هوش مصنوعی:
متن روایتگر داستان لیث است که در بازار با ترک ستمگری روبرو میشود. پس از درگیری، ترک متوجه اشتباه خود شده و از پیر دلسوز عذرخواهی میکند. پیر به او پاسخ میدهد که با وجود اشتباهات، بندگی و توبه اهمیت دارد و خداوند کریم و بخشنده است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات قدیمی ممکن است برای خوانندگان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
(۷) حکایت لیث بوسنجه
برون شد لیث بوسنجه به بازار
قفائی خورد از ترکی ستمگار ۱
یکی گفتش که ای ترک این قفا چیست
مگر تو خود نمیدانی که اوکیست ۲
فلانست او چو خورشیدی همه نور
که وصلش پیش سلطان خوشتر از سور ۳
شنیده بود ترک آوازهٔ او
چو آگه شد ازان اندازهٔ او ۴
پشیمان گشت و چون صاحب گناهان
به پیش پیر آمد عذر خواهان ۵
که پشتم از گناه خویش بشکست
ندانستم غلط کردم بدم مست ۶
جوابش داد آن پیر دلفگار
که فارغ باش ای سرهنگ ازین کار ۷
که گر این از تو بینم جز سقط نیست
ولی ز آنجا که رفت آنجا غلط نیست ۸
ز خضرت بین همه چیزی ولیکن
مشو از بندگی یک لحظه ساکن ۹
نمیدانی که مردودی تو یانی
ز حکم رفته مسعودی تو یانی ۱۰
ولی دانی که تا جان برقرارست
ترا بر امر رفتن عین کارست ۱۱
تو این میدانی و آن میندانی
یقین نتوان فکندن بر گمانی ۱۲
خداوندی کبیرست و کریمست
ترا با بندگی کاریست پیوست ۱۳
قفائی خورد از ترکی ستمگار ۱
یکی گفتش که ای ترک این قفا چیست
مگر تو خود نمیدانی که اوکیست ۲
فلانست او چو خورشیدی همه نور
که وصلش پیش سلطان خوشتر از سور ۳
شنیده بود ترک آوازهٔ او
چو آگه شد ازان اندازهٔ او ۴
پشیمان گشت و چون صاحب گناهان
به پیش پیر آمد عذر خواهان ۵
که پشتم از گناه خویش بشکست
ندانستم غلط کردم بدم مست ۶
جوابش داد آن پیر دلفگار
که فارغ باش ای سرهنگ ازین کار ۷
که گر این از تو بینم جز سقط نیست
ولی ز آنجا که رفت آنجا غلط نیست ۸
ز خضرت بین همه چیزی ولیکن
مشو از بندگی یک لحظه ساکن ۹
نمیدانی که مردودی تو یانی
ز حکم رفته مسعودی تو یانی ۱۰
ولی دانی که تا جان برقرارست
ترا بر امر رفتن عین کارست ۱۱
تو این میدانی و آن میندانی
یقین نتوان فکندن بر گمانی ۱۲
خداوندی کبیرست و کریمست
ترا با بندگی کاریست پیوست ۱۳
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۳
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:(۶) حکایت بهلول
گوهر بعدی:(۸) حکایت موسی و مرد عابد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.