هوش مصنوعی:
در این شعر، شاعر از عشق و فراق معشوق میگوید. نسیم صبحدم به گلزار میآید و بلبل با نوای خود عشق را ستایش میکند. شاعر از درد فراق مینالد و بیان میکند که بدون معشوق، زندگی برایش ارزشی ندارد. او آرزوی دیدار دوباره معشوق را دارد و میگوید که حاضر است جانش را در راه عشق فدا کند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای نوجوانان و بزرگسالان جذابتر باشد.
پیغام فرستادن بلبل بدست بادصبا و اشتیاق او به گل
چو میرفتند بر بالای کهسار
نسیم صبحدم آمدبه گلزار ۱
به دامانش بزد بلبل به دستان
ز بهر دلستان آن هر دو دستان ۲
نسیم صبحدم را گفت برخیز
برو در دامن معشوقم آویز ۳
بگو با من ترا آرام چونست
مرا بی تو جگر یک قطره خونست ۴
چنانم در فراقت ای دل آرام
نه صبرم ماند و نی هوش نه آرام ۵
دلم مشتاق تست ای جان شیرین
چو میل خاطر خسرو به شیرین ۶
اگر بار دگر رویت به بینم
به خلوت یک زمان پیشت نشینم ۷
غم گیتی به یک جو برنگیرم
نباشم مردهٔ گر زان چه مهرم ۸
به جز چشمم کسی رویت مبیناد
غم گیتی سر کویت مبیناد ۹
اگر عمرت بود زین پس بمانم
وگرنه جان به عشقت برفشانم ۱۰
نسیم صبحدم آمدبه گلزار ۱
به دامانش بزد بلبل به دستان
ز بهر دلستان آن هر دو دستان ۲
نسیم صبحدم را گفت برخیز
برو در دامن معشوقم آویز ۳
بگو با من ترا آرام چونست
مرا بی تو جگر یک قطره خونست ۴
چنانم در فراقت ای دل آرام
نه صبرم ماند و نی هوش نه آرام ۵
دلم مشتاق تست ای جان شیرین
چو میل خاطر خسرو به شیرین ۶
اگر بار دگر رویت به بینم
به خلوت یک زمان پیشت نشینم ۷
غم گیتی به یک جو برنگیرم
نباشم مردهٔ گر زان چه مهرم ۸
به جز چشمم کسی رویت مبیناد
غم گیتی سر کویت مبیناد ۹
اگر عمرت بود زین پس بمانم
وگرنه جان به عشقت برفشانم ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:عجز آوردن بلبل به پیش باز و دستوری طلبیدن او
گوهر بعدی:فغان کردن گل در هجر بلبل و شکایت از روزگار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.