۶۹ - تعال یا مدد العیش والسرور، تعال غزل ۱۳۷۰ - آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم غزل ۱۳۷۱ - ای عاشقان، ای عاشقان، پیمانه را گم کرده‌ام غزل ۱۳۷۲ - این بار من یک بارگی، در عاشقی پیچیده‌ام غزل ۱۳۷۳ - هان، ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم غزل ۱۳۷۴ - ای عاشقان ای عاشقان، من خاک را گوهر کنم غزل ۱۳۷۵ - بازآمدم چون عید نو، تا قفل زندان بشکنم غزل ۱۳۷۶ - کاری ندارد این جهان، تا چند گل کاری کنم؟ غزل ۱۳۷۷ - ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت می‌کنم غزل ۱۳۷۸ - ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم غزل ۱۳۷۹ - آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم غزل ۱۳۸۰ - دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم غزل ۱۳۸۱ - هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم غزل ۱۳۸۲ - ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم غزل ۱۳۸۳ - تا من بدیدم روی تو، ای ماه و شمع روشنم غزل ۱۳۸۴ - عشقا تو را قاضی برم، کاشکستی‌ام همچون صنم غزل ۱۳۸۵ - بس جهد می‌کردم که من آیینهٔ نیکی شوم غزل ۱۳۸۶ - آمد بهار ای دوستان، منزل به سروستان کنیم غزل ۱۳۸۷ - هین، خیره خیره می‌نگر، اندر رخ صفرایی‌ام غزل ۱۳۸۸ - ای نفس کل صورت مکن، وی عقل کل بشکن قلم غزل ۱۳۸۹ - ای پاک رو چون جام جم، وزعشق آن مه متهم غزل ۱۳۹۰ - بازآمدم، بازآمدم، از پیش آن یار آمدم غزل ۱۳۹۱ - تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم؟ غزل ۱۳۹۲ - یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدم غزل ۱۳۹۳ - مرده بدم، زنده شدم، گریه بدم، خنده شدم غزل ۱۳۹۴ - دفع مده، دفع مده، من نروم تا نخورم غزل ۱۳۹۵ - مطرب عشق ابدم، زخمهٔ عشرت بزنم غزل ۱۳۹۶ - باز در اسرار روم، جانب آن یار روم غزل ۱۳۹۷ - زین دو هزاران من و ما ای عجبا، من چه منم غزل ۱۳۹۸ - جمع تو دیدم، پس ازین هیچ پریشان نشوم غزل ۱۳۹۹ - هر نفسی تازه ترم، کز سر روزن بپرم غزل ۱۴۰۰ - تیز دوم، تیز دوم، تا به سواران برسم غزل ۱۴۰۱ - کوه نیم، سنگ نیم، چون که گدازان نشوم؟ غزل ۱۴۰۲ - دوش چه خورده‌‌‌ای بگو، ای بت همچو شکرم غزل ۱۴۰۳ - آمده‌‌‌‌‌ام که سر نهم، عشق تو را به سر برم غزل ۱۴۰۴ - کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم غزل ۱۴۰۵ - میل هواش می‌کنم، طال بقاش می‌زنم غزل ۱۴۰۶ - هر شب و هر سحر تو را، من به دعا بخواستم غزل ۱۴۰۷ - دوش چه خورده‌‌‌یی بگو، ای بت همچو شکرم غزل ۱۴۰۸ - تا به کی ای شکر چو تن‌ بی‌دل و جان فغان کنم؟ غزل ۱۴۰۹ - ای تو بداده در سحر، از کف خویش باده‌‌‌‌‌ام غزل ۱۴۱۰ - تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم غزل ۱۴۱۱ - گرم درآ و دم مده، باده بیار ای صنم غزل ۱۴۱۲ - بیا هر کس که می‌خواهد که تا با وی گرو بندم غزل ۱۴۱۳ - کشید این دل گریبانم، به سوی کوی آن یارم غزل ۱۴۱۴ - درخت و آتشی دیدم، ندا آمد که جانانم غزل ۱۴۱۵ - ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم، چه شهماتم غزل ۱۴۱۶ - ترش رویی و خشمینی چنین شیرین، ندیدستم غزل ۱۴۱۷ - به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم غزل ۱۴۱۸ - دلا مشتاق دیدارم، غریب و عاشق و مستم غزل ۱۴۱۹ - بگفتم حال دل گویم ازان نوعی که دانستم غزل ۱۴۲۰ - اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی؟ چو من هستم غزل ۱۴۲۱ - بیا بشنو که من پیش و پس اسپت چرا گردم غزل ۱۴۲۲ - طواف حاجیان دارم، به گرد یار می‌گردم غزل ۱۴۲۳ - تو تا دوری ز من جانا چنین‌ بی‌جان‌ همی‌گردم غزل ۱۴۲۴ - بگفتم عذر با دلبر که‌ بی‌گه بود و ترسیدم غزل ۱۴۲۵ - دعا گویی‌‌ست کار من، بگویم تا نطق دارم غزل ۱۴۲۶ - چه دانی تو که در باطن، چه شاهی همنشین دارم؟ غزل ۱۴۲۷ - من از اقلیم بالایم، سر عالم‌ نمی‌دارم غزل ۱۴۲۸ - همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم غزل ۱۴۲۹ - نه آن‌ بی‌بهره دلدارم که از دلدار بگریزم غزل ۱۴۳۰ - نهادم پای در عشقی، که بر عشاق سر باشم غزل ۱۴۳۱ - مرا چون کم فرستی غم، حزین و تنگ دل باشم غزل ۱۴۳۲ - تو خود دانی که من‌ بی‌تو عدم باشم، عدم باشم غزل ۱۴۳۳ - من آنم کز خیالاتش، تراشنده‌ی وثن باشم غزل ۱۴۳۴ - چو آمد روی مه رویم، که باشم من که من باشم؟ غزل ۱۴۳۵ - به گرد دل‌ همی‌گردی، چه خواهی کرد؟ می‌دانم غزل ۱۴۳۶ - تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی؟‌ نمی‌دانم غزل ۱۴۳۷ - چو رعد و برق می‌خندد، ثنا و حمد می‌خوانم غزل ۱۴۳۸ - ندارد پای عشق او، دل‌ بی‌دست و‌ بی‌پایم غزل ۱۴۳۹ - من این ایوان نه تو را‌ نمی‌دانم،‌ نمی‌دانم غزل ۱۴۴۰ - بنه ای سبز خنگ من، فراز آسمان‌ها سم غزل ۱۴۴۱ - بنه ای سبز خنگ من، فراز آسمان‌ها سم غزل ۱۴۴۲ - زهی سرگشته در عالم، سر و سامان که من دارم غزل ۱۴۴۳ - بشستم تختهٔ هستی، سر عالم،‌ نمی‌دارم غزل ۱۴۴۴ - ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم غزل ۱۴۴۵ - من دلق گرو کردم، عریان خراباتم غزل ۱۴۴۶ - گر‌ بی‌دل و‌ بی‌دستم، وز عشق تو پابستم غزل ۱۴۴۷ - رفتم به طبیب جان، گفتم که ببین دستم غزل ۱۴۴۸ - در مجلس آن رستم، درعربده بنشستم غزل ۱۴۴۹ - زان می که ز بوی او، شوریده و سرمستم غزل ۱۴۵۰ - بستان قدح از دستم، ای مست که من مستم غزل ۱۴۵۱ - گر تو بنمی خسپی، بنشین تو که من خفتم غزل ۱۴۵۲ - ساقی چو شه من بد، بیش از دگران خوردم غزل ۱۴۵۳ - در آینه چون بینم نقش تو، به گفت آرم غزل ۱۴۵۴ - گفتم به مهی کز تو، صد گونه طرب دارم غزل ۱۴۵۵ - ای خواجه سلام علیک، من عزم سفر دارم غزل ۱۴۵۶ - توبه نکنم هرگز، زین جرم که من دارم غزل ۱۴۵۷ - من خفته وشم اما، بس آگه و بیدارم غزل ۱۴۵۸ - یک لحظه و یک ساعت، دست از تو‌ نمی‌دارم غزل ۱۴۵۹ - تا عاشق آن یارم،‌ بی‌کارم و بر کارم غزل ۱۴۶۰ - بشکسته سر خلقی، سر بسته که‌ رنجورم غزل ۱۴۶۱ - پایی به میان درنه، تا عیش ز سر گیرم غزل ۱۴۶۲ - صورتگر نقاشم، هر لحظه بتی سازم غزل ۱۴۶۳ - شاگرد تو می‌باشم، گر کودن و کژپوزم غزل ۱۴۶۴ - سر برمزن از هستی، تا راه نگردد گم غزل ۱۴۶۵ - ای کرده تو مهمانم، در پیش درآ جانم غزل ۱۴۶۶ - در عشق سلیمانی، من همدم مرغانم غزل ۱۴۶۷ - این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم؟ غزل ۱۴۶۸ - امروز خوشم با تو، جان تو و فردا هم غزل ۱۴۶۹ - بی‌خود شده‌‌‌‌‌ام ‌لیکن‌‌ بی‌‌خودتر از این خواهم غزل ۱۴۷۰ - جانم به فدا بادا، آن را که‌‌ نمی‌‌گویم غزل ۱۴۷۱ - مخمورم پرخواره، اندازه‌‌ نمی‌‌دانم غزل ۱۴۷۲ - دگربار، دگربار، ز زنجیر بجستم غزل ۱۴۷۳ - بیایید، بیایید، به گلزار بگردیم غزل ۱۴۷۴ - حکیمیم، طبیبیم، ز بغداد رسیدیم غزل ۱۴۷۵ - بجوشید، بجوشید، که ما بحر شعاریم غزل ۱۴۷۶ - طبیبیم، حکیمیم، طبیبان قدیمیم غزل ۱۴۷۷ - از اول امروز چو آشفته و مستیم غزل ۱۴۷۸ - المنه لله که ز پیکار رهیدیم غزل ۱۴۷۹ - آن خانه که صد بار درو مایده خوردیم غزل ۱۴۸۰ - خیزید مخسپید، که نزدیک رسیدیم غزل ۱۴۸۱ - ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم غزل ۱۴۸۲ - چون در عدم آییم و سر از یار برآریم غزل ۱۴۸۳ - امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم غزل ۱۴۸۴ - بشکن قدح باده که امروز چنانیم غزل ۱۴۸۵ - صبح است و صبوح است، برین بام برآییم غزل ۱۴۸۶ - چون آینهٔ رازنما باشد جانم غزل ۱۴۸۷ - امروز چنانم که خر از بار ندانم غزل ۱۴۸۸ - ای خواجه بفرما به که مانم؟ به که مانم؟ غزل ۱۴۸۹ - ساقی ز پی عشق روان است روانم غزل ۱۴۹۰ - از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم غزل ۱۴۹۱ - خلقان همه نیک‌اند جز این تن که گزیدیم غزل ۱۴۹۲ - بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم غزل ۱۴۹۳ - ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم غزل ۱۴۹۴ - افتادم، افتادم، در آبی افتادم غزل ۱۴۹۵ - اگر تو نیستی در عاشقی خام غزل ۱۴۹۶ - چه دیدم خواب شب، کامروز مستم؟ غزل ۱۴۹۷ - به جان جملهٔ مستان که مستم غزل ۱۴۹۸ - بیا، کز غیر تو بیزار گشتم غزل ۱۴۹۹ - بیا، کز عشق تو دیوانه گشتم غزل ۱۵۰۰ - چنان مست است از آن دم جان آدم غزل ۱۵۰۱ - منم فتنه هزاران فتنه زادم غزل ۱۵۰۲ - ز زندان خلق را آزاد کردم غزل ۱۵۰۳ - غلامم خواجه را آزاد کردم غزل ۱۵۰۴ - حسودان را ز غم آزاد کردم غزل ۱۵۰۵ - یکی مطرب‌‌‌ همی‌خواهم درین دم غزل ۱۵۰۶ - همیشه من چنین مجنون نبودم غزل ۱۵۰۷ - ایا یاری که در تو ناپدیدم غزل ۱۵۰۸ - سفر کردم به هر شهری دویدم غزل ۱۵۰۹ - سفر کردم به هر شهری دویدم غزل ۱۵۱۰ - اگر عشقت به جای جان ندارم غزل ۱۵۱۱ - بیا ای آن که بردی تو قرارم غزل ۱۵۱۲ - گهی در گیرم و گه بام گیرم غزل ۱۵۱۳ - اگر سرمست اگر مخمور باشم غزل ۱۵۱۴ - خداوندا مده آن یار را غم غزل ۱۵۱۵ - چه نزدیک است جان تو به جانم غزل ۱۵۱۶ - چه نزدیک است جان تو به جانم غزل ۱۵۱۷ - مرا گویی کرایی؟ من چه دانم غزل ۱۵۱۸ - من آن ماهم که اندر لامکانم غزل ۱۵۱۹ - بیا کامروز بیرون از جهانم غزل ۱۵۲۰ - مرا پرسی که چونی؟ بین که چونم غزل ۱۵۲۱ - من از عالم تو را تنها گزینم غزل ۱۵۲۲ - ورا خواهم دگر یاری نخواهم غزل ۱۵۲۳ - نه آن شیرم که با دشمن برآیم غزل ۱۵۲۴ - چو آب آهسته زیر که درآیم غزل ۱۵۲۵ - ز قند یار تا شاخی نخایم غزل ۱۵۲۶ - از آن باده ندانم چون فنایم غزل ۱۵۲۷ - بیا کامروز گرد یار گردیم غزل ۱۵۲۸ - به پیش باد تو ما همچو گردیم غزل ۱۵۲۹ - شب دوشینه ما بیدار بودیم غزل ۱۵۳۰ - من و تو دوش شب بیدار بودیم غزل ۱۵۳۱ - بیا کامروز شه را ما شکاریم غزل ۱۵۳۲ - بیا تا عاشقی از سر بگیریم غزل ۱۵۳۳ - بیا امروز ما مهمان میریم غزل ۱۵۳۴ - بیا ما چند کس با هم بسازیم غزل ۱۵۳۵ - بیا تا قدر همدیگر بدانیم غزل ۱۵۳۶ - میان ما درآ ما عاشقانیم غزل ۱۵۳۷ - چرا شاید چو ما شه زادگانیم غزل ۱۵۳۸ - بران بودم که فرهنگی بجویم غزل ۱۵۳۹ - مگردان روی خود ای دیده رویم غزل ۱۵۴۰ - بیا با هم سخن از جان بگوییم غزل ۱۵۴۱ - مرا خواندی ز در تو جستی از بام غزل ۱۵۴۲ - چنان مستم چنان مستم من این دم غزل ۱۵۴۳ - کجایی ساقیا؟ درده مدامم غزل ۱۵۴۴ - مرا گویی چه سانی؟ من چه دانم غزل ۱۵۴۵ - شراب شیره انگور خواهم غزل ۱۵۴۶ - رفتم تصدیع از جهان بردم غزل ۱۵۴۷ - من با تو حدیث‌‌ بی‌زبان گویم غزل ۱۵۴۸ - روی تو چو نوبهار دیدم غزل ۱۵۴۹ - زنهار مرا مگو که پیرم غزل ۱۵۵۰ - گر از غم عشق عار داریم غزل ۱۵۵۱ - از اصل چو حورزاد باشیم غزل ۱۵۵۲ - ما آفت جان عاشقانیم غزل ۱۵۵۳ - ما صحبت همدگر گزینیم غزل ۱۵۵۴ - چون ذره به رقص اندرآییم غزل ۱۵۵۵ - جز جانب دل به دل نیاییم غزل ۱۵۵۶ - ای برده نماز من ز هنگام غزل ۱۵۵۷ - یا رب توبه چرا شکستم؟ غزل ۱۵۵۸ - دانی کامروز از چه زردم؟ غزل ۱۵۵۹ - من دوش بتازه عهد کردم غزل ۱۵۶۰ - تا عشق تو سوخت همچو عودم غزل ۱۵۶۱ - تا چهرۀ آن یگانه دیدم غزل ۱۵۶۲ - گر ناز تو را به گفت نارم غزل ۱۵۶۳ - من اشتر مست شهریارم غزل ۱۵۶۴ - روزی که گذر کنی به گورم غزل ۱۵۶۵ - ای دشمن روزه و نمازم غزل ۱۵۶۶ - تا با تو قرین شده‌‌‌‌ست جانم غزل ۱۵۶۷ - امروز مرا چه شد؟ چه دانم غزل ۱۵۶۸ - ای جان لطیف و ای جهانم غزل ۱۵۶۹ - ناآمده سیل تر شدستیم غزل ۱۵۷۰ - آن عشرت نو که برگرفتیم غزل ۱۵۷۱ - در عشق قدیم سال خوردیم غزل ۱۵۷۲ - گر گم شدگان روزگاریم غزل ۱۵۷۳ - ما عاشق و‌‌ بی‌دل و فقیریم غزل ۱۵۷۴ - نی سیم و نه زر نه مال خواهیم غزل ۱۵۷۵ - ما شاخ گلیم نی گیاهیم غزل ۱۵۷۶ - ما زنده به نور کبریاییم غزل ۱۵۷۷ - امروز نیم ملول شادم غزل ۱۵۷۸ - من جز احد صمد نخواهم غزل ۱۵۷۹ - ما آب دریم ما چه دانیم غزل ۱۵۸۰ - تا دلبر خویش را نبینیم غزل ۱۵۸۱ - گر به خوبی مه بلافد لا نسلم لا نسلم غزل ۱۵۸۲ - هرچه گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم غزل ۱۵۸۳ - می‌خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام غزل ۱۵۸۴ - هر که گوید کان چراغ دیده‌‌ها را دیده‌‌‌‌ام غزل ۱۵۸۵ - ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم غزل ۱۵۸۶ - خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم غزل ۱۵۸۷ - عشوه دادستی که من در‌‌ بی‌وفایی نیستم غزل ۱۵۸۸ - من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم غزل ۱۵۸۹ - چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می‌برم غزل ۱۵۹۰ - چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم غزل ۱۵۹۱ - وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم غزل ۱۵۹۲ - نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم؟ غزل ۱۵۹۳ - روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم غزل ۱۵۹۴ - ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایم غزل ۱۵۹۵ - سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم غزل ۱۵۹۶ - چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم غزل ۱۵۹۷ - این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم؟ غزل ۱۵۹۸ - ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم غزل ۱۵۹۹ - چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم غزل ۱۶۰۰ - از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم غزل ۱۶۰۱ - بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم غزل ۱۶۰۲ - می­بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام غزل ۱۶۰۳ - چون که در باغت به زیر سایهٔ طوبی‌ستم غزل ۱۶۰۴ - بده آن بادهٔ دوشین که من از نوش تو مستم غزل ۱۶۰۵ - بزن آن پردهٔ نوشین که من از نوش تو مستم غزل ۱۶۰۶ - هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم غزل ۱۶۰۷ - ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم غزل ۱۶۰۸ - چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه‌مندم غزل ۱۶۰۹ - چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم غزل ۱۶۱۰ - منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم غزل ۱۶۱۱ - مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم غزل ۱۶۱۲ - منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم غزل ۱۶۱۳ - به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم غزل ۱۶۱۴ - بزن آن پردهٔ دوشین که من امروز خموشم غزل ۱۶۱۵ - من اگر دست­‌زنانم نه من از دست زنانم غزل ۱۶۱۶ - زیکی پسته‌­دهانی صنمی بسته­‌دهانم غزل ۱۶۱۷ - بت بی­‌نقش و نگارم جزتو یار ندارم غزل ۱۶۱۸ - علم عشق برآمد برهاند ز زحیرم غزل ۱۶۱۹ - تو گواه باش خواجه که زتوبه توبه کردم غزل ۱۶۲۰ - هوسی­‌ست در سر من که سر بشر ندارم غزل ۱۶۲۱ - چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم غزل ۱۶۲۲ - تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم غزل ۱۶۲۳ - هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم غزل ۱۶۲۴ - خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم غزل ۱۶۲۵ - دوهزار عهد کردم که سر جنون نخارم غزل ۱۶۲۶ - فلکا بگو که تا کی گله‌­های یار گویم؟ غزل ۱۶۲۷ - نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم غزل ۱۶۲۸ - دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم غزل ۱۶۲۹ - دل چه خورده‌­ست عجب دوش که من مخمورم؟ غزل ۱۶۳۰ - گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم غزل ۱۶۳۱ - در فروبند که ما عاشق این میکده‌­ایم غزل ۱۶۳۲ - هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم غزل ۱۶۳۳ - در فروبند که ما عاشق این انجمنیم غزل ۱۶۳۴ - عقل گوید که من او را به زبان بفریبم غزل ۱۶۳۵ - دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم غزل ۱۶۳۶ - از بت باخبر من خبری می­‌رسدم غزل ۱۶۳۷ - منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم غزل ۱۶۳۸ - مادرم بخت بدست و پدرم جود و کرم غزل ۱۶۳۹ - ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم غزل ۱۶۴۰ - گر تو خواهی که تو را بی­‌کس و تنها نکنم غزل ۱۶۴۱ - من چو در گور درون خفته همی فرسایم غزل ۱۶۴۲ - ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم غزل ۱۶۴۳ - چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم غزل ۱۶۴۴ - جز ز فتان دو چشمت ز که مفتون باشیم؟ غزل ۱۶۴۵ - گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم غزل ۱۶۴۶ - روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم غزل ۱۶۴۷ - روز شادی‌ست بیا تا همگان یار شویم غزل ۱۶۴۸ - ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم غزل ۱۶۴۹ - وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم غزل ۱۶۵۰ - خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم غزل ۱۶۵۱ - ما سر و پنجه و قوت نه ازین جان داریم غزل ۱۶۵۲ - ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم غزل ۱۶۵۳ - من ازین خانهٔ پر نور به در می‌نروم غزل ۱۶۵۴ - تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم غزل ۱۶۵۵ - دوش می‌گفت جانم کی سپهر معظم غزل ۱۶۵۶ - هم به درد این درد را درمان کنم غزل ۱۶۵۷ - می‌رسد بوی جگر از دو لبم غزل ۱۶۵۸ - عاشقم از عاشقان نگریختم غزل ۱۶۵۹ - دست من گیر ای پسر، خوش نیستم غزل ۱۶۶۰ - ای گزیده یار چونت یافتم غزل ۱۶۶۱ - سالکان راه را محرم شدم غزل ۱۶۶۲ - بوی آن خوب ختن می‌آیدم غزل ۱۶۶۳ - نو به نو هر روز باری می‌کشم غزل ۱۶۶۴ - می‌شناسد پردهٔ جان آن صنم غزل ۱۶۶۵ - عاشقی بر من پریشانت کنم غزل ۱۶۶۶ - گفته‌‌یی من یار دیگر می‌کنم غزل ۱۶۶۷ - من ز وصلت چون به هجران می‌روم غزل ۱۶۶۸ - من به سوی باغ و گلشن می‌روم غزل ۱۶۶۹ - آتشی نو در وجود اندر زدیم غزل ۱۶۷۰ - ما به خرمنگاه جان باز آمدیم غزل ۱۶۷۱ - گر دم از شادی و گر از غم زنیم غزل ۱۶۷۲ - روز باران است و ما جو می‌کنیم غزل ۱۶۷۳ - امشب ای دلدار مهمان توایم غزل ۱۶۷۴ - ما ز بالاییم و بالا می‌رویم غزل ۱۶۷۵ - دوش عشق شمس دین می‌باختیم غزل ۱۶۷۶ - عاقبت ای جان فزا نشکیفتم غزل ۱۶۷۷ - یک دمی خوش چو گلستان کندم غزل ۱۶۷۸ - من اگر نالم اگر عذر آرم غزل ۱۶۷۹ - من اگر مستم اگر هشیارم غزل ۱۶۸۰ - من اگر پر غم اگر شادانم غزل ۱۶۸۱ - من ازین خانه به در می‌نروم غزل ۱۶۸۲ - من اگر پرغم اگر خندانم غزل ۱۶۸۳ - من که حیران ز ملاقات توام غزل ۱۶۸۴ - من ازین خانه به در می‌نروم غزل ۱۶۸۵ - ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم غزل ۱۶۸۶ - گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم غزل ۱۶۸۷ - گر جان منکرانت، شد خصم جان مستم غزل ۱۶۸۸ - رفتم ز دست خود من در‌ بی‌خودی فتادم غزل ۱۶۸۹ - صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم غزل ۱۶۹۰ - اندر دو کون جانا‌ بی‌تو طرب ندیدم غزل ۱۶۹۱ - خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم غزل ۱۶۹۲ - یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم غزل ۱۶۹۳ - من پاک باز عشقم تخم غرض نکارم غزل ۱۶۹۴ - بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم غزل ۱۶۹۵ - پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم؟ غزل ۱۶۹۶ - ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم غزل ۱۶۹۷ - آری ستیزه می‌کن تا من همی‌ستیزم غزل ۱۶۹۸ - ای توبه‌‌‌ام شکسته از تو کجا گریزم غزل ۱۶۹۹ - دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم غزل ۱۷۰۰ - عالم گرفت نورم، بنگر به چشم‌هایم غزل ۱۷۰۱ - آوازهٔ جمالت از جان خود شنیدیم غزل ۱۷۰۲ - درده شراب یکسان، تا جمله جمع باشیم غزل ۱۷۰۳ - من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم غزل ۱۷۰۴ - اشکم دهل شده‌ست ازین جام دم به دم غزل ۱۷۰۵ - از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم غزل ۱۷۰۶ - برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم غزل ۱۷۰۷ - چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام غزل ۱۷۰۸ - ای گوش من گرفته، تویی چشم روشنم غزل ۱۷۰۹ - ما قحطیان تشنه و بسیارخواره­ایم غزل ۱۷۱۰ - با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم غزل ۱۷۱۱ - بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم غزل ۱۷۱۲ - ما در جهان موافقت کس‌ نمی‌کنیم غزل ۱۷۱۳ - خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم غزل ۱۷۱۴ - چند روی‌ بی‌خبر؟ آخر بنگر به بام غزل ۱۷۱۵ - هر که بمیرد شود دشمن او دوستکام غزل ۱۷۱۶ - امشب جان را ببر از تن چاکر تمام غزل ۱۷۱۷ - لولیکان توایم، دربگشا ای صنم غزل ۱۷۱۸ - ای تو ترش کرده رو، تا که بترسانی‌ام غزل ۱۷۱۹ - پیش‌ترآ، می لبا تا همه شیدا شویم غزل ۱۷۲۰ - بار دگر ذره‌وار، رقص کنان آمدیم غزل ۱۷۲۱ - خوش سوی ما آدمی، زانچه که ما هم خوشیم غزل ۱۷۲۲ - بدار دست ز ریشم که باده‌یی خوردم غزل ۱۷۲۳ - نیم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم غزل ۱۷۲۴ - همه جمال تو بینم، چو چشم باز کنم غزل ۱۷۲۵ - نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ غزل ۱۷۲۶ - بیار باده که دیر است در خمار توام غزل ۱۷۲۷ - به غم فرونروم، باز سوی یار روم غزل ۱۷۲۸ - مرا اگر تو نخواهی، منت به جان خواهم غزل ۱۷۲۹ - اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم غزل ۱۷۳۰ - چه روز باشد کین جسم و رسم بنوردیم غزل ۱۷۳۱ - اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم غزل ۱۷۳۲ - به حق آن که بخواندی مرا ز گوشهٔ بام غزل ۱۷۳۳ - به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام غزل ۱۷۳۴ - سماع چیست؟ ز پنهانیان دل پیغام غزل ۱۷۳۵ - به گوش من برسانید هجر تلخ پیام غزل ۱۷۳۶ - به گرد تو چو نگردم، به گرد خود گردم غزل ۱۷۳۷ - بیار باده که اندر خمار خمارم غزل ۱۷۳۸ - به گوشه‌یی بروم، گوش آن قدح گیرم غزل ۱۷۳۹ - زهی حلاوت پنهان، در این خلای شکم غزل ۱۷۴۰ - خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم غزل ۱۷۴۱ - به کوی عشق تو من نامدم که باز روم غزل ۱۷۴۲ - ببسته است پری نهانی‌یی پایم غزل ۱۷۴۳ - اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم غزل ۱۷۴۴ - بیار مطرب، بر ما کریم باش، کریم غزل ۱۷۴۵ - فضول گشته‌ام امروز، جنگ می‌جویم غزل ۱۷۴۶ - بران شده‌ست دلم کآتشی بگیرانم غزل ۱۷۴۷ - اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم غزل ۱۷۴۸ - می‌گریزد از ما و ما قوامش داریم غزل ۱۷۴۹ - گه چرخ زنان همچون فلکم غزل ۱۷۵۰ - تلخی نکند، شیرین ذقنم غزل ۱۷۵۱ - تشنهٔ خویش کن، مده آبم غزل ۱۷۵۲ - کون خر را نظام دین گفتم غزل ۱۷۵۳ - آمدم باز تا چنان گردم غزل ۱۷۵۴ - آتشی از تو در دهان دارم غزل ۱۷۵۵ - در طریقت دو صد کمین دارم غزل ۱۷۵۶ - تا به جان مست عشق آن یارم غزل ۱۷۵۷ - همتم شد بلند و تدبیرم غزل ۱۷۵۸ - در وصالت چرا بیاموزم غزل ۱۷۵۹ - اه چه بی‌‌رنگ و بی‌نشان که منم غزل ۱۷۶۰ - به خدایی که در ازل بوده‌ست غزل ۱۷۶۱ - ما همه از الست هم‌دستیم غزل ۱۷۶۲ - آمدستیم تا چنان گردیم غزل ۱۷۶۳ - ما که باده ز دست یار خوریم غزل ۱۷۶۴ - نالهٔ بلبل بهار کنیم غزل ۱۷۶۵ - عاشق روی جان فزای توایم غزل ۱۷۶۶ - خیز تا فتنه‌یی برانگیزیم غزل ۱۷۶۷ - تو چه دانی که ما چه مرغانیم؟ غزل ۱۷۶۸ - چند قبا بر قد دل دوختم غزل ۱۷۶۹ - ای دل صافی دم ثابت قدم غزل ۱۷۷۰ - آمد سرمست سحر دلبرم غزل ۱۷۷۱ - شد ز غمت خانهٔ سودا دلم غزل ۱۷۷۲ - چند گهی فاتحه خوانت کنم غزل ۱۷۷۳ - بار دگر جانب یار آمدیم غزل ۱۷۷۴ - ما به تماشای تو بازآمدیم غزل ۱۷۷۵ - گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم غزل ۱۷۷۶ - منم آن بندهٔ مخلص که از آن روز که زادم غزل ۱۷۷۷ - انا فتحنا بابکم، لا تهجروا اصحابکم غزل ۱۷۷۸ - رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم غزل ۱۷۷۹ - اتیناکم، اتیناکم، فحیونا نحییکم غزل ۱۷۸۰ - اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام غزل ۱۷۸۱ - قد رجعنا، قد رجعنا جائیا من طورکم غزل ۱۷۸۲ - ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم غزل ۱۷۸۳ - فان وفق الله الکریم وصالکم غزل ۱۷۸۴ - علی اهل نجد الثنا و سلام غزل ۱۷۸۵ - بیا بیا دلدار من، دلدار من غزل ۱۷۸۶ - دزدیده چون جان می‌روی، اندر میان جان من غزل ۱۷۸۷ - گر آخر آمد عشق تو، گردد ز اول‌ها فزون غزل ۱۷۸۸ - تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون؟ غزل ۱۷۸۹ - ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان غزل ۱۷۹۰ - دلدار من در باغ دی می‌گشت و می‌گفت ای چمن غزل ۱۷۹۱ - بویی همی‌آید مرا، مانا که باشد یار من غزل ۱۷۹۲ - این کیست این؟ این کیست این؟ این یوسف ثانی است این؟ غزل ۱۷۹۳ - این کیست این؟ این کیست این؟ هذا جنون العاشقین غزل ۱۷۹۴ - ای باغبان ای باغبان آمد خزان، آمد خزان غزل ۱۷۹۵ - هین دف بزن، هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن غزل ۱۷۹۶ - دلدار من در باغ دی می‌گشت و می‌گفت ای چمن غزل ۱۷۹۷ - ای دل شکایت‌ها مکن، تا نشنود دلدار من غزل ۱۷۹۸ - ای یار من، ای یار من، ای یار بی‌زنهار من غزل ۱۷۹۹ - در غیب پر، این سو مپر، ای طایر چالاک من غزل ۱۸۰۰ - هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین غزل ۱۸۰۱ - آن شاخ خشک است و سیه هان ای صبا بر وی مزن غزل ۱۸۰۲ - چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من غزل ۱۸۰۳ - بخت نگار و چشم من هر دو نخسپد در زمن غزل ۱۸۰۴ - با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن غزل ۱۸۰۵ - پوشیده چون جان می‌روی اندر میان جان من غزل ۱۸۰۶ - آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من غزل ۱۸۰۷ - ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من غزل ۱۸۰۸ - با آن که از پیوستگی من عشق گشتم عشق من غزل ۱۸۰۹ - بر گرد گل می‌گشت دی نقش خیال یار من غزل ۱۸۱۰ - من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان غزل ۱۸۱۱ - خوش می‌گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن غزل ۱۸۱۲ - ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین غزل ۱۸۱۳ - کو خر من؟ کو خر من؟ پار بمرد آن خر من غزل ۱۸۱۴ - عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من غزل ۱۸۱۵ - من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان غزل ۱۸۱۶ - آینه‌یی بزدایم از جهت منظر من غزل ۱۸۱۷ - قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من غزل ۱۸۱۸ - قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من غزل ۱۸۱۹ - کافرم ار در دو جهان عشق بود خوش تر ازین غزل ۱۸۲۰ - هی چه گریزی چندین؟ یک نفس این جا بنشین غزل ۱۸۲۱ - آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن غزل ۱۸۲۲ - ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من غزل ۱۸۲۳ - سیر‌ نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من غزل ۱۸۲۴ - سیر‌ نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من غزل ۱۸۲۵ - من طربم طرب منم زهره زند نوای من غزل ۱۸۲۶ - هر که ز حور پرسدت رخ بنما که هم چنین غزل ۱۸۲۷ - دوش چه خورده‌یی دلا راست بگو نهان مکن غزل ۱۸۲۸ - باز نگار می‌کشد چون شتران مهار من غزل ۱۸۲۹ - گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من غزل ۱۸۳۰ - تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من غزل ۱۸۳۱ - راز تو فاش می‌کنم صبر نماند بیش ازین غزل ۱۸۳۲ - مانده شده‌‌ست گوش من از پی انتظار آن غزل ۱۸۳۳ - آمده‌ام به عذر تو ای طرب و قرار جان غزل ۱۸۳۴ - عید نمای عید را ای تو هلال عید من غزل ۱۸۳۵ - گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من غزل ۱۸۳۶ - باز بهار می‌کشد زندگی از بهار من غزل ۱۸۳۷ - یا رب من بدانمی چیست مراد یار من غزل ۱۸۳۸ - چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من؟ غزل ۱۸۳۹ - واقعه‌یی بدیده‌ام لایق لطف و آفرین غزل ۱۸۴۰ - مطرب خوش نوای من عشق نواز هم چنین غزل ۱۸۴۱ - تا چه خیال بسته‌یی ای بت بدگمان من غزل ۱۸۴۲ - چهره شرمگین تو بستد شرمگان من غزل ۱۸۴۳ - دوش چه خورده‌یی دلا؟ راست بگو نهان مکن غزل ۱۸۴۴ - مرا در دل‌ همی‌آید که من دل را کنم قربان غزل ۱۸۴۵ - عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان غزل ۱۸۴۶ - حرام است ای مسلمانان ازین خانه برون رفتن غزل ۱۸۴۷ - خرامان می‌روی در دل چراغ افروز جان و تن غزل ۱۸۴۸ - چه باشد پیشۀ عاشق به جز دیوانگی کردن؟ غزل ۱۸۴۹ - چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن؟ غزل ۱۸۵۰ - چراغ عالم افروزم‌ نمی‌تابد چنین روشن غزل ۱۸۵۱ - نشانی‌هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن غزل ۱۸۵۲ - چو آمد روی مه‌رویم که باشم من که باشم من؟ غزل ۱۸۵۳ - چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من غزل ۱۸۵۴ - چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون؟ غزل ۱۸۵۵ - چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون غزل ۱۸۵۶ - مرا هر دم‌ همی‌گویی که برگو قطعه‌یی شیرین غزل ۱۸۵۷ - توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین غزل ۱۸۵۸ - چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من غزل ۱۸۵۹ - منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین غزل ۱۸۶۰ - الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین غزل ۱۸۶۱ - ای قاعدۀ مستان در همدگر افتادن غزل ۱۸۶۲ - چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن غزل ۱۸۶۳ - ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین غزل ۱۸۶۴ - در پردۀ دل بنگر صد دختر آبستان غزل ۱۸۶۵ - ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان غزل ۱۸۶۶ - ای کار من از تو زر ای سیم بر مستان غزل ۱۸۶۷ - ای جانک من چونی؟ یک بوسه به چند ای جان؟ غزل ۱۸۶۸ - دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان غزل ۱۸۶۹ - رو مذهب عاشق را برعکس روش‌ها دان غزل ۱۸۷۰ - ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان غزل ۱۸۷۱ - دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می‌دان غزل ۱۸۷۲ - ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان غزل ۱۸۷۳ - دانی که کجا جویی ما را به گه جستن؟ غزل ۱۸۷۴ - از آتش روی خود اندر دلم آتش زن غزل ۱۸۷۵ - ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن غزل ۱۸۷۶ - بی‌جا شو در وحدت در عین فنا جا کن غزل ۱۸۷۷ - ای دل چو‌ نمی‌گردد در شرح زبان من غزل ۱۸۷۸ - من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون غزل ۱۸۷۹ - آرایش باغ آمد این روی چه روی است این غزل ۱۸۸۰ - در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین غزل ۱۸۸۱ - از چشمۀ جان ره شد در خانۀ هر مسکین غزل ۱۸۸۲ - آن کس که تو را بیند وان گه نظرش بر تن غزل ۱۸۸۳ - بی او نتوان رفتن‌ بی‌او نتوان گفتن غزل ۱۸۸۴ - آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن غزل ۱۸۸۵ - ای سرده صد سودا دستار چنین می‌کن غزل ۱۸۸۶ - نی نی به ازین باید با دوست وفا کردن غزل ۱۸۸۷ - گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان غزل ۱۸۸۸ - بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن؟ غزل ۱۸۸۹ - دل دل دلی تو دل مرا مرنجان غزل ۱۸۹۰ - با روی تو کفر است به معنی نگریدن غزل ۱۸۹۱ - ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن غزل ۱۸۹۲ - هر شب که بود قاعدۀ سفره نهادن غزل ۱۸۹۳ - صد گوش نوام باز شد از راز شنودن غزل ۱۸۹۴ - گر زان که ملولی ز من ای فتنه حوران غزل ۱۸۹۵ - بفریفتی‌ام دوش و پرندوش به دستان غزل ۱۸۹۶ - نشاید از تو چندین جور کردن غزل ۱۸۹۷ - درین دم همدمی آمد خمش کن غزل ۱۸۹۸ - ندا آمد به جان از چرخ پروین غزل ۱۸۹۹ - دل خون خواره را یک‌باره بستان غزل ۱۹۰۰ - بیا ای مونس جان‌‌‌‌های مستان غزل ۱۹۰۱ - ز زخم دف کفم بدرید، ای جان غزل ۱۹۰۲ - چرا منکر شدی ای میر کوران؟ غزل ۱۹۰۳ - شنیدی تو که خط آمد ز خاقان؟ غزل ۱۹۰۴ - کجا خواهی ز چنگ ما پریدن؟ غزل ۱۹۰۵ - اگر تو عاشقی، غم را رها کن غزل ۱۹۰۶ - تو نقد قلب را از زر برون کن غزل ۱۹۰۷ - گر این جا حاضری، سر هم چنین کن غزل ۱۹۰۸ - نتانی آمدن این راه با من غزل ۱۹۰۹ - دل معشوق سوزیده‌‌‌‌‌ست بر من غزل ۱۹۱۰ - تو هر جزو جهان را بر گذر بین غزل ۱۹۱۱ - تو را پندی دهم، ای طالب دین غزل ۱۹۱۲ - بیا ساقی، می ما را بگردان غزل ۱۹۱۳ - به باغ آییم فردا جمله یاران غزل ۱۹۱۴ - اگر خواهی مرا می در هوا کن غزل ۱۹۱۵ - برو ای دل، به سوی دلبر من غزل ۱۹۱۶ - برآ بر بام و اکنون ماه نو بین غزل ۱۹۱۷ - چو بربندند ناگاهت زنخدان غزل ۱۹۱۸ - فرود آ تو ز مرکب، بار می‌بین غزل ۱۹۱۹ - عشق است بر آسمان پریدن غزل ۱۹۲۰ - دیر آمده‌یی، مرو شتابان غزل ۱۹۲۱ - ای ساقی و دستگیر مستان غزل ۱۹۲۲ - ما شادتریم یا تو، ای جان؟ غزل ۱۹۲۳ - ای روی مه تو شاد خندان غزل ۱۹۲۴ - ای روی تو نوبهار خندان غزل ۱۹۲۵ - بازآمد آستین فشانان غزل ۱۹۲۶ - مال است و زر است مکسب تن غزل ۱۹۲۷ - وقت آمد توبه را شکستن غزل ۱۹۲۸ - ای دوست عتاب را رها کن غزل ۱۹۲۹ - ای عربده کرده دوش با من غزل ۱۹۳۰ - امروز تو خوش تری و یا من؟ غزل ۱۹۳۱ - عقل از کف عشق خورد افیون غزل ۱۹۳۲ - ای دشمن عقل و جان شیرین غزل ۱۹۳۳ - برخیز و صبوح را برنجان غزل ۱۹۳۴ - از ما مرو ای چراغ روشن غزل ۱۹۳۵ - دلبر بیگانه صورت، مهر دارد در نهان غزل ۱۹۳۶ - عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن غزل ۱۹۳۷ - هر خوشی که فوت شد از تو، مباش اندوهگین غزل ۱۹۳۸ - نازنینی را رها کن با شهان نازنین غزل ۱۹۳۹ - می‌پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان غزل ۱۹۴۰ - ای ز تو مه پای کوبان، وز تو زهره دف زنان غزل ۱۹۴۱ - مهره‌‌یی از جان ربودم‌ بی‌دهان و‌ بی‌دهان غزل ۱۹۴۲ - من ز گوش او بدزدم حلقهٔ دیگر نهان غزل ۱۹۴۳ - می‌گزید او آستین را، شرمگین در آمدن غزل ۱۹۴۴ - چون ببینی آفتاب، از روی دلبر یاد کن غزل ۱۹۴۵ - هرچه آن سرخوش کند، بویی بود از یار من غزل ۱۹۴۶ - کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من غزل ۱۹۴۷ - سوی بیماران خود شد، شاه مه رویان من غزل ۱۹۴۸ - بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون غزل ۱۹۴۹ - آنچه می‌آید ز وصفت این زمانم در دهن غزل ۱۹۵۰ - بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این غزل ۱۹۵۱ - ای برادر تو چه مرغی؟ خویشتن را بازبین غزل ۱۹۵۲ - هست ما را هر زمانی از نگار راستین غزل ۱۹۵۳ - هر صبوحی ارغنون‌ها را برنجان هم چنین غزل ۱۹۵۴ - عیش‌هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان غزل ۱۹۵۵ - ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان غزل ۱۹۵۶ - سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیم تن غزل ۱۹۵۷ - هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن غزل ۱۹۵۸ - ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن غزل ۱۹۵۹ - روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن غزل ۱۹۶۰ - آفتابا بار دیگر خانه را پر نور کن غزل ۱۹۶۱ - نوبهارا جان مایی، جان‌ها را تازه کن غزل ۱۹۶۲ - یار خود را خواب دیدم، ای برادر دوش من غزل ۱۹۶۳ - پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من غزل ۱۹۶۴ - شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین غزل ۱۹۶۵ - در میان ظلمت جان تو نور چیست آن غزل ۱۹۶۶ - جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان غزل ۱۹۶۷ - ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گردنان غزل ۱۹۶۸ - ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان غزل ۱۹۶۹ - از بدی‌ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن غزل ۱۹۷۰ - مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن غزل ۱۹۷۱ - از دخول هر غری، افسرده‌یی، در کار من غزل ۱۹۷۲ - عاشقا دو چشم بگشا، چار جو در خود ببین غزل ۱۹۷۳ - موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین غزل ۱۹۷۴ - ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین غزل ۱۹۷۵ - عشق شمس الدین‌ست، یا نور کف موسی‌‌‌ست آن؟ غزل ۱۹۷۶ - عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی‌‌‌ست آن غزل ۱۹۷۷ - در ستایش‌‌های شمس الدین نباشم مفتتن غزل ۱۹۷۸ - ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من غزل ۱۹۷۹ - عاشقان را مژده‌یی از سرفراز راستین غزل ۱۹۸۰ - یارکان رقصی کنید اندر غمم خوش‌تر ازین غزل ۱۹۸۱ - مطربا نرمک بزن، تا روح بازآید به تن غزل ۱۹۸۲ - گلسن بنده سنا یک غرضم یق اشدرسن غزل ۱۹۸۳ - به خدا میل ندارم، نه به چرب و نه به شیرین غزل ۱۹۸۴ - بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین غزل ۱۹۸۵ - صنما بیار باده، بنشان خمار مستان غزل ۱۹۸۶ - صنما به چشم شوخت، که به چشم اشارتی کن غزل ۱۹۸۷ - هله، نیم مست گشتم، قدحی دگر مدد کن غزل ۱۹۸۸ - چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان غزل ۱۹۸۹ - جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن غزل ۱۹۹۰ - جان حیوان که ندیده‌‌‌ست به جز کاه و عطن غزل ۱۹۹۱ - همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن غزل ۱۹۹۲ - خوی با ما کن و با‌ بی‌خبران خوی مکن غزل ۱۹۹۳ - هیچ باشد که رسد آن شکر و پستهٔ من؟ غزل ۱۹۹۴ - بشنو از بوالهوسان قصهٔ میر عسسان غزل ۱۹۹۵ - اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان غزل ۱۹۹۶ - چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان غزل ۱۹۹۷ - هر که را گشت سر از غایت برگردیدن غزل ۱۹۹۸ - به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن غزل ۱۹۹۹ - مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن غزل ۲۰۰۰ - ای ز هجران تو مردن، طرب و راحت من غزل ۲۰۰۱ - دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین‌بر من غزل ۲۰۰۲ - تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین غزل ۲۰۰۳ - همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن غزل ۲۰۰۴ - شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان؟ غزل ۲۰۰۵ - چه نشستی دور چون بیگانگان؟ غزل ۲۰۰۶ - هر کجا که پا نهی ای جان من غزل ۲۰۰۷ - شاه ما باری برای کاهلان غزل ۲۰۰۸ - می بده ای ساقی آخرزمان غزل ۲۰۰۹ - نک بهاران شد، صلا ای لولیان غزل ۲۰۱۰ - بشنو از دل نکته‌های ‌بی‌سخن غزل ۲۰۱۱ - جان جان‌هایی، تو جان را برشکن غزل ۲۰۱۲ - ای دلارام من و ای دل شکن غزل ۲۰۱۳ - ساقیا برخیز و می در جام کن غزل ۲۰۱۴ - راز چون با من نگوید یار من غزل ۲۰۱۵ - فقر را در خواب دیدم دوش من غزل ۲۰۱۶ - جان من جان تو جانت جان من غزل ۲۰۱۷ - آمد آمد در میان خوب ختن غزل ۲۰۱۸ - مرغ خانه با هما پر وا مکن غزل ۲۰۱۹ - ای ببرده دل، تو قصد جان مکن غزل ۲۰۲۰ - ای خدا این وصل را هجران مکن غزل ۲۰۲۱ - صبح دم شد، زود برخیز ای جوان غزل ۲۰۲۲ - ای زیان و ای زیان و ای زیان غزل ۲۰۲۳ - رو قرار از دل مستان بستان غزل ۲۰۲۴ - مات خود را صنما مات مکن غزل ۲۰۲۵ - ای به انکار سوی ما نگران غزل ۲۰۲۶ - به شکرخنده ببردی دل من غزل ۲۰۲۷ - ای امتان باطل بر نان زنید، بر نان غزل ۲۰۲۸ - گر چه بسی نشستم در نار تا به گردن غزل ۲۰۲۹ - ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن غزل ۲۰۳۰ - گفتی مرا که چونی؟ در روی ما نظر کن غزل ۲۰۳۱ - ای محو راه گشته، از محو هم سفر کن غزل ۲۰۳۲ - من از که باک دارم؟ خاصه که یار با من غزل ۲۰۳۳ - جانا نخست ما را مرد مدام گردان غزل ۲۰۳۴ - ای دل ز شاه حوران، یا قبلهٔ صبوران غزل ۲۰۳۵ - آن خوب را طلب کن، اندر میان حوران غزل ۲۰۳۶ - امروز سرکشان را عشقت زجلوه کردن غزل ۲۰۳۷ - چون جان تو می‌ستانی، چون شکر است مردن غزل ۲۰۳۸ - از زنگ لشکر آمد، بر قلب لشکرش زن غزل ۲۰۳۹ - رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن غزل ۲۰۴۰ - روز است ای دو دیده، در روزنم نظر کن غزل ۲۰۴۱ - پروانه شد در آتش، گفتا که همچنین کن غزل ۲۰۴۲ - ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن غزل ۲۰۴۳ - دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن غزل ۲۰۴۴ - جانا بیار باده و بختم بلند کن غزل ۲۰۴۵ - تو آب روشنی، تو درین آب گل مکن غزل ۲۰۴۶ - مستی و عاشقی و جوانی و جنس این غزل ۲۰۴۷ - می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن غزل ۲۰۴۸ - آن کیست ای خدای کزین دام خامشان غزل ۲۰۴۹ - ای دم به دم مصور جان از درون تن غزل ۲۰۵۰ - جانا بیار باده و بختم تمام کن غزل ۲۰۵۱ - می‌بینمت که عزم جفا می‌کنی، مکن غزل ۲۰۵۲ - ای آن که از میانه کران می‌کنی، مکن غزل ۲۰۵۳ - با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین غزل ۲۰۵۴ - بشنیده‌‌ام ‌‌که عزم سفر می‌کنی، مکن غزل ۲۰۵۵ - مست شدی عاقبت، آمدی اندر میان غزل ۲۰۵۶ - خواجه غلط کرده‌یی در روش یار من غزل ۲۰۵۷ - یار شو و یار بین، دل شو و دلدار بین غزل ۲۰۵۸ - با رخ چون مشعله، بر در ما کیست آن؟ غزل ۲۰۵۹ - گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان غزل ۲۰۶۰ - یک غزل آغاز کن، بر صفت حاضران غزل ۲۰۶۱ - بوسه بده خویش را، ای صنم سیم‌تن غزل ۲۰۶۲ - سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من غزل ۲۰۶۳ - ای رخ خندان تو، مایهٔ صد گلستان غزل ۲۰۶۴ - باز فروریخت عشق، از در و دیوار من غزل ۲۰۶۵ - باز درآمد ز راه، فتنه برانگیز من غزل ۲۰۶۶ - باز برآمد ز کوه، خسرو شیرین من غزل ۲۰۶۷ - ای هوس عشق تو، کرده جهان را زبون غزل ۲۰۶۸ - بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین غزل ۲۰۶۹ - بیش مکن همچنان، خانه درآ هم چنین غزل ۲۰۷۰ - یا تو ترش کرده رو، مایه ده شکران غزل ۲۰۷۱ - هر چه کنی تو، کردهٔ من دان غزل ۲۰۷۲ - جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان غزل ۲۰۷۳ - دلا تو شهد منه در دهان رنجوران غزل ۲۰۷۴ - مکن، مکن که روا نیست‌،‌ بی‌گنه کشتن غزل ۲۰۷۵ - تویی که بدرقه باشی گهی، گهی ره زن غزل ۲۰۷۶ - به جان تو که ازین دل شده کرانه مکن غزل ۲۰۷۷ - به من نگر، به دو رخسار زعفرانی من غزل ۲۰۷۸ - چهار روز ببودم به پیش تو مهمان غزل ۲۰۷۹ - مقام ناز نداری، برو تو ناز مکن غزل ۲۰۸۰ - چهار شعر بگفتم، بگفت نی، به ازین غزل ۲۰۸۱ - نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان غزل ۲۰۸۲ - برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن غزل ۲۰۸۳ - اگر سزای لب تو نبود گفتهٔ من غزل ۲۰۸۴ - بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دین غزل ۲۰۸۵ - به صلح آمد آن ترک تند عربده کن غزل ۲۰۸۶ - من کجا بودم عجب،‌‌ بی‌تو این چندین زمان غزل ۲۰۸۷ - بگویم مثالی ازین عشق سوزان غزل ۲۰۸۸ - ببردی دلم را، بدادی به زاغان غزل ۲۰۸۹ - تنت زین جهان است و دل زان جهان غزل ۲۰۹۰ - به پیش آر سغراق گلگون من غزل ۲۰۹۱ - ای هفت دریا گوهر عطا کن غزل ۲۰۹۲ - آن دلبر من، آمد بر من غزل ۲۰۹۳ - تازه شد ازو، باغ و بر من غزل ۲۰۹۴ - یک قوصره پر دارم ز سخن غزل ۲۰۹۵ - با من صنما دل یک دله کن غزل ۲۰۹۶ - گر تنگ بدی این سینهٔ من غزل ۲۰۹۷ - چون دل جانا بنشین بنشین غزل ۲۰۹۸ - شب محنت که بد طبیب و تو افگار یاد کن غزل ۲۰۹۹ - چند نظارهٔ جهان کردن؟ غزل ۲۱۰۰ - چند بوسه وظیفه تعیین کن غزل ۲۱۰۱ - سیر گشتم ز نازهای خسان غزل ۲۱۰۲ - چیست با عشق آشنا بودن؟ غزل ۲۱۰۳ - گرچه اندر فغان و نالیدن غزل ۲۱۰۴ - شب که جهان است پر از لولیان غزل ۲۱۰۵ - ساقی من خیزد بی‌گفت من غزل ۲۱۰۶ - مست رسید آن بت بی‌باک من غزل ۲۱۰۷ - جان منی، جان منی، جان من غزل ۲۱۰۸ - می‌نروم هیچ ازین خانه من غزل ۲۱۰۹ - ای تو پناه همه روز محن غزل ۲۱۱۰ - بانگ برآمد ز خرابات من غزل ۲۱۱۱ - بانگ برآمد ز خرابات من غزل ۲۱۱۲ - ظلمت شب پرتو ظلمات من غزل ۲۱۱۳ - ای تو چو خورشید و شه خاص من غزل ۲۱۱۴ - بانگ برآمد ز دل و جان من غزل ۲۱۱۵ - بازرسید آن بت زیبای من غزل ۲۱۱۶ - آمده‌یی بی‌گه، خامش مشین غزل ۲۱۱۷ - پیش ترآ، ای صنم شنگ من غزل ۲۱۱۸ - می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین غزل ۲۱۱۹ - اگر امروز دلدارم، درآید همچو دی خندان غزل ۲۱۲۰ - دگرباره چو مه کردیم خرمن غزل ۲۱۲۱ - افندس مسین کاغا پومیندن غزل ۲۱۲۲ - کیف اتوب یا اخی من سکر کأرجوان؟ غزل ۲۱۲۳ - العشق یقول لی تزین غزل ۲۱۲۴ - ایا بدر الدجی بل انت احسن غزل ۲۱۲۵ - اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان غزل ۲۱۲۶ - اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین غزل ۲۱۲۷ - یا صغیر السن یا رطب البدن غزل ۲۱۲۸ - ابشر ثم ابشریا مؤتمن غزل ۲۱۲۹ - نحن الی سیدنا راجعون غزل ۲۱۳۰ - ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او غزل ۲۱۳۱ - حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو غزل ۲۱۳۲ - مستی ببینی رازدان، می‌دان که باشد مست او غزل ۲۱۳۳ - بیدار شو، بیدار شو، هین رفت شب بیدار شو غزل ۲۱۳۴ - نبود چنین مه در جهان، ای دل همین جا لنگ شو غزل ۲۱۳۵ - ای شعشعه‌ی نور فلق در قبهٔ مینای تو غزل ۲۱۳۶ - ساقی اگر کم شد می‌ات، دستار ما بستان گرو غزل ۲۱۳۷ - آن کون خر کز حاسدی، عیسی بود تشویش او غزل ۲۱۳۸ - ای عشق تو موزون‌تری، یا باغ و سیبستان تو؟ غزل ۲۱۳۹ - والله ملولم من کنون، از جام و سغراق و کدو غزل ۲۱۴۰ - دل دی خراب و مست و خوش، هر سو همی‌افتاد ازو غزل ۲۱۴۱ - ای تن و جان بندهٔ او، بند شکرخندهٔ او غزل ۲۱۴۲ - چون بجهد خنده زمن، خنده نهان دارم ازو غزل ۲۱۴۳ - روشنی خانه تویی، خانه بمگذار و مرو غزل ۲۱۴۴ - کار جهان هر چه شود، کار تو کو؟ بار تو کو؟ غزل ۲۱۴۵ - شب شد ای خواجه زکی آخر آن یار تو کو؟ غزل ۲۱۴۶ - ای شکران ای شکران کان شکر دارم ازو غزل ۲۱۴۷ - چیست که هر دمی چنین می‌کشدم به سوی او؟ غزل ۲۱۴۸ - جان و سر تو ای پسر، نیست کسی به پای تو غزل ۲۱۴۹ - ای تو خموش پرسخن، چیست خبر؟ بیا بگو غزل ۲۱۵۰ - عید نمی‌دهد فرح، بی‌نظر هلال تو غزل ۲۱۵۱ - در سفر هوای تو بی‌خبرم، به جان تو غزل ۲۱۵۲ - سخت خوش است چشم تو، وان رخ گل فشان تو غزل ۲۱۵۳ - ای تو امان هر بلا، ما همه در امان تو غزل ۲۱۵۴ - هین کژ و راست می‌روی، باز چه خورده‌یی؟ بگو غزل ۲۱۵۵ - کی ز جهان برون شود جزو جهان؟ هله بگو غزل ۲۱۵۶ - سیم برا ز سیم تو، سیم برم، به جان تو غزل ۲۱۵۷ - سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای تو غزل ۲۱۵۸ - من که ستیزه روترم در طلب لقای تو غزل ۲۱۵۹ - باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو غزل ۲۱۶۰ - ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبوده‌‌ست او غزل ۲۱۶۱ - اگرنه عاشق اویم، چه می‌پویم به کوی او؟ غزل ۲۱۶۲ - دگرباره بشوریدم، بدان سانم به جان تو غزل ۲۱۶۳ - چو شیرین‌تر نمود ای جان، مها شور و بلای تو غزل ۲۱۶۴ - اگر بگذشت روز ای جان، به شب مهمان مستان شو غزل ۲۱۶۵ - فقیر است او، فقیر است او، فقیر ابن الفقیر است او غزل ۲۱۶۶ - دگرباره بشوریدم، بدان سانم به جان تو غزل ۲۱۶۷ - دل آتش پذیر از توست، برق و سنگ و آهن تو غزل ۲۱۶۸ - نمی‌گفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو؟ غزل ۲۱۶۹ - ز مکر حق مباش ایمن، اگر صد بخت بینی تو غزل ۲۱۷۰ - هر شش جهتم ای جان، منقوش جمال تو غزل ۲۱۷۱ - گشته‌‌ست طپان جانم، ای جان و جهان برگو غزل ۲۱۷۲ - هم آگه و هم ناگه، مهمان من آمد او غزل ۲۱۷۳ - چنگ خردم بگسل، تاری من و تاری تو غزل ۲۱۷۴ - ای یار قلندردل، دلتنگ چرایی تو؟ غزل ۲۱۷۵ - در خشکی ما بنگر، وان پردهٔ تر برگو غزل ۲۱۷۶ - آن دلبر عیار جگرخوارهٔ ما کو؟ غزل ۲۱۷۷ - خزان عاشقان را نوبهار او غزل ۲۱۷۸ - تو کمترخواره‌یی، هشیار می‌رو غزل ۲۱۷۹ - تو جام عشق را بستان و می‌رو غزل ۲۱۸۰ - ازین پستی به سوی آسمان شو غزل ۲۱۸۱ - دل و جان را طربگاه و مقام او غزل ۲۱۸۲ - به پیشت نام جان گویم؟ زهی رو غزل ۲۱۸۳ - به پیشت نام جان گویم؟ زهی رو غزل ۲۱۸۴ - بیا ای رونق گلزار ازین سو غزل ۲۱۸۵ - چو بگشادم نظر از شیوهٔ تو غزل ۲۱۸۶ - خداوندا چو تو صاحب قران کو؟ غزل ۲۱۸۷ - گران جانی مکن ای یار برگو غزل ۲۱۸۸ - درین رقص و درین های و درین هو غزل ۲۱۸۹ - بازم صنما چه می‌فریبی تو؟ غزل ۲۱۹۰ - دیدی که چه کرد آن پری رو؟ غزل ۲۱۹۱ - ای رونق نوبهار برگو غزل ۲۱۹۲ - ای عارف خوش کلام برگو غزل ۲۱۹۳ - ای صید رخ تو شیر و آهو غزل ۲۱۹۴ - آن وعده که کرده‌ای مرا کو؟ غزل ۲۱۹۵ - خوش خرامان می‌روی، ای جان جان بی‌من مرو غزل ۲۱۹۶ - از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او غزل ۲۱۹۷ - ای خراب اسرارم از اسرار تو، اسرار تو غزل ۲۱۹۸ - جمله خشم از کبر خیزد، از تکبر پاک شو غزل ۲۱۹۹ - ای سنایی عاشقان را درد باید، درد کو؟ غزل ۲۲۰۰ - ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو غزل ۲۲۰۱ - در گذر آمد خیالش، گفت جان این است او غزل ۲۲۰۲ - ای جهان برهم زده سودای تو، سودای تو غزل ۲۲۰۳ - جسم و جان با خود نخواهم، خانهٔ خمار کو؟ غزل ۲۲۰۴ - عاشقی بر من؟ پریشانت کنم، نیکو شنو غزل ۲۲۰۵ - دوش خوابی دیده‌ام، خود عاشقان را خواب کو؟ غزل ۲۲۰۶ - ای برادر عاشقی را درد باید، درد کو؟ غزل ۲۲۰۷ - در خلاصه‌ی عشق آخر شیوهٔ اسلام کو؟ غزل ۲۲۰۸ - ناله‌یی کن عاشقانه، درد محرومی بگو غزل ۲۲۰۹ - ای زرویت تافته در هر زمانی نور نو غزل ۲۲۱۰ - طرب اندر طرب است او، که در عقل شکست او غزل ۲۲۱۱ - ز من و تو شرری زاد، درین دل ز چنان رو غزل ۲۲۱۲ - تو بمال گوش بربط، که عظیم کاهل است او غزل ۲۲۱۳ - خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او غزل ۲۲۱۴ - خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو غزل ۲۲۱۵ - گر رود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو غزل ۲۲۱۶ - تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو غزل ۲۲۱۷ - چهرهٔ زرد مرا بین و مرا هیچ مگو غزل ۲۲۱۸ - همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو غزل ۲۲۱۹ - من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو غزل ۲۲۲۰ - هله ای شاه مپیچان سر و دستار، مرو غزل ۲۲۲۱ - سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش ازو غزل ۲۲۲۲ - سر عثمان تو مست است، برو ریز کدو غزل ۲۲۲۳ - ای همه سرگشتگان مهمان تو غزل ۲۲۲۴ - ای بمرده هرچه جان در پای او غزل ۲۲۲۵ - شکر ایزد را که دیدم روی تو غزل ۲۲۲۶ - ای بکرده رخت عشاقان گرو غزل ۲۲۲۷ - مطربا اسرار ما را بازگو غزل ۲۲۲۸ - جان ما را هر نفس، بستان نو غزل ۲۲۲۹ - ای غذای جان مستم نام تو غزل ۲۲۳۰ - صوفیانیم آمده در کوی تو غزل ۲۲۳۱ - می‌دوید از هر طرف در جست و جو غزل ۲۲۳۲ - به حریفان بنشین، خواب مرو غزل ۲۲۳۳ - ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو غزل ۲۲۳۴ - ای دیده من جمال خود اندر جمال تو غزل ۲۲۳۵ - آمد خیال آن رخ چون گلستان تو غزل ۲۲۳۶ - جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو غزل ۲۲۳۷ - این ترک ماجرا زدو حکمت برون نبو غزل ۲۲۳۸ - ای کرده چهرهٔ تو چو گلنار شرم تو غزل ۲۲۳۹ - رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو؟ غزل ۲۲۴۰ - ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو غزل ۲۲۴۱ - هان، ای جمال دلبر، ای شاد وقت تو غزل ۲۲۴۲ - تا که درآمد به باغ، چهرهٔ گلنار تو غزل ۲۲۴۳ - آینهٔ جان شده، چهرهٔ تابان تو غزل ۲۲۴۴ - سیر نیم، سیر نی، از لب خندان تو غزل ۲۲۴۵ - مطرب مهتاب رو، آنچه شنیدی بگو غزل ۲۲۴۶ - ای سر مردان برگو برگو غزل ۲۲۴۷ - مرا اگر تو نیابی، به پیش یار بجو غزل ۲۲۴۸ - من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او غزل ۲۲۴۹ - به وقت خواب بگیری مرا که هین، بر گو غزل ۲۲۵۰ - هزار بار کشیده‌‌ست عشق کافرخو غزل ۲۲۵۱ - چو از سر بگیرم، بود سرور او غزل ۲۲۵۲ - بی‌دل شده‌ام، بهر دل تو غزل ۲۲۵۳ - نور دل ما، روی خوش تو غزل ۲۲۵۴ - دل من، دل من، دل من بر تو غزل ۲۲۵۵ - بنشسته به گوشه‌یی، دو سه مست ترانه گو غزل ۲۲۵۶ - به قرار تو او رسد، که بود بی‌قرار تو غزل ۲۲۵۷ - قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان تو غزل ۲۲۵۸ - هله ای طالب سمو، بگداز از غمش چو مو غزل ۲۲۵۹ - هله طبل وفا بزن، که بیامد اوان تو غزل ۲۲۶۰ - طیب الله عیشکم لوحش الله منکم غزل ۲۲۶۱ - بوقلمون چند از انکار تو؟ غزل ۲۲۶۲ - پرده بگردان و بزن ساز نو غزل ۲۲۶۳ - یا قمرا طلوعه للقمرین سکن غزل ۲۲۶۴ - بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو غزل ۲۲۶۵ - الیوم من الوصل نسیم وسعود غزل ۲۲۶۶ - بگردان ساقی مه روی جام غزل ۲۲۶۷ - هم صدوا، هم عتبوا، عتابا ما له سبب غزل ۲۲۶۸ - یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا غزل ۲۲۶۹ - الا یا ساقیا انی لظمآن ومشتاق غزل ۲۲۷۰ - ابناء ربیعنا تعالوا غزل ۲۲۷۱ - جود الشموس علی الوری اشراق غزل ۲۲۷۲ - حدأ البشیر بشارة یا جار غزل ۲۲۷۳ - امسی واصبح بالجوی اتعذب غزل ۲۲۷۴ - مررت بدر فی هواه بحار غزل ۲۲۷۵ - امروز مستان را نگر در مست ما آویخته غزل ۲۲۷۶ - ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته غزل ۲۲۷۷ - یک چند رندند این طرف، در ظل دل پنهان شده غزل ۲۲۷۸ - این کیست این؟ این کیست این؟ شیرین و زیبا آمده غزل ۲۲۷۹ - این کیست این؟ این کیست این؟ در حلقه ناگاه آمده؟ غزل ۲۲۸۰ - ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام، کو سلسله؟ غزل ۲۲۸۱ - ای از تو خاکی تن شده، تن فکرت و گفتن شده غزل ۲۲۸۲ - ای جان و دل از عشق تو، در بزم تو پا کوفته غزل ۲۲۸۳ - ساقی فرخ رخ من، جام چو گلنار بده غزل ۲۲۸۴ - باده بده، باد مده، وز خودمان یاد مده غزل ۲۲۸۵ - یا رجلا حصیده مجبنة و مبخله غزل ۲۲۸۶ - ای تو برای آب رو، آب حیات ریخته غزل ۲۲۸۷ - آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله غزل ۲۲۸۸ - شحنهٔ عشق می‌کشد از دو جهان مصادره غزل ۲۲۸۹ - دایم پیش خود نهی آینه را، هرآینه غزل ۲۲۹۰ - کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده؟ غزل ۲۲۹۱ - برآنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره غزل ۲۲۹۲ - به لاله دوش نسرین گفت، برخیزیم مستانه غزل ۲۲۹۳ - یکی ماهی همی‌بینم، برون از دیده در دیده غزل ۲۲۹۴ - ز بردابرد عشق او، چو بشنید این دل پاره غزل ۲۲۹۵ - سراندازان همی‌آیی، نگارین جگرخواره غزل ۲۲۹۶ - مرا گویی که چونی تو؟ لطیف و لمتر و تازه غزل ۲۲۹۷ - چو در دل پای بنهادی،  بشد از دست اندیشه غزل ۲۲۹۸ - زهی بزم خداوندی، زهی می‌های شاهانه غزل ۲۲۹۹ - سراندازن همی‌آیی زراه سینه در دیده غزل ۲۳۰۰ - با زر غم و بی‌زر غم، آخر غم با زر به غزل ۲۳۰۱ - من سرخوش و تو دلخوش، غم بی‌دل و بی‌سر به غزل ۲۳۰۲ - هشیار شدم ساقی، دستار به من وا ده غزل ۲۳۰۳ - ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده غزل ۲۳۰۴ - هر روز پری زادی از سوی سراپرده غزل ۲۳۰۵ - کی باشد من با تو باده به گرو خورده؟ غزل ۲۳۰۶ - ناموس مکن، پیش آ، ای عاشق بیچاره غزل ۲۳۰۷ - بربند دهان از نان، کآمد شکر روزه غزل ۲۳۰۸ - یا رب چه کس است آن مه، یا رب چه کس است آن مه غزل ۲۳۰۹ - من بی‌خود و تو بی‌خود، ما را که برد خانه؟ غزل ۲۳۱۰ - ای غایب ازین محضر، از مات سلام الله غزل ۲۳۱۱ - از انبهی ماهی، دریا پنهان گشته غزل ۲۳۱۲ - دیدم رخ ترسا را، با ما چو گل اشکفته غزل ۲۳۱۳ - ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده غزل ۲۳۱۴ - ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده غزل ۲۳۱۵ - دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده غزل ۲۳۱۶ - امروز بت خندان، می‌بخش کند خنده غزل ۲۳۱۷ - ای خاک کف پایت، رشک فلکی بوده غزل ۲۳۱۸ - مستی ده و هستی ده، ای غمزهٔ خماره غزل ۲۳۱۹ - آن یار غریب من، آمد به سوی خانه غزل ۲۳۲۰ - بی‌برگی بستان بین، کآمد دی دیوانه غزل ۲۳۲۱ - ای دل به کجایی تو، آگاه هیی یا نه غزل ۲۳۲۲ - هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه غزل ۲۳۲۳ - ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه غزل ۲۳۲۴ - روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده غزل ۲۳۲۵ - امروز من و باده، وان یار پری زاده غزل ۲۳۲۶ - ای بر سر بازاری، دستار چنان کرده غزل ۲۳۲۷ - ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه غزل ۲۳۲۸ - چون عزم سفر کردی، فی لطف امان الله غزل ۲۳۲۹ - هر موی من از عشقت، بیت و غزلی گشته غزل ۲۳۳۰ - آن عشق جگرخواره، کز خون شود او فربه غزل ۲۳۳۱ - ای دلبر بی‌صورت صورتگر ساده غزل ۲۳۳۲ - ای آن که تو را ما ز همه کون گزیده غزل ۲۳۳۳ - این کیست چنین مست، ز خمار رسیده؟ غزل ۲۳۳۴ - ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده غزل ۲۳۳۵ - رندان همه جمعند درین دیر مغانه غزل ۲۳۳۶ - این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده؟ غزل ۲۳۳۷ - هلا ساقی بیا، ساغر مرا ده غزل ۲۳۳۸ - بیا دل بر دل پردرد من نه غزل ۲۳۳۹ - ایا گم گشتگان راه و بی‌راه غزل ۲۳۴۰ - چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاه غزل ۲۳۴۱ - سماع آمد، هلا ای یار برجه غزل ۲۳۴۲ - خدایا مطربان را انگبین ده غزل ۲۳۴۳ - ایا خورشید بر گردون سواره غزل ۲۳۴۴ - مبارک باد، آمد ماه روزه غزل ۲۳۴۵ - چو بیگاه است و باران، خانه خانه غزل ۲۳۴۶ - مکن راز مرا ای جان فسانه غزل ۲۳۴۷ - خدایا رحمت خود را به من ده غزل ۲۳۴۸ - فریاد ز یار خشم کرده غزل ۲۳۴۹ - ای دیدهٔ راست راست دیده غزل ۲۳۵۰ - آمد مه و لشکر ستاره غزل ۲۳۵۱ - دیدی که چه کرد آن یگانه غزل ۲۳۵۲ - یک جام ز صد هزار جان به غزل ۲۳۵۳ - جان آمده در جهان ساده غزل ۲۳۵۴ - ای بی‌تو حیات‌ها فسرده غزل ۲۳۵۵ - ای دوش ز دست ما رهیده غزل ۲۳۵۶ - ماییم قدیم عشق باره غزل ۲۳۵۷ - ای گشته دلت چو سنگ خاره غزل ۲۳۵۸ - ماییم و دو چشم و جان خیره غزل ۲۳۵۹ - آن سفره بیار و در میان نه غزل ۲۳۶۰ - ای نقد تو را زکات نسیه غزل ۲۳۶۱ - ای روز مبارک و خجسته غزل ۲۳۶۲ - ای دو چشمت جادوان را نکته‌ها آموخته غزل ۲۳۶۳ - ای ز هندستان زلفت ره زنان برخاسته غزل ۲۳۶۴ - ای زهجرانت زمین و آسمان بگریسته غزل ۲۳۶۵ - ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته غزل ۲۳۶۶ - ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته غزل ۲۳۶۷ - تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده غزل ۲۳۶۸ - ای به میدان‌های وحدت، گوی شاهی باخته غزل ۲۳۶۹ - چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته غزل ۲۳۷۰ - این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده غزل ۲۳۷۱ - کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته؟ غزل ۲۳۷۲ - هله بحری شو و در رو، مکن از دور نظاره غزل ۲۳۷۳ - مشنو حیلت خواجه، هله ای دزد شبانه غزل ۲۳۷۴ - هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه؟ غزل ۲۳۷۵ - سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه غزل ۲۳۷۶ - صنما از آنچ خوردی بهل، اندکی به ما ده غزل ۲۳۷۷ - ای خداوند یکی یار جفا کارش ده غزل ۲۳۷۸ - صد خمار است و طرب، در نظر آن دیده غزل ۲۳۷۹ - بده آن بادهٔ جانی، که چنانیم همه غزل ۲۳۸۰ - پیش جوش عفو بی‌حد تو شاه غزل ۲۳۸۱ - عشق بین، با عاشقان آمیخته غزل ۲۳۸۲ - ای بخاری را تو جان پنداشته غزل ۲۳۸۳ - عشق تو از بس کشش جان آمده غزل ۲۳۸۴ - جسته‌اند دیوانگان از سلسله غزل ۲۳۸۵ - روز ما را، دیگران را شب شده غزل ۲۳۸۶ - قرابه باز دانا هش دار آبگینه غزل ۲۳۸۷ - پیغام زاهدان را، کآمد بلای توبه غزل ۲۳۸۸ - این جا کسی است پنهان، دامان من گرفته غزل ۲۳۸۹ - در خانهٔ دل ای جان آن کیست ایستاده؟ غزل ۲۳۹۰ - آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده غزل ۲۳۹۱ - بازآمد آن مغنی، با چنگ سازکرده غزل ۲۳۹۲ - ای کهربای عشقت، دل را به خود کشیده غزل ۲۳۹۳ - برجه ز خواب و بنگر، صبحی دگر دمیده غزل ۲۳۹۴ - از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله غزل ۲۳۹۵ - دیدم نگار خود را، می‌گشت گرد خانه غزل ۲۳۹۶ - ای پاک از آب و از گل، پایی درین گلم نه غزل ۲۳۹۷ - ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته غزل ۲۳۹۸ - آن دم که دررباید، باد از رخ تو پرده غزل ۲۳۹۹ - ای از تو من برسته، ای هم توام بخورده غزل ۲۴۰۰ - گل را نگر ز لطف سوی خار آمده غزل ۲۴۰۱ - ای صد هزار خرمن‌ها را بسوخته غزل ۲۴۰۲ - باده بده ساقیا عشوه و بادم مده غزل ۲۴۰۳ - ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده غزل ۲۴۰۴ - ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخره غزل ۲۴۰۵ - ای همه منزل شده از تو ره‌ بی‌رهه غزل ۲۴۰۶ - ایا دلی چو صبا ذوق صبح‌ها دیده غزل ۲۴۰۷ - زهی لواء و علم لا اله الا الله غزل ۲۴۰۸ - چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه غزل ۲۴۰۹ - که بوده است تو را دوش یار و هم‌خوابه؟ غزل ۲۴۱۰ - مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته غزل ۲۴۱۱ - دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده غزل ۲۴۱۲ - چو مست روی توام ای حکیم فرزانه غزل ۲۴۱۳ - عجب دلی که به عشق بت است پیوسته غزل ۲۴۱۴ - ز لقمه‌یی که بشد دیده تو را پرده غزل ۲۴۱۵ - تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده غزل ۲۴۱۶ - برو برو که به بز لایق است بزغاله غزل ۲۴۱۷ - خلاصۀ دو جهان است آن پری چهره غزل ۲۴۱۸ - ای جان ای جان فی ستر الله غزل ۲۴۱۹ - خوش بود فرش تن نوردیده غزل ۲۴۲۰ - آمد آمد نگار پوشیده غزل ۲۴۲۱ - مطرب جان‌های دل برده غزل ۲۴۲۲ - رخ نفسی بر رخ این مست نه غزل ۲۴۲۳ - یا رشأ فدیته من زمن رأیته غزل ۲۴۲۴ - هل طربا لعاشق وافقه زمانه غزل ۲۴۲۵ - طوبی لمن آواه سر فؤاده غزل ۲۴۲۶ - فدیتک یا ستی النا سیة غزل ۲۴۲۷ - گر باغ ازو واقف بدی از شاخ تر خون آمدی غزل ۲۴۲۸ - فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری غزل ۲۴۲۹ - ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری غزل ۲۴۳۰ - ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌روی غزل ۲۴۳۱ - این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌یی غزل ۲۴۳۲ - ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه‌یی غزل ۲۴۳۳ - ای آن که اندر باغ جان آلاچقی برساختی غزل ۲۴۳۴ - از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی غزل ۲۴۳۵ - من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری غزل ۲۴۳۶ - ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی غزل ۲۴۳۷ - ای یوسف خوش نام هی در ره میا‌ بی‌همرهی غزل ۲۴۳۸ - دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده‌یی غزل ۲۴۳۹ - دامن کشانم می‌کشد در بتکده عیاره‌یی غزل ۲۴۴۰ - ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی غزل ۲۴۴۱ - آخر مراعاتی بکن مر‌ بی‌دلان را ساعتی غزل ۲۴۴۲ - بانگی عجب از آسمان در می‌رسد هر ساعتی غزل ۲۴۴۳ - ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتی غزل ۲۴۴۴ - چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی غزل ۲۴۴۵ - از بامدادان ساغری پر کرد خوش خماره‌یی غزل ۲۴۴۶ - ای شهسوار خاصبک کز عالم جان تاختی غزل ۲۴۴۷ - یک ساعت ار دو قبلگی از عقل و جان برخاستی غزل ۲۴۴۸ - ای داده جان را لطف تو خوش تر ز مستی حالتی غزل ۲۴۴۹ - من پیش ازین می‌خواستم گفتار خود را مشتری غزل ۲۴۵۰ - در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری غزل ۲۴۵۱ - دریوزه‌یی دارم ز تو در اقتضای آشتی غزل ۲۴۵۲ - ای دل نگویی چون شدی؟ ور عشق روزافزون شدی غزل ۲۴۵۳ - بویی ز گردون می‌رسد با پرسش و دلداری‌یی غزل ۲۴۵۴ - عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی غزل ۲۴۵۵ - برگذری درنگری جز دل خوبان نبری غزل ۲۴۵۶ - هم نظری هم خبری هم قمران را قمری غزل ۲۴۵۷ - ای دل سرگشته شده در طلب یاوه روی غزل ۲۴۵۸ - سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه‌گری غزل ۲۴۵۹ - عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی غزل ۲۴۶۰ - تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی غزل ۲۴۶۱ - چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی؟ غزل ۲۴۶۲ - طوطی و طوطی بچه‌یی قند به صد ناز خوری غزل ۲۴۶۳ - آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌یی غزل ۲۴۶۴ - هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری غزل ۲۴۶۵ - آمده‌یی که راز من بر همگان بیان کنی غزل ۲۴۶۶ - ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌یی غزل ۲۴۶۷ - کعبه طواف می‌کند بر سر کوی یک بتی غزل ۲۴۶۸ - نیست به جز دوام جان ز اهل دلان روایتی غزل ۲۴۶۹ - آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی غزل ۲۴۷۰ - جان به فدای عاشقان خوش هوسی‌ست عاشقی غزل ۲۴۷۱ - سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی غزل ۲۴۷۲ - چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی؟ غزل ۲۴۷۳ - آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی غزل ۲۴۷۴ - ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی غزل ۲۴۷۵ - باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌یی غزل ۲۴۷۶ - هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی غزل ۲۴۷۷ - سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی غزل ۲۴۷۸ - باز چه شد تو را دلا؟ باز چه مکر اندری؟ غزل ۲۴۷۹ - پیش از آن که از عدم کرد وجودها سری غزل ۲۴۸۰ - ای دل‌ بی‌قرار من راست بگو چه گوهری؟ غزل ۲۴۸۱ - با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی؟ غزل ۲۴۸۲ - ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی غزل ۲۴۸۳ - تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی غزل ۲۴۸۴ - خواجه اگر تو همچو ما‌ بی‌خود و شوخ و مستی‌یی غزل ۲۴۸۵ - یاور من تویی بکن بهر خدای یاری‌یی غزل ۲۴۸۶ - ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه‌یی غزل ۲۴۸۷ - هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی غزل ۲۴۸۸ - ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی غزل ۲۴۸۹ - گر ز تو بوسه‌یی خرد صد مه و مهر و مشتری غزل ۲۴۹۰ - ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری غزل ۲۴۹۱ - جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری غزل ۲۴۹۲ - هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی غزل ۲۴۹۳ - رو بنمودمی به تو گر همگی نه جانمی غزل ۲۴۹۴ - زرگر آفتاب را بسته گاز می‌کنی غزل ۲۴۹۵ - آن که بخورد دم به دم سنگ جفای صد منی غزل ۲۴۹۶ - خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می‌دهی؟ غزل ۲۴۹۷ - صبح چو آفتاب زد رایت روشنایی‌یی غزل ۲۴۹۸ - مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی غزل ۲۴۹۹ - مسلمانان مسلمانان مرا ترکی‌ست یغمایی غزل ۲۵۰۰ - چه افسردی دران گوشه؟ چرا تو هم‌ نمی‌گردی؟ غزل ۲۵۰۱ - گرم سیم و درم بودی، مرا مونس چه کم بودی؟ غزل ۲۵۰۲ - امیر دل همی‌گوید تو را، گر تو دلی داری غزل ۲۵۰۳ - چو سرمست منی ای جان، ز خیر و شر چه اندیشی؟ غزل ۲۵۰۴ - اگر زهر است اگر شکر، چه شیرین است‌‌ بی‌خویشی غزل ۲۵۰۵ - چو‌‌ بی‌گه آمدی باری، درآ مردانه ای ساقی غزل ۲۵۰۶ - مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی غزل ۲۵۰۷ - بیامد عید ای ساقی، عنایت را نمی‌دانی غزل ۲۵۰۸ - مرا آن دلبر پنهان، همی‌گوید به پنهانی غزل ۲۵۰۹ - بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی غزل ۲۵۱۰ - مرا پرسید آن سلطان، به نرمی و سخن خایی غزل ۲۵۱۱ - به باغ و چشمهٔ حیوان چرا این چشم نگشایی؟ غزل ۲۵۱۲ - رها کن ماجرا ای جان، فرو کن سر زبالایی غزل ۲۵۱۳ - بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی غزل ۲۵۱۴ - درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی غزل ۲۵۱۵ - یکی گنجی پدید آمد، دران دکان زرکوبی غزل ۲۵۱۶ - اگر الطاف شمس الدین به دیده برفتاده‌ستی غزل ۲۵۱۷ - ز رنگ روی شمس الدین، گرم خود بو و رنگستی غزل ۲۵۱۸ - اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی غزل ۲۵۱۹ - غلام پاسبانانم، که یارم پاسبانستی غزل ۲۵۲۰ - گر آبت بر جگر بودی، دل تو پس چکاره‌ستی غزل ۲۵۲۱ - اگر یار مرا از من، غم و سودا نبایستی غزل ۲۵۲۲ - دل پر درد من امشب، بنوشیده‌‌ست یک دردی غزل ۲۵۲۳ - دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی غزل ۲۵۲۴ - اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی غزل ۲۵۲۵ - اگر گل‌های رخسارش ازان گلشن بخندیدی غزل ۲۵۲۶ - نکو بنگر به روی من، نه آنم من که هر باری غزل ۲۵۲۷ - بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری غزل ۲۵۲۸ - مروت نیست در سرها که اندازند دستاری غزل ۲۵۲۹ - ایا نزدیک جان و دل، چنین دوری روا داری؟ غزل ۲۵۳۰ - دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری غزل ۲۵۳۱ - چو سرمست منی ای جان، زدرد سر چه غم داری؟ غزل ۲۵۳۲ - که افسون خواند در گوشت، که ابرو پر گره داری؟ غزل ۲۵۳۳ - برآ بر بام ای عارف، بکن هر نیم شب زاری غزل ۲۵۳۴ - مها یک دم رعیت شو، مرا شه دان و سالاری غزل ۲۵۳۵ - هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری غزل ۲۵۳۶ - مثال باز رنجورم زمین بر، من ز بیماری غزل ۲۵۳۷ - مگردانید با دلبر، به حق صحبت و یاری غزل ۲۵۳۸ - حجاب از چشم بگشایی، که سبحان الذی اسری غزل ۲۵۳۹ - یکی طوطی مژده آور، یکی مرغی خوش آوازی غزل ۲۵۴۰ - چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی؟ غزل ۲۵۴۱ - الا ای جان جان جان، چو می‌بینی چه می‌پرسی؟ غزل ۲۵۴۲ - بتاب ای ماه بر یارم، بگو یارا اغا پوسی غزل ۲۵۴۳ - بیا ای شاه خودکامه، نشین بر تخت خودکامی غزل ۲۵۴۴ - شنیدم کاشتری گم شد، ز کردی در بیابانی غزل ۲۵۴۵ - مگر مستی نمی‌دانی که چون زنجیر جنبانی غزل ۲۵۴۶ - سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی غزل ۲۵۴۷ - شدم از دست یک باره زدست عشق تا دانی غزل ۲۵۴۸ - تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی غزل ۲۵۴۹ - چو دید آن طرهٔ کافر، مسلمان شد مسلمانی غزل ۲۵۵۰ - یکی دودی پدید آمد، سحرگاهی به هامونی غزل ۲۵۵۱ - دلی یا دیدهٔ عقلی تو، یا نور خدابینی؟ غزل ۲۵۵۲ - کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی؟ غزل ۲۵۵۳ - کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی، نمی‌گویی؟ غزل ۲۵۵۴ - اگر‌‌ بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی؟ غزل ۲۵۵۵ - چرا، چون ای حیات جان درین عالم وطن داری غزل ۲۵۵۶ - زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی غزل ۲۵۵۷ - هر آن چشمی که گریان‌‌ست در عشق دلارامی غزل ۲۵۵۸ - الا ای نقش روحانی، چرا از ما گریزانی؟ غزل ۲۵۵۹ - الا ای یوسف مصری ازین دریای ظلمانی غزل ۲۵۶۰ - الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی‌آیی؟ غزل ۲۵۶۱ - مسلمانان مسلمانان، مرا جانی‌‌ست سودایی غزل ۲۵۶۲ - یکی فرهنگ دیگر نو برآر، ای اصل دانایی غزل ۲۵۶۳ - من پای همی‌کوبم، ای جان و جهان دستی غزل ۲۵۶۴ - گر عشق بزد راهم، ور عقل شد از مستی غزل ۲۵۶۵ - ای دوست زشهر ما، ناگه به سفر رفتی غزل ۲۵۶۶ - آورد طبیب جان، یک طبله ره آوردی غزل ۲۵۶۷ - افتاد دل و جانم در فتنهٔ طراری غزل ۲۵۶۸ - یک حمله و یک حمله، کامد شب و تاریکی غزل ۲۵۶۹ - آن زلف مسلسل را گر دام کنی، حالی غزل ۲۵۷۰ - پنهان به میان ما، می‌گردد سلطانی غزل ۲۵۷۱ - ای شاه مسلمانان، وی جان مسلمانی غزل ۲۵۷۲ - جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی؟ غزل ۲۵۷۳ - در پردهٔ خاک ای جان؟ عیشی‌‌ست به پنهانی غزل ۲۵۷۴ - از آتش ناپیدا، دارم دل بریانی غزل ۲۵۷۵ - هر لحظه یکی صورت، می‌بینی و زادن نی غزل ۲۵۷۶ - ای خواجه سلام علیک، از زحمت ما چونی؟ غزل ۲۵۷۷ - هم رنگ جماعت شو، تا لذت جان بینی غزل ۲۵۷۸ - ای بود تو از کی نی، وی ملک تو تا کی نی غزل ۲۵۷۹ - با هر که تو درسازی، می‌دان که نیاسایی غزل ۲۵۸۰ - ای خیره نظر در جو، پیش آ و بخور آبی غزل ۲۵۸۱ - ای سوختهٔ یوسف در آتش یعقوبی غزل ۲۵۸۲ - خواهم که روم زین جا، پایم بگرفته‌ستی غزل ۲۵۸۳ - آمد مه ما مستی، دستی، فلکا دستی غزل ۲۵۸۴ - ماییم درین گوشه، پنهان شده از مستی غزل ۲۵۸۵ - گر نرگس خون خوارش، دربند امانستی غزل ۲۵۸۶ - گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی غزل ۲۵۸۷ - ای ساکن جان من، آخر به کجا رفتی؟ غزل ۲۵۸۸ - ای یار غلط کردی، با یار دگر رفتی غزل ۲۵۸۹ - نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی غزل ۲۵۹۰ - ای پردهٔ در پرده، بنگر که چه‌ها کردی غزل ۲۵۹۱ - ای پردهٔ در پرده، بنگر که چه‌ها کردی غزل ۲۵۹۲ - ای صورت روحانی، امروز چه آوردی؟ غزل ۲۵۹۳ - گر شمس و قمر خواهی، نک شمس و قمر، باری غزل ۲۵۹۴ - از مرگ چه اندیشی، چون جان بقا داری؟ غزل ۲۵۹۵ - امشب پریان را من، تا روز به دلداری غزل ۲۵۹۶ - نظاره چه می‌آیی در حلقهٔ بیداری غزل ۲۵۹۷ - گر روی بگردانی، تو پشت قوی داری غزل ۲۵۹۸ - ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری غزل ۲۵۹۹ - ای بر سر بازارت، صد خرقه به زناری غزل ۲۶۰۰ - گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری غزل ۲۶۰۱ - ای بر سر هر سنگی، از لعل لبت نوری غزل ۲۶۰۲ - ای دشمن عقل من، وی داروی بی‌هوشی غزل ۲۶۰۳ - ای بر سر و پا گشته، داری سر حیرانی غزل ۲۶۰۴ - آن چهره و پیشانی، شد قبلهٔ حیرانی غزل ۲۶۰۵ - ای باغ همی‌دانی، کز باد کی رقصانی؟ غزل ۲۶۰۶ - مانده شدم از گفتن، تا تو بر ما مانی غزل ۲۶۰۷ - آن ماه همی‌تابد بر چرخ و زمین یا نی؟ غزل ۲۶۰۸ - افند کلیمیرا از زحمت ما چونی؟ غزل ۲۶۰۹ - در عشق کجا باشد، مانند تو عشقینی؟ غزل ۲۶۱۰ - چونبسته کنی راهی، آخر بشنو آهی غزل ۲۶۱۱ - جانا تو بگو رمزی، از آتش همراهی غزل ۲۶۱۲ - در کوی که می‌گردی؟ ای خواجه چه می‌خواهی؟ غزل ۲۶۱۳ - ای شادی آن روزی، کز راه تو بازآیی غزل ۲۶۱۴ - ما می‌نرویم ای جان، زین خانه دگر جایی غزل ۲۶۱۵ - هم پهلوی خم سر نه، ای خواجهٔ هرجایی غزل ۲۶۱۶ - من نیت آن کردم تا باشم سودایی غزل ۲۶۱۷ - عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی غزل ۲۶۱۸ - جانا نظری فرما، چون جان نظرهایی غزل ۲۶۱۹ - گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جویی؟ غزل ۲۶۲۰ - ای دل به ادب بنشین، برخیز ز بدخویی غزل ۲۶۲۱ - از هر چه ترنجیدی، با دل تو بگو حالی غزل ۲۶۲۲ - ای خواجه تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟ غزل ۲۶۲۳ - ما گوش شماییم، شما تن زده تا کی؟ غزل ۲۶۲۴ - برخیز که جان است و جهان است و جوانی غزل ۲۶۲۵ - گر علم خرابات تو را همنفسستی غزل ۲۶۲۶ - ای دل تو درین غارت و تاراج چه دیدی؟ غزل ۲۶۲۷ - عاشق شو و عاشق شو، بگذار زحیری غزل ۲۶۲۸ - هر روز بگه ای شه دلدار درآیی غزل ۲۶۲۹ - ای ماه اگر باز برین شکل بتابی غزل ۲۶۳۰ - یا ساقی شرف بشراباتک زندی غزل ۲۶۳۱ - تو دوش زهیدی و شب دوش رهیدی غزل ۲۶۳۲ - ای جان گذرکرده ازین گنبد ناری غزل ۲۶۳۳ - در خانهٔ خود یافتم از شاه نشانی غزل ۲۶۳۴ - امروز درین شهر نفیر است و فغانی غزل ۲۶۳۵ - امروز سماع است و مدام است و سقایی غزل ۲۶۳۶ - ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی غزل ۲۶۳۷ - امروز سماع است و شراب است و صراحی غزل ۲۶۳۸ - ای آنکه به دل‌ها ز حسد خار خلیدی غزل ۲۶۳۹ - برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری غزل ۲۶۴۰ - مگریز ز آتش، که چنین خام بمانی غزل ۲۶۴۱ - گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی غزل ۲۶۴۲ - زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی غزل ۲۶۴۳ - ای شاه تو ترکی، عجمی وار چرایی؟ غزل ۲۶۴۴ - یک روز مرا بر لب خود میر نکردی غزل ۲۶۴۵ - بخوردم از کف دلبر شرابی غزل ۲۶۴۶ - چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی؟ غزل ۲۶۴۷ - دلا چون واقف اسرار گشتی غزل ۲۶۴۸ - دریغا کز میان ای یار رفتی غزل ۲۶۴۹ - منم فانی و غرقه در ثبوتی غزل ۲۶۵۰ - تو آن ماهی که در گردون نگنجی غزل ۲۶۵۱ - کریما تو گلی، یا جمله قندی؟ غزل ۲۶۵۲ - نگارا تو در اندیشه‌ی درازی غزل ۲۶۵۳ - گرین سلطان ما را بنده باشی غزل ۲۶۵۴ - ببین این فتح، زاستفتاح تا کی؟ غزل ۲۶۵۵ - تو نقشی، نقش بندان را چه دانی؟ غزل ۲۶۵۶ - نه آتش‌‌های ما را ترجمانی غزل ۲۶۵۷ - دلا تا نازکی و نازنینی غزل ۲۶۵۸ - اگر درد مرا درمان فرستی غزل ۲۶۵۹ - کسی کو را بود در طبع سستی غزل ۲۶۶۰ - چرا ز اندیشه‌یی بیچاره گشتی؟ غزل ۲۶۶۱ - کجا شد عهد و پیمانی که کردی؟ غزل ۲۶۶۲ - دلا رو رو، همان خون شو که بودی غزل ۲۶۶۳ - مرا چون ناف بر مستی بریدی غزل ۲۶۶۴ - ازین تنگین قفس جانا پریدی غزل ۲۶۶۵ - صلا ای صوفیان کامروز باری غزل ۲۶۶۶ - به تن این جا، به باطن در چه کاری؟ غزل ۲۶۶۷ - مبارک باد بر ما این عروسی غزل ۲۶۶۸ - خبر واده کزین دنیای فانی غزل ۲۶۶۹ - برفتیم ای عقیق لامکانی غزل ۲۶۷۰ - خوشی آخر؟ بگو ای یار چونی؟ غزل ۲۶۷۱ - بر من نیستی، یارا کجایی؟ غزل ۲۶۷۲ - دلا در روزه مهمان خدایی غزل ۲۶۷۳ - سوالی دارم ای خواجه‌ی خدایی غزل ۲۶۷۴ - هلا ای آب حیوان، از نوایی غزل ۲۶۷۵ - بیاموز از پیمبر کیمیایی غزل ۲۶۷۶ - سبک بنواز ای مطرب ربایی غزل ۲۶۷۷ - سلام علیک ای مقصود هستی غزل ۲۶۷۸ - اگر خورشید جاویدان نگشتی غزل ۲۶۷۹ - ز ما برگشتی و با گل فتادی غزل ۲۶۸۰ - چنین باشد، چنین گوید منادی غزل ۲۶۸۱ - کجا شد عهد و پیمان را چه کردی؟ غزل ۲۶۸۲ - به بخت و طالع ما ای افندی غزل ۲۶۸۳ - نگارا تو گلی یا جمله قندی؟ غزل ۲۶۸۴ - شنودم من که چاکر را ستودی غزل ۲۶۸۵ - دگرباره شه ساقی رسیدی غزل ۲۶۸۶ - اگریار مرا از من برآری غزل ۲۶۸۷ - صلا ای صوفیان کامروز باری غزل ۲۶۸۸ - صلا ای صوفیان کامروز باری غزل ۲۶۸۹ - منم غرقه درون جویباری غزل ۲۶۹۰ - چو عشق آمد که جان با من سپاری؟ غزل ۲۶۹۱ - نگفتم دوش ای زین بخاری غزل ۲۶۹۲ - به جان تو پس گردن نخاری غزل ۲۶۹۳ - به تن با ما، به دل در مرغزاری غزل ۲۶۹۴ - مرا بگرفت روحانی نگاری غزل ۲۶۹۵ - متاز ای دل سوی دریای ناری غزل ۲۶۹۶ - مرا در خنده می‌آرد بهاری غزل ۲۶۹۷ - بدید این دل درون دل بهاری غزل ۲۶۹۸ - خداوندا زکات شهریاری غزل ۲۶۹۹ - ندارد مجلس ما بی‌تو نوری غزل ۲۷۰۰ - ز هر چیزی ملول است آن فضولی غزل ۲۷۰۱ - مرا هر لحظه قربان است جانی غزل ۲۷۰۲ - مگیر ای ساقی از مستان کرانی غزل ۲۷۰۳ - ز مهجوران‌ نمی‌جویی نشانی؟ غزل ۲۷۰۴ - برون کن سر، که جان سرخوشانی غزل ۲۷۰۵ - مرا هر لحظه منزل آسمانی غزل ۲۷۰۶ - چه دلشادم به دلدار خدایی غزل ۲۷۰۷ - کجایید ای شهیدان خدایی؟ غزل ۲۷۰۸ - تو هر روزی ازان پشته برآیی غزل ۲۷۰۹ - دلاراما چنین زیبا چرایی؟ غزل ۲۷۱۰ - بیا ای غم که تو بس باوفایی غزل ۲۷۱۱ - بیا ای یار کامروز آن مایی غزل ۲۷۱۲ - بیا جانا که امروز آن مایی غزل ۲۷۱۳ - چنان گشتم ز مستی و خرابی غزل ۲۷۱۴ - چو اسم شمس دین اسما تو دیدی؟ غزل ۲۷۱۵ - مرا اندر جگر بنشست خاری غزل ۲۷۱۶ - بگفتم با دلم آخر قراری غزل ۲۷۱۷ - تو جانا‌ بی‌وصالش در چه کاری غزل ۲۷۱۸ - بیا، ای آن که سلطان جمالی غزل ۲۷۱۹ - مگر تو یوسفان را دلستانی؟ غزل ۲۷۲۰ - تو تا بنشسته‌یی بر دار فانی غزل ۲۷۲۱ - نه آتش‌‌های ما را ترجمانی غزل ۲۷۲۲ - به کوی دل فرورفتم زمانی غزل ۲۷۲۳ - دیدی که چه کرد یار ما، دیدی غزل ۲۷۲۴ - روز ار دو هزار بار می‌آیی غزل ۲۷۲۵ - مندیش ازان بت مسیحایی غزل ۲۷۲۶ - ای دیده ز نم زبون نگشتی؟ غزل ۲۷۲۷ - گر وسوسه ره دهی به گوشی غزل ۲۷۲۸ - باغ است و بهار و سرو عالی غزل ۲۷۲۹ - با این همه مهر و مهربانی غزل ۲۷۳۰ - آورد خبر شکرستایی غزل ۲۷۳۱ - بشنیده بدم که جان جانی غزل ۲۷۳۲ - ای ساقی بادهٔ معانی غزل ۲۷۳۳ - ای وصل تو آب زندگانی غزل ۲۷۳۴ - ای‌ بی‌تو حرام زندگانی غزل ۲۷۳۵ - برجه، که بهار زد صلایی غزل ۲۷۳۶ - چون سوی برادری بپویی غزل ۲۷۳۷ - مجلس چو چراغ و تو چو آبی غزل ۲۷۳۸ - من پار بخورده‌ام شرابی غزل ۲۷۳۹ - ای یار یگانه چند خسبی؟ غزل ۲۷۴۰ - بازم صنما چه می‌فریبی؟ غزل ۲۷۴۱ - ای آن که تو خواب ما ببستی غزل ۲۷۴۲ - ای آن که تو خواب ما ببستی غزل ۲۷۴۳ - رو رو، که ازین جهان گذشتی غزل ۲۷۴۴ - روز طرب است و سال شادی غزل ۲۷۴۵ - آخر گل و خار را بدیدی غزل ۲۷۴۶ - آن را که به لطف سر بخاری غزل ۲۷۴۷ - خضری به میان سینه داری غزل ۲۷۴۸ - می‌آید سنجق بهاری غزل ۲۷۴۹ - ای چشم و چراغ شهریاری غزل ۲۷۵۰ - ای جان و جهان چه می‌گریزی؟ غزل ۲۷۵۱ - از قصه حال ما نپرسی؟ غزل ۲۷۵۲ - ای دلبر‌ بی‌دلان صوفی غزل ۲۷۵۳ - ای آن که تو شاه مطربانی غزل ۲۷۵۴ - روزی که مرا ز من ستانی غزل ۲۷۵۵ - چون عشق کند شکرفشانی غزل ۲۷۵۶ - ای وصل تو اصل شادمانی غزل ۲۷۵۷ - کژ زخمه مباش تا توانی غزل ۲۷۵۸ - مست می عشق را حیا نی غزل ۲۷۵۹ - گویم سخن لب تو، یا نی؟ غزل ۲۷۶۰ - با دل گفتم چرا چنینی؟ غزل ۲۷۶۱ - در خون دلم رسید فتوی غزل ۲۷۶۲ - در عشق هر آن که شد فدایی غزل ۲۷۶۳ - عشق است دلاور و فدایی غزل ۲۷۶۴ - ماها چو به چرخ دل برآیی غزل ۲۷۶۵ - آن شمع چو شد طرب فزایی غزل ۲۷۶۶ - ای‌ بی‌تو محال جان فزایی غزل ۲۷۶۷ - گر یار لطیف و باوفایی غزل ۲۷۶۸ - ساقی انصاف خوش لقایی غزل ۲۷۶۹ - برخیز و بزن یکی نوایی غزل ۲۷۷۰ - رخ‌ها بنگر تو زعفرانی غزل ۲۷۷۱ - ای قلب و درست را روایی غزل ۲۷۷۲ - ای آن که تو خواب ما ببستی غزل ۲۷۷۳ - با یار بساز تا توانی غزل ۲۷۷۴ - در فنای محض افشانند مردان آستی غزل ۲۷۷۵ - مرغ دل پران مبا، جز در هوای‌ بی‌خودی غزل ۲۷۷۶ - ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی غزل ۲۷۷۷ - شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی غزل ۲۷۷۸ - ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویی غزل ۲۷۷۹ - بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر رسته‌‌‌‌یی غزل ۲۷۸۰ - در شرابم چیز دیگر ریختی، در ریختی غزل ۲۷۸۱ - ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی غزل ۲۷۸۲ - گر شراب عشق کار جان حیوانیستی غزل ۲۷۸۳ - ای نرفته از دل من اندرآ، شاد آمدی غزل ۲۷۸۴ - در جهان گر بازجویی، نیست‌ بی‌سودا سری غزل ۲۷۸۵ - گر من از اسرار عشقش، نیک دانا بودمی غزل ۲۷۸۶ - آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌یی؟ غزل ۲۷۸۷ - ای مهی کندر نکویی از صفت افزوده‌یی غزل ۲۷۸۸ - آه ازان رخسار برق انداز خوش عیاره‌یی غزل ۲۷۸۹ - پیش شمع نور جان، دل هست چون پروانه‌‌‌‌یی غزل ۲۷۹۰ - بار دیگر ملتی برساختی، برساختی غزل ۲۷۹۱ - هر دلی را گر سوی گلزار، جانان خاستی غزل ۲۷۹۲ - سر نهاده بر قدم‌‌های بت چین، نیستی غزل ۲۷۹۳ - این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی؟ غزل ۲۷۹۴ - ای ملامتگر تو عاشق را سبک پنداشتی غزل ۲۷۹۵ - ای تو جان صد گلستان، از سمن پنهان شدی غزل ۲۷۹۶ - ای که جان‌ها خاک پایت، صورت اندیش آمدی غزل ۲۷۹۷ - تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری غزل ۲۷۹۸ - در دو چشم من نشین، ای آن که از من من تری غزل ۲۷۹۹ - بی‌گهان شد، بهر رفتن سوی روزن ننگری غزل ۲۸۰۰ - در میان جان نشین، کامروز جان دیگری غزل ۲۸۰۱ - عاشقان را آتشی، وان گه چه پنهان آتشی غزل ۲۸۰۲ - آخر ای دلبر تو ما را می‌نجویی اندکی؟ غزل ۲۸۰۳ - ساقیا شد عقل‌ها هم خانهٔ دیوانگی غزل ۲۸۰۴ - چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی غزل ۲۸۰۵ - ای خوشا عیشی که باشد، ای خوشا نظاره‌یی غزل ۲۸۰۶ - آه کان سایه‌ی خدا، گوهردلی، پرمایه‌یی غزل ۲۸۰۷ - گشت جان از صدر شمس الدین یکی سودایی‌یی غزل ۲۸۰۸ - گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی غزل ۲۸۰۹ - ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانی‌یی غزل ۲۸۱۰ - ای بداده دیده‌های خلق را حیرانی‌یی غزل ۲۸۱۱ - از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی غزل ۲۸۱۲ - ای دهان آلوده جانی، از کجا می خورده‌یی؟ غزل ۲۸۱۳ - اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی غزل ۲۸۱۴ - خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری غزل ۲۸۱۵ - بمشو همره مرغان، که چنین بی‌پر و بالی غزل ۲۸۱۶ - که شکیبد زتو ای جان، که جگرگوشهٔ جانی؟ غزل ۲۸۱۷ - مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی غزل ۲۸۱۸ - صنما چون که فریبی، همه عیار فریبی غزل ۲۸۱۹ - اگر او ماه منستی، شب من روز شدستی غزل ۲۸۲۰ - چو به شهر تو رسیدم، تو ز من گوشه گزیدی غزل ۲۸۲۱ - تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری غزل ۲۸۲۲ - تو فقیری، تو فقیری، تو فقیر ابن فقیری غزل ۲۸۲۳ - ز کجایی؟ ز کجایی؟ هله ای مجلس سامی غزل ۲۸۲۴ - مه ما نیست منور، تو مگر چرخ درآیی غزل ۲۸۲۵ - مثل ذرهٔ روزن، همگان گشته هوایی غزل ۲۸۲۶ - همه چون ذرهٔ روزن، ز غمت گشته هوایی غزل ۲۸۲۷ - بده ای دوست شرابی، که خدایی‌ست خدایی غزل ۲۸۲۸ - خبری‌ست نورسیده، تو مگر خبر نداری؟ غزل ۲۸۲۹ - تو نفس نفس برین دل، هوسی دگر گماری غزل ۲۸۳۰ - هله پاسبان منزل، تو چگونه پاسبانی؟ غزل ۲۸۳۱ - چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی غزل ۲۸۳۲ - صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی غزل ۲۸۳۳ - سوی باغ ما سفر کن، بنگر بهار، باری غزل ۲۸۳۴ - به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی غزل ۲۸۳۵ - ز گزاف ریز باده، که تو شاه ساقیانی غزل ۲۸۳۶ - به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی غزل ۲۸۳۷ - هله عاشقان بشارت، که نماند این جدایی غزل ۲۸۳۸ - صفت خدای داری، چو به سینه‌یی درآیی غزل ۲۸۳۹ - بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی غزل ۲۸۴۰ - منگر به هر گدایی، که تو خاص ازان مایی غزل ۲۸۴۱ - به خدا کسی نجنبد، چو تو تن زنی، نجنبی غزل ۲۸۴۲ - بت من زدر درآمد، به مبارکی و شادی غزل ۲۸۴۳ - هله ای پری شب رو، که ز خلق ناپدیدی غزل ۲۸۴۴ - تو که‌یی درین ضمیرم، که فزون‌تر از جهانی؟ غزل ۲۸۴۵ - بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی؟ غزل ۲۸۴۶ - چو مرا زعشق کهنه، صنما به یاد دادی غزل ۲۸۴۷ - دل بی‌قرار را گو که چو مستقر نداری غزل ۲۸۴۸ - سحر است خیز ساقی بکن آنچه خوی داری غزل ۲۸۴۹ - زبهار جان خبر ده، هله ای دم بهاری غزل ۲۸۵۰ - ز غم تو زار زارم، هله تا تو شاد باشی غزل ۲۸۵۱ - شب و روز آن نکوتر، که به پیش یار باشی غزل ۲۸۵۲ - چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی غزل ۲۸۵۳ - تو زعشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی؟ غزل ۲۸۵۴ - برسید لکلک جان که بهار شد، کجایی؟ غزل ۲۸۵۵ - هله ای دلی که خفته، تو به زیر ظل مایی غزل ۲۸۵۶ - صنما چگونه گویم، که تو نور جان مایی؟ غزل ۲۸۵۷ - چه جمال جان فزایی؟ که میان جان مایی غزل ۲۸۵۸ - صنما تو همچو آتش قدح مدام داری غزل ۲۸۵۹ - برو ای عشق که تا شحنهٔ خوبان شده‌یی غزل ۲۸۶۰ - هست در حلقهٔ ما حلقه ربایی، عجبی غزل ۲۸۶۱ - چند روز است که شطرنج عجب می‌بازی غزل ۲۸۶۲ - هله هش دار که با بی‌خبران نستیزی غزل ۲۸۶۳ - وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی غزل ۲۸۶۴ - به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی غزل ۲۸۶۵ - در رخ عشق نگر، تا به صفت مرد شوی غزل ۲۸۶۶ - گر گریزی به ملولی ز من سودایی غزل ۲۸۶۷ - نیستی عاشق، ای جلف شکم خوار گدای غزل ۲۸۶۸ - در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندی؟ غزل ۲۸۶۹ - هست اندر غم تو، دلشده دانشمندی غزل ۲۸۷۰ - ای دریغا، در این خانه دمی بگشودی غزل ۲۸۷۱ - به دغل کی بگزیند دل یارم یاری؟ غزل ۲۸۷۲ - مرغ اندیشه که اندر همه دل‌ها بپری غزل ۲۸۷۳ - رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری غزل ۲۸۷۴ - سحری کرد ندایی عجب، آن رشک پری غزل ۲۸۷۵ - نی، تو شکلی دگری، سنگ نباشی تو، زری غزل ۲۸۷۶ - شکنی شیشهٔ مردم، گرو از من گیری غزل ۲۸۷۷ - بر یکی بوسه حقستت که چنان می‌لرزی غزل ۲۸۷۸ - هله تا ظن نبری، کز کف من بگریزی غزل ۲۸۷۹ - ننگ هر قافله در ششدرهٔ ابلیسی غزل ۲۸۸۰ - به حق و حرمت آن که همگان را جانی غزل ۲۸۸۱ - گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی غزل ۲۸۸۲ - تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی غزل ۲۸۸۳ - چه حریصی که مرا بی‌خور و بی‌خواب کنی غزل ۲۸۸۴ - به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی غزل ۲۸۸۵ - هله، آن به که خوری این می و از دست روی غزل ۲۸۸۶ - اگر امشب بر من باشی و خانه نروی غزل ۲۸۸۷ - بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی غزل ۲۸۸۸ - به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی غزل ۲۸۸۹ - ای که تو چشمهٔ حیوان و بهار چمنی غزل ۲۸۹۰ - سخن تلخ مگو، ای لب تو حلوایی غزل ۲۸۹۱ - هر که از نیستی آید به سوی او خبری غزل ۲۸۹۲ - ای شه جاودانی، وی مه آسمانی غزل ۲۸۹۳ - قدر غم گر چشم سر بگریستی غزل ۲۸۹۴ - با چنین رفتن، به منزل کی رسی؟ غزل ۲۸۹۵ - چاره‌یی کو بهتر از دیوانگی؟ غزل ۲۸۹۶ - قرة العین منی ای جان، بلی غزل ۲۸۹۷ - بوی باغ و گلستان آید همی غزل ۲۸۹۸ - هر دم ای دل سوی جانان می‌روی غزل ۲۸۹۹ - بار دیگر عزم رفتن کرده‌یی غزل ۲۹۰۰ - بوی مشکی در جهان افکنده‌یی غزل ۲۹۰۱ - فارغم گر گشت دل آواره‌یی غزل ۲۹۰۲ - ای درآورده جهانی را ز پای غزل ۲۹۰۳ - باوفا یارا جفا آموختی غزل ۲۹۰۴ - عاقبت از عاشقان بگریختی غزل ۲۹۰۵ - اندرآ در خانه یارا ساعتی غزل ۲۹۰۶ - گوید آن دلبر که چون هم دل شدی غزل ۲۹۰۷ - آفتابا سوی مه رویان شدی غزل ۲۹۰۸ - باوفاتر گشت یارم اندکی غزل ۲۹۰۹ - هست امروز آنچه می‌باید، بلی غزل ۲۹۱۰ - باز گردد عاقبت این در، بلی غزل ۲۹۱۱ - طبع چیزی نو به نو خواهد همی غزل ۲۹۱۲ - با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی غزل ۲۹۱۳ - باز چون گل سوی گلشن می‌روی غزل ۲۹۱۴ - ناگهان اندردویدم پیش وی غزل ۲۹۱۵ - خوش بود گر کاهلی یک سو نهی غزل ۲۹۱۶ - مرحبا ای پرده، تو آن پرده‌یی غزل ۲۹۱۷ - هیچ خمری بی‌خماری دیده‌یی؟ غزل ۲۹۱۸ - می‌زنم حلقه‌‌‌ی در هر خانه‌یی غزل ۲۹۱۹ - گر سران را بی‌سری، درواستی غزل ۲۹۲۰ - ای بهار سبز و تر، شاد آمدی غزل ۲۹۲۱ - ساقی این جا هست ای مولا، بلی غزل ۲۹۲۲ - هم تو شمعی، هم تو شاهد هم تو می غزل ۲۹۲۳ - باد بین اندر سرم از باده‌یی غزل ۲۹۲۴ - آه از عشق جمال حوری‌یی غزل ۲۹۲۵ - ای دلی کز گلشکر پرورده‌یی غزل ۲۹۲۶ - گر در آب و گر در آتش می‌روی غزل ۲۹۲۷ - ز کجا آمده‌یی، می‌دانی؟ غزل ۲۹۲۸ - آنچه در سینه نهان می‌داری غزل ۲۹۲۹ - ای خیالی که به دل می‌گذری غزل ۲۹۳۰ - تو چرا جمله نبات و شکری؟ غزل ۲۹۳۱ - از دلبر نهانی، گر بوی جان بیابی غزل ۲۹۳۲ - چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی؟ غزل ۲۹۳۳ - ای آنک امام عشقی، تکبیر کن که مستی غزل ۲۹۳۴ - گفتی شکار گیرم، رفتی شکار گشتی غزل ۲۹۳۵ - گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی غزل ۲۹۳۶ - ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی غزل ۲۹۳۷ - از بهر مرغ خانه، چون خانه‌‌یی بسازی غزل ۲۹۳۸ - آن مه چو در دل آید، او را عجب شناسی؟ غزل ۲۹۳۹ - ما را مسلم آمد، هم عیش و هم عروسی غزل ۲۹۴۰ - چون زخمهٔ رجا را بر تار می‌کشانی غزل ۲۹۴۱ - ای گوهر خدایی، آیینهٔ معانی غزل ۲۹۴۲ - اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی غزل ۲۹۴۳ - گرمی مجوی الا از سوزش درونی غزل ۲۹۴۴ - ای مبدعی که سگ را بر شیر می‌فزایی غزل ۲۹۴۵ - ای حیله‌هات شیرین، تا کی مرا فریبی؟ غزل ۲۹۴۶ - دی عهد و توبه کردی، امروز درشکستی غزل ۲۹۴۷ - یا من عجب فتادم، یا تو عجب فتادی غزل ۲۹۴۸ - ای کرده رو چو سرکه، چه گردد ار بخندی؟ غزل ۲۹۴۹ - در غیب هست عودی، کین عشق از اوست دودی غزل ۲۹۵۰ - ای آن که جان ما را در گلشکر کشیدی غزل ۲۹۵۱ - زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری غزل ۲۹۵۲ - گر از شراب دوشین، در سر خمار داری غزل ۲۹۵۳ - بازآمدی که ما را درهم زنی، بشوری غزل ۲۹۵۴ - گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری غزل ۲۹۵۵ - چون روی آتشین را یک دم تو می‌نپوشی غزل ۲۹۵۶ - دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی غزل ۲۹۵۷ - اندر شکست جان شد، پیدا لطیف جانی غزل ۲۹۵۸ - مطرب چو زخمه‌ها را بر تار می‌کشانی غزل ۲۹۵۹ - ای آن که جمله عالم، از توست یک نشانی غزل ۲۹۶۰ - رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی غزل ۲۹۶۱ - در رنگ یار بنگر، تا رنگ زندگانی غزل ۲۹۶۲ - با تو عتاب دارم، جانا چرا چنینی؟ غزل ۲۹۶۳ - می‌زن سه تا که یکتا گشتم، مکن دوتایی غزل ۲۹۶۴ - دی دامنش گرفتم کی گوهر عطایی غزل ۲۹۶۵ - ای برده اختیارم، تو اختیار مایی غزل ۲۹۶۶ - هر چند بی‌گه آیی، بی‌گاه خیز مایی غزل ۲۹۶۷ - آمد ز نای دولت، بار دگر نوایی غزل ۲۹۶۸ - ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی غزل ۲۹۶۹ - بوی کباب داری، تو نیز دل کبابی غزل ۲۹۷۰ - با صد هزار دستان، آمد خیال یاری غزل ۲۹۷۱ - اندر قمارخانه، چون آمدی به بازی غزل ۲۹۷۲ - ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌یی غزل ۲۹۷۳ - ای از جمال حسن تو عالم نشانه‌یی غزل ۲۹۷۴ - آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی غزل ۲۹۷۵ - هر روز بامداد به آیین دلبری غزل ۲۹۷۶ - شد جادویی حرام و حق از جادویی بری غزل ۲۹۷۷ - هر روز بامداد درآید یکی پری غزل ۲۹۷۸ - ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری غزل ۲۹۷۹ - هر روز بامداد، طلب کار ما تویی غزل ۲۹۸۰ - آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی غزل ۲۹۸۱ - ای سیرگشته از ما، ما سخت مشتهی غزل ۲۹۸۲ - ای ساقی‌یی که آن می احمر گرفته‌یی غزل ۲۹۸۳ - ای ساقی‌یی که آن می احمر گرفته‌یی غزل ۲۹۸۴ - ای مرغ گیر دام نهانی نهاده‌یی غزل ۲۹۸۵ - مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌یی غزل ۲۹۸۶ - ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه‌یی غزل ۲۹۸۷ - ای جان و ای دو دیدهٔ بینا، چگونه‌یی غزل ۲۹۸۸ - هر چند شیر بیشه و خورشید طلعتی غزل ۲۹۸۹ - رویش ندیده، پس مکنیدم ملامتی غزل ۲۹۹۰ - جان خاک آن مهی، که خداش است مشتری غزل ۲۹۹۱ - ای عشق پرده در، که تو در زیر چادری غزل ۲۹۹۲ - ای بس فراز و شیب، که کردم طلب گری غزل ۲۹۹۳ - شاها بکش قطار، که شه وار می‌کشی غزل ۲۹۹۴ - ای نای خوش نوای، که دلدار و دلخوشی غزل ۲۹۹۵ - اندر میان جمع چه جان است آن یکی غزل ۲۹۹۶ - گر من ز دست بازی هر غم پژولمی غزل ۲۹۹۷ - ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی غزل ۲۹۹۸ - سوگند خورده‌یی که ازین پس جفا کنی غزل ۲۹۹۹ - تا چند از فراق مرا کار بشکنی؟ غزل ۳۰۰۰ - ساقی بیار بادهٔ سغراق ده منی غزل ۳۰۰۱ - ای نای، بس خوش است کز اسرار آگهی غزل ۳۰۰۲ - شوری فتاد در فلک ای مه، چه شسته‌یی؟ غزل ۳۰۰۳ - ای کاشکی تو خویش زمانی بدانی‌‌‌‌یی غزل ۳۰۰۴ - بزم و شراب لعل و خرابات و کافری غزل ۳۰۰۵ - آن دل که گم شده‌ست، هم از جان خویش جوی غزل ۳۰۰۶ - سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری غزل ۳۰۰۷ - دوش همه شب، دوش همه شب، گشتم من بر بام حبیبی غزل ۳۰۰۸ - خواجه سلام علیک، گنج وفا یافتی غزل ۳۰۰۹ - اه که چه شیرین بتی‌ست، در تتق زرکشی غزل ۳۰۱۰ - روی من از روی تو، دارد صد روشنی غزل ۳۰۱۱ - هر نفسی از درون، دلبر روحانی‌یی غزل ۳۰۱۲ - ای دل چون آهنت بوده چو آیینه‌یی غزل ۳۰۱۳ - یار در آخر زمان، کرد طرب سازیی غزل ۳۰۱۴ - رو، که به مهمان تو، می‌نروم ای اخی غزل ۳۰۱۵ - جان و جهان، می‌روی، جان و جهان می‌بری غزل ۳۰۱۶ - بازرهان خلق را از سر و از سرکشی غزل ۳۰۱۷ - لاله‌ستان است از، عکس تو هر شوره‌یی غزل ۳۰۱۸ - ای تو ز خوبی خویش، آینه را مشتری غزل ۳۰۱۹ - ای که تو عشاق را همچو شکر می‌کشی غزل ۳۰۲۰ - پیش‌تر آ پیش‌تر، چند ازین ره زنی؟ غزل ۳۰۲۱ - شیردلا، صد هزار شیردلی کرده‌یی غزل ۳۰۲۲ - گفت مرا آن طبیب رو، ترشی خورده‌یی غزل ۳۰۲۳ - قصر بود روح ما، نی تل ویرانه‌یی غزل ۳۰۲۴ - بستگی این سماع، هست ز بیگانه‌یی غزل ۳۰۲۵ - جای دگر بوده‌یی، زان که تهی روده‌یی غزل ۳۰۲۶ - خیره چرا گشته‌‌‌‌یی خواجه، مگر عاشقی؟ غزل ۳۰۲۷ - نیست عجب صف زده، پیش سلیمان پری غزل ۳۰۲۸ - ای صنم گلزاری، چند مرا آزاری؟ غزل ۳۰۲۹ - اه که دلم برد غمزه‌های نگاری غزل ۳۰۳۰ - سلمک الله، نیست مثل تو یاری غزل ۳۰۳۱ - خوش دلم از یار، همچنان که تو دیدی غزل ۳۰۳۲ - از پگه ای یار، زان عقار سمایی غزل ۳۰۳۳ - چند دویدم سوی افندی غزل ۳۰۳۴ - می‌رسد ای جان، باد بهاری غزل ۳۰۳۵ - دوش همه شب، دوش همه شب غزل ۳۰۳۶ - گاه چو اشتر، در وحل آیی غزل ۳۰۳۷ - به خاک پای تو ای مه، هر آن شبی که بتابی غزل ۳۰۳۸ - ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی غزل ۳۰۳۹ - هزار جان مقدس، هزار گوهر کانی غزل ۳۰۴۰ - چه آفتاب جمالی، که از مجره گشادی غزل ۳۰۴۱ - اگر مرا تو ندانی، بپرس از شب تاری غزل ۳۰۴۲ - چو مهر عشق سلیمان، به هر دو کون تو داری غزل ۳۰۴۳ - ز حد چون بگذشتی، بیا بگوی که چونی غزل ۳۰۴۴ - گهی به سینه درآیی، گهی ز روح برآیی غزل ۳۰۴۵ - من آن نیم که تو دیدی، چو بینی‌ام نشناسی غزل ۳۰۴۶ - چو صبح دم خندیدی، در بلا بندیدی غزل ۳۰۴۷ - به جان تو، ای طایی، که سوی ما بازآیی غزل ۳۰۴۸ - تو آسمان منی، من زمین به حیرانی غزل ۳۰۴۹ - ربود عقل و دلم را جمال آن عربی غزل ۳۰۵۰ - خدایگان جمال و خلاصهٔ خوبی غزل ۳۰۵۱ - به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی غزل ۳۰۵۲ - چه باده بود که در دور از بگه دادی غزل ۳۰۵۳ - ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی غزل ۳۰۵۴ - منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری غزل ۳۰۵۵ - بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری غزل ۳۰۵۶ - خورانمت می جان، تا دگر تو غم نخوری غزل ۳۰۵۷ - اگر ز حلقهٔ این عاشقان کران گیری غزل ۳۰۵۸ - ز بامداد درآورد دلبرم جامی غزل ۳۰۵۹ - چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی؟ غزل ۳۰۶۰ - نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی غزل ۳۰۶۱ - اگر تو یار نداری، چرا طلب نکنی؟ غزل ۳۰۶۲ - اگر تو مست شرابی، چرا حشر نکنی؟ غزل ۳۰۶۳ - به هر دلی که درآیی، چو عشق بنشینی غزل ۳۰۶۴ - ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی غزل ۳۰۶۵ - شدم به سوی چه آب، همچو سقایی غزل ۳۰۶۶ - رسید ترکم، با چهره‌های گل وردی غزل ۳۰۶۷ - تو در عقیلهٔ ترتیب کفش و دستاری غزل ۳۰۶۸ - فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری غزل ۳۰۶۹ - نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداری غزل ۳۰۷۰ - اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری غزل ۳۰۷۱ - دلا، همای وصالی، بپر، چرا نپری؟ غزل ۳۰۷۲ - به من نگر، که به جز من، به هر که درنگری غزل ۳۰۷۳ - بیا بیا که پشیمان شوی ازین دوری غزل ۳۰۷۴ - مسلم آمد یار مرا دل افروزی غزل ۳۰۷۵ - بیا بیا، که تو از نادرات ایامی غزل ۳۰۷۶ - بلندتر شده است آفتاب انسانی غزل ۳۰۷۷ - ایا مربی جان، از صداع جان چونی؟ غزل ۳۰۷۸ - ز آب، تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی غزل ۳۰۷۹ - بیامدیم دگربار سوی مولایی غزل ۳۰۸۰ - تو نور دیدهٔ جان، یا دو دیدهٔ مایی غزل ۳۰۸۱ - تو عاشقی؟ چه کسی؟ از کجا رسیدستی؟ غزل ۳۰۸۲ - رهید جان دوم، از خودی و از هستی غزل ۳۰۸۳ - بیا بیا، که چو آب حیات درخوردی غزل ۳۰۸۴ - به جان تو که بگویی وطن کجا داری غزل ۳۰۸۵ - به حق آن که تو جان و جهان، جهانداری غزل ۳۰۸۶ - شبی که دررسد از عشق، پیک بیداری غزل ۳۰۸۷ - اگر تو همره بلبل، ز بهر گلزاری غزل ۳۰۸۸ - حرام گشت ازین پس فغان و غم خواری غزل ۳۰۸۹ - به اهل پردۀ اسرارها ببر خبری غزل ۳۰۹۰ - بجه بجه ز جهان، تا شه جهان باشی غزل ۳۰۹۱ - اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی غزل ۳۰۹۲ - هزار جان مقدس، فدای سلطانی غزل ۳۰۹۳ - نگفتمت که تو سلطان خوب رویانی؟ غزل ۳۰۹۴ - بگو به جان مسافر ز رنج‌ها چونی؟ غزل ۳۰۹۵ - ازین درخت بدان شاخ و بر نمی‌بینی غزل ۳۰۹۶ - ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی غزل ۳۰۹۷ - بیا، بیا که شدم در غم تو سودایی غزل ۳۰۹۸ - ترش ترش بنشستی، بهانه دربستی غزل ۳۰۹۹ - بداد پندم استاد عشق ز استادی غزل ۳۱۰۰ - ببست خواب مرا جادوانه دلداری غزل ۳۱۰۱ - کسی که باده خورد بامداد زین ساقی غزل ۳۱۰۲ - برست جان و دلم از خودی و از هستی غزل ۳۱۰۳ - پدید گشت یکی آهویی درین وادی غزل ۳۱۰۴ - طواف کعبهٔ دل کن، اگر دلی داری غزل ۳۱۰۵ - ز صبح گاه فتادم به دست سرمستی غزل ۳۱۰۶ - فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری غزل ۳۱۰۷ - میان تیرگی خواب و نور بیداری غزل ۳۱۰۸ - به دست هجر تو زارم، تو نیز می‌دانی غزل ۳۱۰۹ - کالی تیشی آیانسو، ای افندی چلبی غزل ۳۱۱۰ - جان جان مایی، خوش‌تر از حلوایی غزل ۳۱۱۱ - تو چنین نبودی، تو چنین چرایی؟ غزل ۳۱۱۲ - تو خدای خویی، تو صفات هویی غزل ۳۱۱۳ - نه ز عاقلانم، که ز من بگیری غزل ۳۱۱۴ - عشق تو خواند مرا کز من چه می‌گذری؟ غزل ۳۱۱۵ - در لطف اگر بروی، شاه همه چمنی غزل ۳۱۱۶ - دلا گر مرا تو ببینی ندانی غزل ۳۱۱۷ - پذیرفت این دل ز عشقت خرابی غزل ۳۱۱۸ - نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟ غزل ۳۱۱۹ - نشانت که جوید؟ که تو‌ بی‌نشانی غزل ۳۱۲۰ - اگر چه لطیفی و زیبالقایی غزل ۳۱۲۱ - هم ایثار کردی، هم ایثار گفتی غزل ۳۱۲۲ - الا میر خوبان، هلا تا نرنجی غزل ۳۱۲۳ - به حیلت تو خواهی، که در را ببندی غزل ۳۱۲۴ - چو عشقش برآرد سر از‌ بی‌قراری غزل ۳۱۲۵ - بتا گر مرا تو ببینی، ندانی غزل ۳۱۲۶ - گل سرخ دیدم، شدم زعفرانی غزل ۳۱۲۷ - عجیب العجایب تویی در کیایی غزل ۳۱۲۸ - تو هر چند صدری، شه مجلسی غزل ۳۱۲۹ - رضیت بما قسم الله لی غزل ۳۱۳۰ - تماشا مرو، نک تماشا تویی غزل ۳۱۳۱ - الا هات حمراء کالعندم غزل ۳۱۳۲ - خواهیم یارا کامشب نخسپی غزل ۳۱۳۳ - حدی نداری، در خوش لقایی غزل ۳۱۳۴ - تو جان مایی، ماه سمایی غزل ۳۱۳۵ - با چرخ گردان، تیر هوایی غزل ۳۱۳۶ - خواهی ز جنون بویی ببری غزل ۳۱۳۷ - سلطان منی، سلطان منی غزل ۳۱۳۸ - آن به که مرا تمکین نکنی غزل ۳۱۳۹ - صنما، خرگه توام، که بسازی و برکنی غزل ۳۱۴۰ - صنما، بر همه جهان، تو چو خورشید سروری غزل ۳۱۴۱ - ای خجل از تو شکر و آزادی غزل ۳۱۴۲ - حکم نو کن، که شاه دورانی غزل ۳۱۴۳ - مستی و عاشقانه می‌گویی غزل ۳۱۴۴ - بحر ما را کنار بایستی غزل ۳۱۴۵ - آوخ آوخ، چو من وفاداری غزل ۳۱۴۶ - ای دل ار محنت و بلا داری غزل ۳۱۴۷ - ساقیا، ساقیا، روا داری غزل ۳۱۴۸ - تا شدستی امیر چوگانی غزل ۳۱۴۹ - مستم از باده‌های پنهانی غزل ۳۱۵۰ - من مرید توام، مراد تویی غزل ۳۱۵۱ - چند اندر میان غوغایی؟ غزل ۳۱۵۲ - گر چه تو نیم شب رسیدستی غزل ۳۱۵۳ - ز اول بامداد سرمستی غزل ۳۱۵۴ - ز اول بامداد سرمستی غزل ۳۱۵۵ - در غم یار، یار بایستی غزل ۳۱۵۶ - در غم یار، یار بایستی غزل ۳۱۵۷ - آن که چون ابر خواند کف تورا غزل ۳۱۵۸ - رو، مسلم تو راست‌ بی‌کاری غزل ۳۱۵۹ - زندگانی مجلس سامی غزل ۳۱۶۰ - جان جانی و جان صد جانی غزل ۳۱۶۱ - خامشی، ناطقی، مگر جانی غزل ۳۱۶۲ - ای که مستک شدی و می‌گویی غزل ۳۱۶۳ - عشق در کفر کرد اظهاری غزل ۳۱۶۴ - مست و خوشی، باده کجا خورده‌یی؟ غزل ۳۱۶۵ - جان و جهان، دوش کجا بوده‌یی؟ غزل ۳۱۶۶ - ای دل سرمست، کجا می‌پری؟ غزل ۳۱۶۷ - از مه من، مست دو صد مشتری غزل ۳۱۶۸ - یا ملک المغرب والمشرق غزل ۳۱۶۹ - گر نه شکار غم دلدارمی غزل ۳۱۷۰ - ای که تو از عالم ما می‌روی غزل ۳۱۷۱ - خشم مرو خواجه پشیمان شوی غزل ۳۱۷۲ - ای که ازین تنگ قفص می‌پری غزل ۳۱۷۳ - باده ده، ای ساقی هر متقی غزل ۳۱۷۴ - صد دل و صد جان به دمی دادمی غزل ۳۱۷۵ - کار به پیری و جوانیستی غزل ۳۱۷۶ - کردم با کان گهر آشتی غزل ۳۱۷۷ - آدمی‌یی، آدمی‌یی، آدمی غزل ۳۱۷۸ - در دل من پردهٔ نو می‌زنی غزل ۳۱۷۹ - این طریق دارهم یا سندی و سیدی غزل ۳۱۸۰ - اخلائی، اخلائی، صفونی عند مولایی غزل ۳۱۸۱ - ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی غزل ۳۱۸۲ - بغداد همان است که دیدی و شنیدی غزل ۳۱۸۳ - ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی غزل ۳۱۸۴ - کسی کو را بود خلق خدایی غزل ۳۱۸۵ - عزیزی و کریم و لطف داری غزل ۳۱۸۶ - بگو ای تازه رو، کم کن ملولی غزل ۳۱۸۷ - اتی النیروز مسرورالجنان غزل ۳۱۸۸ - ادر کأسی و دعنی عن فنونی غزل ۳۱۸۹ - یا ساقی اسقنی براح غزل ۳۱۹۰ - سلب العشق فؤادی، حصل الیوم مرادی غزل ۳۱۹۱ - کالی تیشی آینوسوای افندی چلبی غزل ۳۱۹۲ - لا یغرنک سد هوس عن رایی غزل ۳۱۹۳ - غدرالعشق فزلت قدمی غزل ۳۱۹۴ - وقتت خوش ای حبیبی، بشنو به حق یاری غزل ۳۱۹۵ - درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی غزل ۳۱۹۶ - بار من است او به چه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی غزل ۳۱۹۷ - سیدی ایم هو کی، خذ یدی ایم هو کی غزل ۳۱۹۸ - گهی پرده سوزی، گهی پرده داری غزل ۳۱۹۹ - الام طماعیة العاذل غزل ۳۲۰۰ - هٰذا طبیبی، عند الدوآء غزل ۳۲۰۱ - یا ساقی الحی، اسمع سوالی غزل ۳۲۰۲ - هٰذا سیدی، هٰذا سندی غزل ۳۲۰۳ - طیب الله عیشکم، لا اوحش الله من ابی غزل ۳۲۰۴ - یا ملک المبعث والمحشر غزل ۳۲۰۵ - روزن دل، آه چه خوش روزنی غزل ۳۲۰۶ - اضحکنی بنظرة، قلت له فهٰکذی غزل ۳۲۰۷ - قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری غزل ۳۲۰۸ - الا فی العشق تشریفی و عیدی غزل ۳۲۰۹ - نسیت الیوم من عشقی صلاتی غزل ۳۲۱۰ - اتاک الصوم فی حلل السعود غزل ۳۲۱۱ - نسیم الصبح جد بالابتشار غزل ۳۲۱۲ - الا یا مالکا رق الزمان غزل ۳۲۱۳ - املأ قدح البقا ندیمی غزل ۳۲۱۴ - یا مالک ذمة الزمان غزل ۳۲۱۵ - یا ساقیة المدام هاتی غزل ۳۲۱۶ - طارت حیلی و زال حیلی غزل ۳۲۱۷ - قالت الکأس ارفعونی کم الیٰ کم تحبسونی غزل ۳۲۱۸ - ترکبن طبقا عن طبق مولائی غزل ۳۲۱۹ - اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری غزل ۳۲۲۰ - لا قی الفراش نارا کن هٰکذا حبیبی غزل ۳۲۲۱ - الا حریم لیلیٰ، علیکم سلامی غزل ۳۲۲۲ - اخرج عن المکان، یا صارم الزمان غزل ۳۲۲۳ - یا من یزید حسنک حقا تحیری غزل ۳۲۲۴ - یا ویح نفسنا بفوات الفضائل غزل ۳۲۲۵ - یا ملک المحشر، ترحم لا ترتشی غزل ۳۲۲۶ - قلت له مصبحا یا ملک المشرق غزل ۳۲۲۷ - یا ساقی الراح خذ واملاء به طاسی غزل ۳۲۲۸ - ایا ملتقی العیش کم تبعدی غزل ۳۲۲۹ - یا ولی نعمتی و سلطانی غزل ۳۲۳۰ - یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی