هوش مصنوعی:
این متن شعری است که عشق را به عنوان تنها دغدغه و ارزش واقعی زندگی توصیف میکند. شاعر بیان میکند که بدون عشق، زندگی بیمعنا و بیذوق است و کسی که عشق ندارد، مانند مردهای است. همچنین، شاعر از دنیای مادی و وابستگیهای آن دوری میجوید و بر این باور است که عشق واقعی از هر قید و بندی آزاد است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند آزادی از قید و بندهای مادی و معنای واقعی عشق نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۶۶۶ - چمن جز عشق تو کاری ندارد
چَمَن جُز عشقِ تو کاری ندارد
وَگَر دارد چو منْ باری ندارد ۱
چه بیذوق است آن کِش عشقْ نَبْوَد
چه مُردهست آن کِه او یاری ندارد ۲
به غیرِ قوتِ تَن قوتی نَنوشَد
به جُز دنیا سَمَن زاری ندارد ۳
هر آن کِه تَرکِ خَر گوید زِ مَستی
غَمِ پالان و اَفْساری ندارد ۴
زِ خَر رَست و رَوان شُد پا بِرِهنه
به گُلْزاری که آن خاری ندارد ۵
چه غم دارد که خَر رفت و رَسَن بُرد؟
بَرِ او خَر چو مِقْداری ندارد ۶
مَشو غِرّه به اَزْرَق پوشِ گَردون
که اَنْدَر زیرْ ایزاری ندارد ۷
دَراَفکَن فِتْنهٔ دیگر دَرین شهر
که دورِ عشقْ هَنْجاری ندارد ۸
بِدَرّان پَردهها را زان که عاشق
زِ بیشَرمیْ غَم و عاری ندارد ۹
بِزَن آتش دَرین گفت و در آن کَس
که در گفتِ تو اِقْراری ندارد ۱۰
وَگَر دارد چو منْ باری ندارد ۱
چه بیذوق است آن کِش عشقْ نَبْوَد
چه مُردهست آن کِه او یاری ندارد ۲
به غیرِ قوتِ تَن قوتی نَنوشَد
به جُز دنیا سَمَن زاری ندارد ۳
هر آن کِه تَرکِ خَر گوید زِ مَستی
غَمِ پالان و اَفْساری ندارد ۴
زِ خَر رَست و رَوان شُد پا بِرِهنه
به گُلْزاری که آن خاری ندارد ۵
چه غم دارد که خَر رفت و رَسَن بُرد؟
بَرِ او خَر چو مِقْداری ندارد ۶
مَشو غِرّه به اَزْرَق پوشِ گَردون
که اَنْدَر زیرْ ایزاری ندارد ۷
دَراَفکَن فِتْنهٔ دیگر دَرین شهر
که دورِ عشقْ هَنْجاری ندارد ۸
بِدَرّان پَردهها را زان که عاشق
زِ بیشَرمیْ غَم و عاری ندارد ۹
بِزَن آتش دَرین گفت و در آن کَس
که در گفتِ تو اِقْراری ندارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۵ - خنک جانی که او یاری پسندد
گوهر بعدی:غزل ۶۶۷ - سماع صوفیان می در نگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.